لابی پهلوی در آذربایجان شمالی به دنبال چیست؟

۱ ساعت پیش 4 دقیقه مطالعه یادداشت سیاسی آرازنیوز
  لابی پهلوی در آذربایجان شمالی به دنبال چیست؟

در شرایطی که ایران در وضعیتی بسیار حساس و حیاتی قرار دارد و به‌طور طبیعی، از منظر سرنوشت آذربایجان جنوبی نیز روزهای بسیار سرنوشت‌سازی در پیش است، به‌روشنی دیده می‌شود که نیروهای «سلطنت‌طلب» به رهبری رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، محاسبات ویژه‌ای درباره آذربایجان دارند. زیرا آنان نیز مانند همه به‌خوبی می‌دانند که در ایران، بدون حضور و حمایت آذربایجان جنوبی و به‌طور کلی جمعیت ترک، هیچ حرکت و جریانی نمی‌تواند به موفقیت برسد.

از همین‌رو، آنان نیز مانند دیگر نیروها می‌کوشند «کلید آذربایجان» را به دست آورند.

اما گذشته پهلوی‌ها در قبال آذربایجان آن‌چنان سیاه و امروز آنان به قدری فاقد اعتبار است که خودشان بهتر از هر کس می‌دانند در افکار عمومی آذربایجان جنوبی جایگاهی نخواهند یافت. به همین دلیل، به قول معروف، وقتی نمی توانند از در وارد شوند، می‌کوشند از پنجره وارد شوند. پهلوی‌ها که با وجود همه فریب‌کاری‌ها و حقه‌بازی‌ها در آذربایجان جنوبی جز با نفرت روبه‌رو نشده‌اند، در آذربایجان شمالی به فعالیت لابی‌گری روی آورده‌اند و می‌کوشند از طریق رسانه‌های آن‌جا بر افکار عمومی آذربایجان تأثیر گذاشته و برای خود جایگاهی دست‌وپا کنند.

طبیعی است که لابی پهلوی از پول فراوانی برخوردار است؛ زیرا ثروت‌هایی که محمدرضا پهلوی و دیگر طرفداران سلطنت از دارایی‌های ملت‌‌های ایران غارت کرده و با خود برده‌اند، امروز به میلیاردها دلار در بانک‌های غربی رسیده است. اما این پول‌ها برای شستن گذشته سیاه آنان کفایت نمی‌کند.

بیایید نگاهی کوتاه به نوع نگاه و رفتار پهلوی‌ها ـ که پایگاه و نماد ملی‌گرایی فارسی به‌شمار می‌روند ـ نسبت به آذربایجان بیندازیم و ببینیم آیا واقعاً می‌توان این گذشته را نادیده گرفت؟

پهلوی اول رضاخان (که در حالی‌که یک سرباز ساده و بی‌سواد بود، توسط انگلیسی‌ها به پادشاهی رسانده شد) به‌محض به‌دست گرفتن قدرت، نخستین اقدامش ممنوعیت کامل زبان ترکی و مجازات کودکانی بود که در مدارس به زبان ترکی سخن می‌گفتند. در دوران او، زبان و فرهنگ ترکی از تمامی عرصه‌های اجتماعی و سیاسی حذف شد. نفرت رضاخانِ به‌شدت فارس‌گرا از آذربایجان و از گذشته دولت‌داری ترکان چنان عمیق بود که در آذربایجان، تهران و مناطق مختلف ایران، شمار زیادی از بناهای تاریخی متعلق به دولت‌های ترک ویران و نابود شد. به‌ویژه در تبریز، میراث تاریخی آذربایجان چنان ضربه‌ای خورد که آنچه طالبان در افغانستان و داعش در سوریه انجام دادند، در برابر آن حتی به گرد و غبارش هم نمی‌رسد. در دوران رضاخان، قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آذربایجان به‌طور کامل در هم شکسته شد و آذربایجان از هر نظر به پایین‌ترین سطوح کشور رانده شد.

پهلوی دوم محمدرضا راه پدرش را ادامه داد. اما شاخص‌ترین رویداد دوران او، کشتار ۲۱ آذر بود. در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ (۱۹۴۶ میلادی)، در آذربایجان جنوبی چنان قتل‌عامی به راه افتاد که آذربایجان دهه‌ها نتوانست کمر راست کند. بنا به نوشته‌های خود روزنامه‌های آن دوره، رژیم پهلوی در سال ۱۹۴۶ حدود ۲۰ هزار نفر را در آذربایجان جنوبی به قتل رساند و ده‌ها هزار نفر دیگر را به تبعید فرستاد.

در سال ۱۹۷۹، رژیم اسلامی در ایران به قدرت رسید و در رابطه با آذربایجان هیچ چیز تغییر نکرد. جمهوری اسلامی همان راهی را ادامه داد که پهلوی‌ها گشوده بودند.

امروز نیز سلطنت‌طلبان و خاندان پهلوی به‌عنوان نماد و نماینده ملی‌گرایی فارسی شناخته می‌شوند. از نگاه آنان، در ایران تنها یک ملت، یک زبان، یک پرچم و یک دولت وجود دارد. زبان ایران فقط زبان فارسی است. چیزی به نام آذربایجان، ملت، هویت یا دولت آذربایجانی وجود ندارد. به‌زعم آنان، کسانی که چنین سخنانی می‌گویند صرفاً «پان‌ترکیست‌هایی هستند که باید سرکوب شوند». این دیدگاه‌ها به‌صراحت در «سند دوره گذار» ارائه‌شده از سوی رضا پهلوی آمده است. بر اساس همان سند، وظیفه اصلی ارتش سلطنتی ایران نابودی جدایی‌طلبانی است که به‌زعم آنان قصد تجزیه ملت ایران را دارند؛ از جمله پان‌ترکیست‌ها.

و همه می‌دانند که در جنگ قره‌باغ نیز آنان با تمام توان از ارامنه‌ای که به‌زعم خودشان «هم‌ریشه» بودند، در برابر آنچه از نظرشان «جمهوری جعلی باکو» و تهدیدی علیه تمامیت ارضی ایران محسوب می‌شد، دفاع کردند. در آن دوره، رسانه‌های سلطنت طلب مملو از تبلیغات و برنامه‌های ضد آذربایجانی بود. آنان در این زمینه حتی از رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز پیشی گرفتند.

امروز لابی ثروتمند پهلوی که در باکو به تجارت و کسب‌وکار مشغول است، می‌کوشد از طریق برخی رسانه‌های آذربایجان شمالی، «گرگ را در لباس میش» به درون خانه راه دهد. چون می‌داند چنین کاری را در تبریز نمی‌تواند انجام دهد، تلاش می‌کند آن را در باکو پیش ببرد.

اما باید دانست که ملت ترک آذربایجان، همان‌قدر که از رژیم اسلامی ایران نفرت دارد، از پهلوی‌ها نیز بیزار است. زیرا بنیان همه بلاهایی که بر سر آذربایجان آمده، توسط پهلوی‌ها گذاشته شد و رژیم اسلامی همان مسیر را ادامه داد. ملت ما گذشته را فراموش نکرده و امروز را نیز به‌خوبی می‌بیند.

لابی پهلوی کار خود را می‌کند، اما خواهران و برادران ما در آذربایجان شمالی نباید در دام این توطئه گرفتار شوند.