روزنامهی کیهان سالهاست که بهعنوان رسانهای وابسته به رهبر جمهوری اسلامی، تلاش میکند با روایتسازیهای هدفمند و گاه آشکارا دروغین، افکار عمومی را کنترل و هدایت کند. اما این رسانه بهمرور زمان بخش بزرگی از مخاطبان خود را از دست داده و امروز بیشتر به تریبونی محدود برای بازتاب سخنان رهبر جمهوری اسلامی و بازتولید نگاه دولت رسمی و دولت پنهان نظام تبدیل شده است.
در بسیاری از بخشهای این روزنامه ــ از گزارشها و گفتگوها گرفته تا «پیام مخاطبان» ــ نوعی جهان موازی دیده میشود؛ جهانی که در آن واقعیتهای جامعه ایران نه آنگونه که هستند، بلکه آنگونه که حاکمیت میخواهد دیده شوند، بازنمایی میشوند. هدف اصلی این روایتسازیها، تغییر ذهن مخاطب و شکل دادن به ادراک عمومی است؛ حتی اگر این ادراک با حقیقت جامعه فاصلهای عمیق داشته باشد.
مشکل اما تنها به رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی محدود نماند. تلختر آنکه بخشی از همین بیماری رسانهای، در خارج از ایران و در میان رسانههایی که خود را «مستقل» و «حرفهای» معرفی میکنند نیز قابل مشاهده است.
ایران اینترنشنال که فعالیت خود را با شعار یک رسانه خبری و تحلیلی ۲۴ ساعته آغاز کرده بود، در سالهای اخیر بهتدریج در مسیری حرکت کرده که یادآور همان الگوی رسانهای کیهان است؛ با این تفاوت که این بار نه در خدمت جمهوری اسلامی، بلکه در خدمت پروژهی سیاسی دیگری.
روایتسازیهای جهتدار برای پروموت کردن رضا پهلوی، این شبکهی پرمخاطب را رفتهرفته از یک رسانه خبری به ارگان تبلیغاتی جریان پهلویگرا نزدیک کرده است. حتی بخشهایی مانند «پیام مخاطبان» نیز عمدتاً در راستای همان خط سیاسی عمل میکنند و تلاش دارند تصویری مصنوعی از حمایت گسترده و یکدست از پروژهی بازگشت سلطنت ارائه دهند.
رسانه، زمانی رسانه است که بتواند فاصلهی خود را با قدرت حفظ کند؛ چه این قدرت در بیت رهبری باشد و چه در حلقهی اپوزیسیون. هنگامی که رسانه به ابزار پروژههای سیاسی تبدیل شود، دیگر نه بازتابدهندهی حقیقت، بلکه سازندهی روایتی مهندسیشده از حقیقت خواهد بود.
امروز بخشی از رسانههای فارسیزبان، چه در داخل و چه در خارج از ایران، بیش از آنکه در پی کشف حقیقت باشند، در حال ساختن «حقیقت مطلوب» خود هستند؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که رسانه میمیرد و تبلیغات متولد میشود.