آزربایجان راه خود را خواهد رفت

3 روز پیش 3 دقیقه مطالعه محسن سعادت
 آزربایجان راه خود را خواهد رفت



آزربایجان دیگر حاضر نیست انرژی تاریخی، انسانی و سیاسی خود را در دعواهای جعلی و پروژه‌های ورشکسته‌ای هزینه کند که دهه‌هاست از تهران بازتولید می‌شوند؛ دعواهایی که یک سوی آن «شاهِ بدون آینده» ایستاده و سوی دیگرش «شیخِ بی‌مشروعیت»، و هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند: انکار آزربایجان، حذف تکثر، و ترس از آزادی.


مسئله‌ی آزربایجان نه بازگشت به گذشته است و نه اصلاح ظاهری وضع موجود. مسئله، عبور آگاهانه از هر دو روایت مسلط ایرانشهری است؛ روایتی که در دوران پهلوی با سرکوب زبان و هویت ملی عمل کرد و در جمهوری اسلامی با همان منطق، اما با لباسی مذهبی، ادامه یافت. این دو، برخلاف دعوای نمایشی‌شان، در بنیان فکری تفاوتی ندارند: هر دو مرکزگرا، هر دو اقتدارطلب، و هر دو دشمن حق تعیین سرنوشت ملت‌ها هستند.


آزربایجان تجربه دارد. حافظه‌ی تاریخی این سرزمین با شعار ساخته نشده، با هزینه ساخته شده است. از حکومت ملی و سرکوب خونین آن، تا دهه‌ها تحقیر زبانی و فرهنگی، از امنیتی‌سازی مطالبات مدنی تا تحریف تاریخ؛ آزربایجان بهای آگاهی امروز خود را پرداخته است. به همین دلیل است که دیگر فریب دوگانه‌های جعلی را نمی‌خورد؛ دوگانه‌هایی که هدفشان نه آزادی، بلکه بازتولید سلطه است.


راه آزربایجان، راه استقلال فکری است. استقلال از گفتمان ایرانشهری، استقلال از اسطوره‌ی «ملت واحد»، استقلال از این تصور که آزادی باید از مرکز صادر شود. آزربایجان می‌داند آزادی اگر از پایین، از جامعه و از هویت‌های واقعی نجوشد، تنها نام دیگری برای استبداد خواهد بود.


آزربایجان امروز از دموکراسی واقعی سخن می‌گوید؛ دموکراسی‌ای که بدون عدالت زبانی، بدون برابری ملی و بدون به‌رسمیت‌شناختن تکثر، یک شوخی تلخ است. آزربایجان از همزیستی داوطلبانه حرف می‌زند، نه وحدت اجباری. از آینده‌ای می‌گوید که در آن هیچ ملتی قیم ملت دیگر نیست و هیچ زبانی «امنیتی» تلقی نمی‌شود.


این مسیر، مسیری احساسی یا واکنشی نیست؛ حاصل یک بلوغ تاریخی است. آزربایجان نه به دنبال انتقام است و نه حذف دیگران. مطالبه‌اش روشن است: حق بودن، حق گفتن، حق تصمیم‌گرفتن. و این حقوق، نه هدیه‌اند و نه قابل تعلیق.


آنان که هنوز می‌کوشند آزربایجان را به انتخاب میان شاه و شیخ، میان گذشته‌ی پوسیده و حالِ فاسد مجبور کنند، یک واقعیت ساده را درک نکرده‌اند: آزربایجان از این دوگانه عبور کرده است. این جامعه، راه خود را یافته و بازگشتی به قفس‌های ایدئولوژیک ندارد.


آزربایجان راه خود را خواهد رفت؛

نه با اجازه‌ی مرکز،

نه با تایید فاشیسم پنهان،

بلکه با تکیه بر اراده‌ی جمعی، عقلانیت سیاسی و هویت ملی خود.


این راه شاید آسان نباشد، اما واقعی است.

و تاریخ نشان داده است که راه‌های واقعی، هرچند دیر، اما ماندگارند.