گزارش تحلیلی آرازنیوز؛
غرب آزربایجان در سایه جنگ: تهدیدات گروههای مسلح کردی، تحرکات ائتلافی وآمادگیهای مردمی
غرب آزربایجان در کانون بحران
با آغاز عملیات نظامی گسترده ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) و بهویژه پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ایران وارد فاز جدید و بیسابقهای از بیثباتی شده است. این تحولات که سراسر خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده، بهطور خاص در مناطق غربی ایران و بهویژه استان آزربایجان غربی پیامدهای امنیتی بسیار حساسی را به دنبال داشته است.
آزربایجان غربی بهعنوان یکی از استانهای آزربایجان جنوبی و هممرز با سه کشور جمهوری آزربایجان شمالی (نخجوان)، تورکیه و عراق، در نقطه تقاطع چندین دینامیک بحرانی قرار گرفته است: از یکسو حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی و امنیتی این استان، از سوی دیگر تحرکات بیسابقه گروههای مسلح کردی که پس از تشکیل ائتلاف مشترک، خود را برای ورود به صحنه آماده میکنند، و در نهایت نگرانیهای عمیق مردم تورک آزربایجان که خود را در معرض تهدیدی چندجانبه میبینند.
این گزارش تحلیلی با هدف ارائه تصویری جامع و مستند از آخرین تحولات میدانی، سیاسی و دیپلماتیک مرتبط با غرب آزربایجان تهیه شده و بر اساس بیانیهها، مصاحبهها، تحلیلهای منابع باز و گزارشهای میدانی تنظیم گردیده است. هدف اصلی، اطلاعرسانی دقیق به مردم تورک آزربایجان جنوبی و بهخصوص ساکنان غرب آزربایجان است تا ضمن آگاهی و هوشیاری کامل، با حفظ خونسردی، تدابیر لازم برای مقابله با هرگونه تهدید و خطر را اتخاذ نمایند.
عملیات نظامی و تخریب زیرساختهای امنیتی غرب ایران
الف) مقیاس و گستره حملات
بر اساس گزارش تحلیلی مبتنی بر اطلاعات منابع باز (OSINT) که با بررسی بیش از ۶۰ هزار پست رسانههای اجتماعی، بیش از ۱۰۰۰ گزارش حمله و بیش از ۷۵۰۰ نقطه جغرافیایی در دوره ۲۸ فوریه تا ۸ مارس ۲۰۲۶ تهیه شده، عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در غرب ایران ابعاد بسیار گستردهای داشته است. دادهها از چهار لایه اطلاعاتی شامل بیش از ۵۲ کانال تلگرام، بیش از ۹۰ حساب کاربری در پلتفرم X، تصاویر ماهوارهای و فهرستهای از پیش تهیهشده تأسیسات نظامی استخراج و طی یک فرآیند سهمرحلهای اعتبارسنجی شدهاند.
در مجموع در چهار استان کردستان، کرمانشاه، آزربایجان غربی و ایلام، ۲۷ شهر هدف حملات قرار گرفته و حداقل ۱۲۰ هدف نظامی و امنیتی در سطح نام و موقعیت شناسایی شده است. بیش از ۱۷۰ موج حمله مجزا ثبت شده و عملیات بهمدت هشت روز بدون وقفه ادامه یافته است. از میان اهداف شناساییشده، ۳۳ مورد با تصاویر ماهوارهای یا ویدیویی تأیید شده و برای بیش از ۱۰ هدف مختصات جغرافیایی دقیق تعیین گردیده است.
ب) وضعیت آزربایجان غربی در نقشه حملات
در استان آزربایجان غربی، در شش شهر بیش از ۲۰ هدف نظامی و امنیتی شناسایی و مورد حمله قرار گرفته است. بر اساس گزارشهای میدانی واصله، از جمله اهداف حملهشده میتوان به ستاد مرزبانی استان، برجکها و مواضع مرزی در مناطق اورمیه، سرو و راژان اشاره کرد. در بخش جنوبی استان، مواضعی در شهرهای نقده (سولدوز)، اشنویه، سردشت، پیرانشهر و مهاباد هدف قرار گرفتهاند. در شمال استان نیز مناطقی در ماکو، سلماس و خوی آسیب دیدهاند.
نکته قابل توجه آن است که مقر اطلاعاتی مهاباد با حملات متعدد در فواصل پنجدقیقهای مواجه شده و در اشنویه، گزارشه حاکی از آن بوده که پرسنل سپاه پاسداران در حین حملات به مدارس و مساجد پناه بردهاند. همچنین گزارش شده که برخی تأسیسات از پیش تخلیه شده بودند که نشاندهنده وجود اطلاعات قبلی یا هشدارهای پیشین است.
ج) تصفیه هدفمند شبکه امنیتی
تحلیل الگوی هدفگیری نشان میدهد که حملات تصادفی نبوده و یک معماری امنیتی چندلایه را بهصورت مرحلهای هدف قرار داده است. اولویتبندی هدفگیری به ترتیب شامل: ۱) پایگاههای نظامی سپاه پاسداران، ۲) شبکه اطلاعاتی، ۳) ساختار امنیت مرزی، ۴) نیروهای انتظامی و امنیت داخلی، و ۵) نهادهای مرتبط با اقتدار سیاسی محلی بوده است. علاوه بر این، مراکز رادیو-تلویزیون، دادگاههای انقلاب، دکلهای مخابراتی و باشگاههای افسران نیز در فهرست اهداف قرار گرفتهاند.
پایگاههای سپاه و پاسگاههای مرزی حدود ۴۴ درصد از کل اهداف را تشکیل دادهاند. میزان تطابق بین فهرست اهداف از پیش تهیهشده (بر اساس منابع باز قبل از جنگ) و تأسیساتی که عملاً مورد حمله قرار گرفتهاند، ۷۸ درصد بوده است. این آمار نشان میدهد که هدفگیری بر اساس یک برنامه از پیش تدوینشده صورت گرفته نه تصمیمات لحظهای.
تحلیلگران محلی بر این باورند که هدف از این حملات، تضعیف یا پاکسازی مواضع مرزی بوده؛ سناریویی که میتواند زمینهساز تحرکات گروههای مسلح کُردی در مناطق مرزی شود. این سناریو با توجه به همزمانی تشکیل ائتلاف کُردی و حملات نظامی، عمق بیشتری مییابد.
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران و مواضع آن
الف) تشکیل ائتلاف: زمانبندی معنادار
شش روز پیش از آغاز عملیات نظامی، در تاریخ ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، پنج سازمان مسلح کُردی ایران پس از حدود چهار دهه برای نخستین بار در قالب یک ائتلاف مشترک گرد هم آمدند. این ائتلاف موسوم به «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» شامل حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)، حزب حیات آزاد کردستان (PJAK)، حزب آزادی کردستان (PAK)، جامعه زحمتکشان کردستان (کومله) و سازمان خبات کردستان ایران است.
این زمانبندی بسیار معنادار است. همزمانی تشکیل ائتلاف با آغاز حملات نظامی، بههمراه سیگنالهای دیپلماتیک بینالمللی، نشان میدهد که این اقدام بخشی از یک طرح گستردهتر بوده است. رسانههای بینالمللی از جمله آکسیوس (مبنی بر دیدار ترامپ با مسعود بارزانی و بافل طالبانی)، والاستریت ژورنال (مبنی بر آمادگی واشنگتن برای مسلحسازی گروههای ضد ایران)، رویترز (مبنی بر حمایت تسلیحاتی سیا) و سیانان (مبنی بر آغاز حمایت سیا از ماهها قبل) همگی بر وجود یک طرح هماهنگ دلالت میکنند.
ب) بیانیه ائتلاف خطاب به ملت تورک آزربایجان
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران بیانیهای با عنوان «پیام به ملتها و تمامی آزادیخواهان ایران، ملت تورک آزربایجان و کشورهای همسایه» منتشر کرده است. در این بیانیه، ائتلاف مدعی شده که از «ایجاد سازوکارهای اداره مشترک محلی» در مناطقی که کردها و تورکها در کنار هم زندگی میکنند حمایت میکند و «دست همکاری به سوی ملت تورک آذری» دراز میکند.
ائتلاف همچنین مدعی پایبندی به «پیمان مودت میان جمهوری کردستان و حکومت ملی آزربایجان» شده و آن را «نقشه راه و نمادی از همکاری و تفاهم» میان دو جنبش توصیف کرده است. این بیانیه همچنین بر «همزیستی مسالمتآمیز» و «مشارکت برابر» تأکید نموده است.
ج) تحلیل انتقادی بیانیه از منظر حرکت ملی آزربایجان
در حالی که ظاهر بیانیه ائتلاف کُردی حاوی پیامهای صلحآمیز و دوستانه است، تحلیل دقیقتر محتوای آن و مقایسه با اقدامات عملی و مصاحبههای رهبران این گروهها، تصویر متفاوتی را آشکار میسازد:
اولاً، استفاده مکرر از عبارت «سرزمین اجدادی» و «سرزمین مشترک» برای مناطقی که از نظر تاریخی، جغرافیای سیاسی و هویت ملی جز لاینفک آزربایجان بوده که اکثریت جمعیت آنها تورک هستند، بهویژه در شهرهایی مانند اورمیه، سلماس، سولدوز (نقده)، ماکو، خوی، سایین قالا (شاهیندژ)، تیکانتپه (تکاب)، قوشاچای (میاندوآب)، اشنویه و… از منظر حرکت ملی آزربایجان تلاشی است برای مشروعیتبخشی به حضور نظامی در مناطق تورکنشین. مفهوم «اداره مشترک محلی» در شرایطی که یک طرف مسلح و طرف دیگر غیرمسلح است، عملاً به معنای تحمیل اراده نظامی بر اراده مردمی خواهد بود.
ثانیاً، ارجاع به پیمان مودت ۱۳۲۵ در شرایطی که احزاب کُردی عملاً در حال آمادهسازی برای ورود نظامی به مناطق غرب آزربایجان هستند و از قدرتهای خارجی درخواست حمایت تسلیحاتی و اعلام منطقه پرواز ممنوع دارند، بیش از آنکه نشانه صداقت باشد، ابزاری تاکتیکی برای کاهش مقاومت مردم تورک به نظر میرسد.
ثالثاً، بیانیه هیچ اشارهای به درخواست منطقه پرواز ممنوع از آمریکا و اسرائیل، آمادگی نظامی برای حمله زمینی، و برنامهریزی برای ایجاد «روژهلات» (نسخهای از پروژه روژاوا در شرق کردستان) ندارد. این سکوت معنادار در حالی است که رهبران همین احزاب در مصاحبههای رسانهای بهصراحت از این اهداف سخن گفتهاند.
مواضع واقعی احزاب کُردی — آنچه در بیانیهها نمیآید
الف) درخواست منطقه پرواز ممنوع بر فراز مناطق غربی آزربایجان جنوبی
در یکی از خطرناکترین تحولات، ائتلاف احزاب کُردستان ایران از آمریکا و اسرائیل درخواست اعلام «منطقه پرواز ممنوع» (No-Fly Zone) بر فراز آزربایجان جنوبی کرده است. بر اساس گزارشها، انگیزه اصلی این درخواست، ترس از پهپادها و موشکهای کشورهای همسایه است که در صورت تحرکات نظامی علیه مردم تورک میتواند وارد عمل شود.
رضا کعبی، دبیرکل کومله، در مصاحبهای صراحتاً اعلام کرده که اقدامات احتمالی در خاک ایران تنها با ایجاد «منطقه پرواز ممنوع» تحت رهبری آمریکا امکانپذیر است. او با اشاره به تجربه جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ و ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق توسط آمریکا، انگلیس و فرانسه گفته است: «منطقه نظامی امن ایجاد شده در آن دوره، زمینهساز تأسیس منطقه خودمختار کنونی کُرد شد. حفاظ مشابهی باید در داخل مرزهای ایران نیز ایجاد شود.»
خلیل نادری، سخنگوی حزب آزادی کردستان (PAK)، در مصاحبه با الجزیره گفته است: «ما دهها هزار نیرو در ایران داریم. یکی از شرطهای ما برای شرکت در جنگ، اعمال منطقه پرواز ممنوع است.»
خالد عزیزی، از مدیران ائتلاف کردستان ایران، نیز بهصراحت اعلام کرده: «از نظر سیاسی و نظامی نیروهای ما آمادهاند. ما منتظر لحظه مناسب هستیم.»
ب) پیامدهای منطقه پرواز ممنوع برای تورکهای آزربایجان
روزنامه تورکیه قازئتسی با اشاره به تجربه مدل خط مرزی ۳۶ عرض شمالی در عراق هشدار داده است: «در آن زمان با اعلام منطقه پرواز ممنوع، هم منطقه خودمختار کُردی تأسیس شد و هم قندیل به مرکز پکک تبدیل گردید.»
این روزنامه با اشاره به اینکه نسخهای از پروژه «روژاوا» در شمال سوریه، این بار با نام «روژهلات» در امتداد مرز ایران-تورکیه در حال طراحی است، هشدار داده: «آزربایجان جنوبی تحت تهدید جدی است. خشم پکک و اجزای آن میتواند عواقب وحشتناکی داشته باشد. احتمال نسلکشی وجود دارد. باید آماده باشیم. بسیار روشن است که حملات آمریکا و اسرائیل هدف تغییر نقشه جمعیتی و سیاسی منطقه را دنبال میکنند. در هرجومرج ناشی از خلأ قدرت، طرح دولتک دزدان دریایی اجرا خواهد شد. آنها برای پروژه روژهلات، هدفشان آزربایجان جنوبی است. برای اشغال و نسلکشی، میخواهند مرزهای تورکیه و آزربایجان را ببندند و منطقه را پرواز ممنوع اعلام کنند. این یعنی سد کشیدن در برابر تورکیه و آزربایجان و جلوگیری از دخالت آنها.»
ج) پژاک و طرح ارتش فراحزبی کُردی
اهون چیاکو، عضو شورای پژاک (شاخه ایرانی پکک)، در گفتوگو با سایت «شارپرس» اعلام کرده که احزاب سیاسی کُردستانی باید برای آینده به سمت ایجاد یک «ارتش فراحزبی» حرکت کنند. وی تأکید کرده که پراکندگی نیروهای نظامی احزاب مختلف، توان و اثرگذاری جنبش کُردی را محدود کرده و باید یک ساختار نظامی مشترک ایجاد شود.
فواد بریتان، مدیر پژاک، نیز در مصاحبهای موضع مشابهی اتخاذ کرده و بر لزوم اتحاد نظامی تأکید نموده است. این طرح «ارتش فراحزبی» عملاً به معنای ایجاد یک نیروی نظامی یکپارچه کُردی است که میتواند تهدید بسیار جدیتری برای امنیت مناطق تُرکنشین باشد.
د) عبدالله مهتدی و آمادگی پیشمرگه
عبدالله مهتدی، رهبر کومله، در گفتوگو با شبکه «نیوز نیشن» صراحتاً اعلام کرده: «نیروهای پیشمرگه آماده هستند تا از مردم ما محافظت کنند، امنیت مناطق کردستان را تأمین کنند. ما باید از مردم خود محافظت کنیم و برای آنها امنیت فراهم کنیم، و دقیقاً همین کاری است که انجام خواهیم داد.»
این اظهارات از آن جهت نگرانکننده است که تعریف مهتدی از «مناطق کردستان» شامل بخشهای وسیعی از آزربایجان غربی نیز میشود و «محافظت از مردم» میتواند پوششی برای استقرار نظامی در شهرها و مناطق تورکنشین باشد.
ه) ارزیابی کلی از موضعگیریهای احزاب کُردی
ارزیابی مجموع مصاحبهها و بیانیههای رهبران احزاب کُردی در پانزدهمین روز جنگ، سه نتیجهگیری اساسی را ممکن میسازد:
نخست، سازمانها هنوز شرایط را برای آغاز یک قیام تمامعیار مناسب نمیدانند و روند را با احتیاط دنبال میکنند.
دوم، تمامی سازمانها بدون حمایت عملیاتی آمریکا (حمله زمینی یا منطقه پرواز ممنوع) ورود به صحنه را پرریسک ارزیابی میکنند.
سوم، هر سازمانی بهصورت منفرد تلاش میکند خود را بهعنوان «قویترین و مناسبترین بازیگر برای سرمایهگذاری» معرفی کند و حمایتهای خارجی را به سمت خود هدایت نماید. این رقابت درونی نشاندهنده آن است که اتحاد ائتلافی، عمق استراتژیک چندانی ندارد و بیشتر جنبه نمایشی دارد.
بیانیه حزب دموکرات کردستان ایران — تحلیل ویژه
حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) بیانیه مفصلی منتشر کرده که در آن ضمن اشاره به کشته شدن خامنهای و بحران جاری، بر «وحدت و همکاری احزاب مترقی و آزادیخواه» تأکید کرده است. این بیانیه حاوی چندین ادعای کلیدی است که نیازمند تحلیل انتقادی از منظر حرکت ملی آزربایجان است:
الف) ادعای «ایجاد اختلاف توسط جمهوری اسلامی»
حدکا مدعی شده که جمهوری اسلامی «از ابزارهای غیرانسانی مختلف، از کشتار جمعی تا تحریف واقعیتهای جنبش ملی کُرد و ایجاد اختلاف میان ملتهای کُرد و آزربایجانی، استفاده کرده است.» در واقع حدکا با این ادعا تلاش میکند هرگونه نگرانی تورکهای آزربایجان را از تحرکات نظامی کُردی، به حساب تبلیغات جمهوری اسلامی بگذارد. در حالی که نگرانیهای مردم تورک نه محصول تبلیغات رژیم، بلکه ناشی از تجربههای تاریخی مکرر و مشاهده مستقیم تحرکات گروههای مسلح در مناطق خودشان است از جمله کشتار سولدوز در فروردین ۱۳۵۸.
ب) ادعای «حضور پیشمرگه در سرزمین اجدادی»
حدکا در بیانیه خود ادعا کرده: «حضور مبارزان کُرد و نیروی پیشمرگه کردستان در شهرها و مناطقی که زادگاه و بخشی از سرزمین تاریخی و اجدادی آنهاست، نهتنها تهدیدی علیه تورکهای همجوار نیست، بلکه حق طبیعی و غیرقابلانکار آنها و اقدامی در راستای تأمین امنیت مردم است.»
این ادعا از چند جهت مسئلهساز است: اولاً، شهرهایی مانند اورمیه، سلماس، خوی، نقده، ماکو، تکاب، شاهیندژ، اشنویه، میاندوآب و… شهرهایی با اکثریت تورک هستند و ادعای «سرزمین اجدادی کُرد» بر این شهرها، مصداق بارز ادعای ارضی بر سرزمین دیگران است. ثانیاً، «حق طبیعی» خواندن حضور نظامی یک گروه مسلح در شهرهای مردم دیگر، در هیچ چارچوب حقوقی بینالمللی قابل توجیه نیست. ثالثاً، ادعای «تأمین امنیت مردم» از سوی یک گروه مسلح غیرمنتخب که هیچ مشروعیت مردمی در مناطق تورکنشین ندارد، عملاً پوششی برای اشغال نظامی است.
ج) ادعای «سرزمین مشترک» و تلاش برای بیاثر کردن مقاومت
حدکا در بند سوم بیانیه خود نوشته: «سرزمینی که نام آزربایجان غربی بر آن گذاشته شده، سرزمین مشترک همه گروههای ملی است. هیچکدام مهمان یا بیگانه نیستند. هر تفکری که با کُردها یا تورکها بهمثابه مهمان ناخوانده برخورد کند، بانی تنشها خواهد بود.»
این بند عملاً تلاش میکند هرگونه مقاومت مردمی تورک در برابر حضور نظامی گروههای مسلح کردی در شهرهای تورکنشین را بهعنوان «تفرقهافکنی» و «برخورد با مهمان ناخوانده» فریمبندی کند. در واقع هیچکس مدعی «مهمان» بودن شهروندان کرد ساکن این مناطق نیست؛ نگرانی از ورود نیروهای مسلح حزبی است که هیچ پاسخگویی مردمی ندارند.
د) هشدار به «فعالان تورک»
قابل توجهترین بخش بیانیه حدکا، خطاب مستقیم به «فعالان تورک» و تلاش برای ساکت کردن صداهای هشداردهنده است. حدکا نوشته: «برخی سایتها و رسانههای آزربایجانی به اشکال مختلف به اختلافات دامن میزنند. شایسته است تلاشگران آزربایجانی در مخالفت با چنین رویکردهایی پیشگام شوند.»
به عبارت دیگر، حدکا از فعالان تورک میخواهد که بهجای هشدار به مردم خود درباره تهدیدات واقعی، سکوت کنند و حتی فعالانه علیه کسانی که هشدار میدهند موضع بگیرند. این درخواست در شرایطی مطرح میشود که همین احزاب در حال آمادهسازی برای حمله زمینی هستند و از قدرتهای خارجی درخواست منطقه پرواز ممنوع دارند.
واکنش متقابل رژیم ایران و تأثیر آن بر معادلات
رژیم ایران نیز واکنش نشان داده و طی هفت روز، در بیش از ده موقعیت مختلف در اقلیم کردستان عراق، بیش از بیست حمله به مواضع سازمانهای عضو ائتلاف انجام داده است. مواضع حدکا، کومله، پاک، خبات و پژاک همگی در زمانهای مختلف هدف قرار گرفتهاند. از جمله تسلیحات مورد استفاده میتوان به پهپادهای انتحاری، موشکهای بالستیک، دستههای پهپادی متراکم و سیستمهای کامیکازه مراد-۵ اشاره کرد.
بیانیههای رسمی سپاه پاسداران تأکید کرده که این حملات علیه «مواضعی که برنامهریزی عملیات نفوذ میکنند» انجام شده است. همچنین در حملاتی اطراف فرودگاه اربیل، ولات طاهر (نیروی امنیتی غیرنظامی) کشته شد و مسعود بارزانی در مراسم تشییع وی شرکت کرد. این نشان میدهد که تنشها تأثیرات سیاسی و اجتماعی گستردهای در اقلیم کردستان عراق نیز داشته است.
از منظر تأثیر بر مردم تورک آزربایجان، حملات متقابل ایران در واقع نشاندهنده جدیت تهدید است: از یک طرف ائتلاف کُردی در حال آمادهسازی برای ورود نظامی به مناطق غربی ایران است و از طرف دیگر ایران این تهدید را آنچنان جدی میگیرد که به مواضع آنها در عمق خاک عراق حمله میکند. این وضعیت به معنای آن است که غرب آزربایجان عملاً در میان دو آتش قرار دارد.
موضع تورکیه — دیپلماسی فعال و رصد مستمر
الف) هشدارهای هاکان فیدان
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه تورکیه، در نشست خبری مهمی نسبت به تلاشها برای «برانگیختن درگیریهای داخلی در ایران» هشدار داده و بر مخالفت قاطع آنکارا با هر طرحی که تنشهای اتنیکی یا مذهبی در منطقه را شعلهور کند تأکید کرده است. فیدان گفته: «برخی درصدد هستند سناریوهای جداییطلبانه برای ایران را دوباره مطرح کنند. این تلاشها با هدف برانگیختن جنگ داخلی در ایران و ایجاد درگیری در خطوط اتنیکی یا مذهبی صورت میگیرد.»
فیدان همچنین هشدار داده: «هیچکس نباید چنین توهماتی داشته باشد. ما اجازه نمیدهیم هیچ گام اشتباهی برداشته شود.»
ب) رصد تحرکات کُردی
فیدان در همان نشست بهصراحت اعلام کرده که تورکیه تحرکات گروههای کردی را از نزدیک رصد میکند: «ما شاهد هستیم که گروههای کرد با خطمشیهای متفاوت گرد هم آمده، ائتلاف تشکیل داده و بیانیههای مشترکی صادر میکنند؛ ما قطعاً این موارد را از نزدیک دنبال میکنیم.»
وی افزوده: «اینکه این گروهها تا چه حد با رژیم تهران وارد جنگ خواهند شد، تا چه اندازه با سایر ملیتها در مناطق محل استقرار خود درگیر میشوند، چه اتفاقی رخ خواهد داد و چه هدفی را دنبال میکنند؛ ما همه اینها را به دقت رصد و تحلیل میکنیم.» این اظهارات نشان میدهد که تورکیه بهطور خاص نگران درگیری احتمالی گروههای کردی با ملیتهای دیگر (یعنی تورکهای آزربایجان) است.
فیدان همچنین با اشاره به پکک تأکید کرده: «پکک نیز مانند تمامی سازمانهای تروریستی، ساختاری است که از ضعفها و تفرقه در کشورهایی که در آن حضور دارد، سوءاستفاده میکند.» و در خصوص فرآیند «تورکیه عاری از تروریسم» تأکید کرده که تحقق این هدف نیازمند «منطقه عاری از تروریسم» است که «مستقیماً به سوریه، عراق و ایران مربوط میشود.»
ج) اردوغان و هشدار به بارزانی
رئیسجمهور اردوغان نیز اعلام کرده: «گروههای تروریستی در منطقه را لحظهبهلحظه رصد میکنیم. از صمیم قلب باور داریم که برادران ما در اقلیم کرد عراق فریب این بازی را نخواهند خورد.» این هشدار مستقیم به بارزانی و اقلیم کردستان عراق، نشاندهنده جدیت تورکیه در مقابله با هرگونه سناریوی تغییر جغرافیای سیاسی منطقه است.
د) دیپلماسی فعال تورکیه
فیدان در روزهای اخیر تماسهای دیپلماتیک گستردهای داشته است. از جمله: گفتگوی تلفنی با مسعود بارزانی (رئیس اقلیم کردستان عراق) برای ارزیابی درگیریها و جلوگیری از استفاده از «کارت کردی» توسط واشنگتن؛ گفتگو با وزیر خارجه آلمان درباره ابتکارات توقف حملات؛ گفتگو با نخستوزیر قطر؛ گفتگو با وزیر خارجه یونان؛ و دیدار با تام باراک، سفیر آمریکا در آنکارا.
این ترافیک دیپلماتیک سنگین نشان میدهد که تورکیه بهطور فعال در حال تلاش برای جلوگیری از گسترش بحران به مناطق تورکنشین و ممانعت از اجرای طرحهایی مانند «روژهلات» است.
ه) رزمایش مشترک تورکیه و جمهوری آزربایجان
در تحولی مهم و بهموقع، ارتشهای تورکیه و جمهوری آزربایجان تصمیم به برگزاری رزمایش نظامی مشترک گرفتهاند. این تصمیم در چارچوب سفر فرمانده نیروهای زمینی تورکیه به نخجوان اتخاذ شده و احتمالاً محل برگزاری رزمایش منطقه نخجوان خواهد بود.
اهمیت این رزمایش از آن جهت است که نخجوان دارای مرز مشترک با ایران (و بهطور خاص با مناطق شمالی آزربایجان غربی) است. برگزاری رزمایش نظامی در این منطقه، پیام روشنی به تمام بازیگرانی است که قصد تغییر وضعیت جمعیتی و سیاسی آزربایجان جنوبی را دارند: تورکیه و جمهوری آزربایجان آمادهاند و اجازه نخواهند داد تورکهای آزربایجان بیدفاع بمانند.
آمادگیهای مردمی در غرب آزربایجان
الف) تشکیل هستههای دفاع مردمی
بر اساس گزارشهای هستههای میدانی تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان و گزارشهای مردمی واصله، در شهرهای مختلف آزربایجان، از سایینقالا (شاهیندژ) و تیکانتپه (تکاب) گرفته تا سولدوز (نقده)، اورمیه، سلماس، خوی و ماکو، بخشی از مردم و بهویژه جوانان بهصورت خودجوش اقدام به ایجاد هستههای دفاع مردمی کردهاند.
بر اساس همین گزارشها، این اقدامات در حال حاضر بیشتر در سطح تشکیل گروههای امدادی و هماهنگی قرار دارد تا در صورت بروز شرایط اضطراری بتوانند وظایف امدادرسانی، هماهنگی و حمایت از امنیت محلی را بر عهده بگیرند.
ب) جبهه متحد مردمی دفاع از غرب آزربایجان
در روزهای اخیر خبر تشکیل گروهی با عنوان «جبهه متحد مردمی دفاع از غرب آزربایجان» در شهر اورمیه منتشر شده است. این کمیته که گفته میشود توسط شماری از فعالان ملی و فعالان ملی-مذهبی شکل گرفته، بیانیهای نیز منتشر کرده است. برخی ناظران این اقدام را در ادامه فعالیتها و ابتکارات پیشین فعالان محلی ارزیابی میکنند.
در حال حاضر در شهرهای مختلف غرب آزربایجان، نیروهای ملی و بخشی از نیروهای دارای گرایشهای ملی-مذهبی، گاه بهصورت موازی و گاه در چارچوب همکاریهای غیررسمی، اقداماتی را در زمینه آمادگیهای دفاعی و هماهنگیهای مردمی آغاز کردهاند.
ج) ماهیت دفاعی اقدامات
منابع محلی تأکید میکنند که این اقدامات در راستای ایجاد تنش با اقلیت کرد ساکن غرب آزربایجان نبوده، بلکه با توجه به تجربههای پیشین و اطلاع از وجود ساختارهای مسئلهساز، با هدف پیشگیری و آمادگی در برابر احتمال تحرکات هستههای مخفی یا گروههای مسلح در شرایط بیثباتی صورت میگیرد.
نکته مهم این است که نگرانی مردم تورک از گروههای مسلح حزبی است، نه از همسایگان کرد خود. ساختارهای تهدیدزا شامل کمپهای پکک در مناطق کوهستانی، هستههای شهری مرتبط با احزاب مسلح، و باندهای مافیایی تروریستی مانند زیندشتی و سیمکو هستند که از سالها پیش توسط سپاه پاسداران و با حمایت سیاسی جریان ایرانشهری برای چنین روزی مستقر و تقویت شدهاند.
الگوی فریبکاری — تناقض میان گفتار و کردار
بررسی مقایسهای بیانیههای رسمی ائتلاف کردی و حدکا با مصاحبهها و اقدامات عملی رهبران همین سازمانها، الگوی آشنای فریبکاری را آشکار میسازد:
در بیانیهها: «دست دوستی و همکاری به سوی ملت تورک آذری دراز میکنیم.»
در عمل: درخواست منطقه پرواز ممنوع از آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از مداخله تورکیه و آزربایجان در حمایت از تورکها.
در بیانیهها: «اداره مشترک محلی و همزیستی مسالمتآمیز.»
در عمل: «نیروهای ما از نظر سیاسی و نظامی آمادهاند. منتظر لحظه مناسب هستیم.» (خالد عزیزی)
در بیانیهها: «حضور پیشمرگه تهدیدی علیه تورکها نیست.»
در عمل: «دهها هزار نیرو در ایران داریم.» (خلیل نادری) و تلاش برای ایجاد «ارتش فراحزبی» (پژاک)
در بیانیهها: «پایبندی به پیمان مودت ۱۳۲۵.»
در عمل: طراحی پروژه «روژهلات» با هدف ایجاد موجودیت کُردی در آزربایجان جنوبی به الگوی «روژاوا» در سوریه.
در بیانیهها: «نگرانی تورکها محصول تبلیغات رژیم است.»
در عمل: تلاش برای ساکت کردن رسانهها و فعالان تورک که درباره تهدیدات واقعی هشدار میدهند.
جمعبندی و توصیهها
وضعیت کنونی:
غرب آزربایجان در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. زیرساختهای نظامی و امنیتی رژیم در حال تخریب سیستماتیک است، ائتلاف احزاب مسلح کردی تشکیل شده و آمادگی خود را برای ورود به صحنه اعلام کرده، حمایتهای بینالمللی (آمریکا و اسرائیل) از این گروهها در حال شکلگیری است، و درخواست منطقه پرواز ممنوع عملاً به معنای تلاش برای ایجاد سپر محافظ در برابر مداخلات دفاعلی است.
تورکیه در حال رصد وضعیت و اقدام دیپلماتیک است و هشدارهای صریحی صادر کرده؛ رزمایش مشترک تورکیه و آزربایجان در نخجوان پیام قاطعی به همه بازیگران منطقهای است؛ مردم تورک آزربایجان بهصورت خودجوش در حال سازماندهی دفاعی هستند؛ و احزاب کُردی هنوز جرأت ورود تمامعیار به صحنه را نیافتهاند و منتظر حمایت عملیاتی خارجی هستند.
توصیهها به مردم تورک آزربایجان:
احزاب کردی با استفاده از فرصت جنگ، در حال اجرای یک پروژه ملیگرایانه توسعهطلبانه هستند. بیانیههای مودتآمیز آنها صرفاً برای جلوگیری از مقاومت مردمی بومیان تورک در لحظه ورود نیروهایشان به شهرهاست. ملت آزربایجان باید بدانند که هرگونه غفلت در برابر این فریب سیاسی، منجر به فاجعهای انسانی و تغییر ابدی نقشه وطن خواهد شد. حفظ هوشیاری، عدم اعتماد به وعدههای پوشالی ائتلافهای کردی و حمایت از هستههای دفاع مردمی، تنها راه عبور از این گردنه تاریخی است.
هوشیاری بدون هراس: وضعیت جدی است اما جای وحشت نیست. آگاهی از تهدیدات، نخستین گام در مقابله با آنهاست. فریب بیانیههای صلحآمیز احزاب کردی را نخورید و اقدامات عملی آنها را رصد کنید.
حفظ انسجام اجتماعی: هشدار درباره تهدیدات گروههای مسلح حزبی نباید به تنش با همسایگان کرد عادی تبدیل شود. دشمن، احزاب مسلحی هستند که از خارج برنامهریزی شدهاند، نه شهروندان عادی.
سازماندهی دفاعی: تشکیل هستههای امدادی و هماهنگی محلی، ذخیرهسازی نیازهای اولیه و ایجاد شبکههای ارتباطی محلی از جمله اقداماتی است که هر خانواده و محلهای میتواند انجام دهد.
اعتماد به حمایتهای استراتژیک: مواضع صریح کشورهای همتبار همسایه نشان میدهد که تورکهای آزربایجان جنوبی تنها نیستند. برگزاری رزمایش نظامی و هشدارهای مکرر مقامات این کشورها بازدارندهترین عامل در برابر ماجراجوییهای احزاب کردی است.
پرهیز از اطلاعات نادرست: در شرایط جنگی، شایعات و اطلاعات نادرست بهسرعت منتشر میشوند. اخبار را تنها از منابع معتبر و قابل اعتماد حرکت ملی آزربایجان از جمله آرازنیوز دنبال کنید و از انتشار اطلاعات تأییدنشده خودداری نمایید.