منافع آذربایجان جنوبی فراتر از تابوها؛
ضرورت همگرایی سیاسی در برابر جمهوری اسلامی
در روزهای اخیر، برگزاری یک میتینگ سیاسی از سوی سازمان مجاهدین خلق با محور «همگرایی جمهوریخواهان» و دعوت از اتنیکهای مختلف ایران، بار دیگر بحثی جدی را در فضای سیاسی و رسانهای آذربایجان جنوبی برانگیخت. حضور شماری از فعالین مدنی آذربایجان در این تجمع، با پرچمهای آذربایجان جنوبی و شعارهای آشکار علیه رژیم جمهوری اسلامی، با واکنشهای تند و بعضاً احساسی از سوی بخشی از افکار عمومی آذربایجانی روبهرو شد.
منتقدان این حضور میپرسند: چرا فعالین آذربایجانی باید در کنار سازمان مجاهدین خلق، گروههای سیاسی کُرد، کمونیستها یا غیره قرار بگیرند؟ این پرسش، اگر با انصاف به آن نگاه شود، دغدغهای واقعی و قابل فهم است. حافظه تاریخی تورکهای آذربایجان مملو از تجربههای تلخ سرکوب، انکار هویت و نادیدهگرفتن حقوق ملی است؛ تجربههایی که گاه با مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم همین جریانها رقم خوردهاند.
با این حال، پاسخ به این پرسش بیش از آنکه احساسی باشد، سیاسی و واقعگرایانه است. نه آذربایجان جنوبی و نه هیچیک از گروههای سیاسی مخالف، بهتنهایی توان مقابله با جمهوری اسلامیِ تا بن دندان مسلح را ندارند. در یکسو رژیمی ایستاده که در اعتراضات سراسری اخیر، بدون کمترین پاسخگویی، دهها هزار انسان را به خاک و خون کشید؛ و در سوی دیگر، مجموعهای از فعالین و گروههای سیاسی قرار دارند که تنها ابزارشان رسانه، آگاهیبخشی و کنش سیاسی است.
واقعیت عریان سیاست این است که هیچ جریان مخالفی، فارغ از ایدئولوژی و پیشینهاش، بهتنهایی قادر به اعمال فشار مؤثر بر جمهوری اسلامی نیست. از همینرو، گفتوگو، تعامل و حتی حضور در یک قاب مشترک با دیگر جریانها، به معنای عدول از اصول یا چشمپوشی از حقوق ملی آذربایجان نیست. این یک تاکتیک سیاسی برای شکستن انحصار قدرت رژیم و تقویت جبهه مخالفان است؛ تاکتیکی که بدون آن، هر حرکت اعتراضی محکوم به انزوا خواهد بود.
فعالین و تشکیلاتهای آذربایجان جنوبی وظیفهای روشن دارند: تأمین و حراست از منافع ملی آذربایجان. سیاست عرصه قهر کودکانه و مرزبندیهای احساسی نیست. نمیتوان با بستن درهای گفتوگو و تکرار «با فلانی حرف نمیزنیم»، انتظار تحقق حقوق ملی داشت. تعامل با مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق، حزب کمونیست ایران، دیگر گروههای اتنیکی، الزاماً به معنای همسویی فکری یا تاریخی با آنان نیست، بلکه ابزاری است برای پیشبرد مطالبات آذربایجان جنوبی.
نگاهی به سیاست خارجی قدرتهای جهانی نشان میدهد که در دنیای واقعی، هیچ خط قرمزی جز منافع ملی وجود ندارد. ایالات متحده و کشورهای اروپایی، در راستای منافع خود حتی با دشمنان قسمخوردهشان وارد مذاکره میشوند. برای حرکت ملی آذربایجان نیز باید چنین باشد: تنها خط قرمز، منافع آذربایجان جنوبی است. زمان آن رسیده که دگمها و تابوها کنار گذاشته شوند و با عقلانیت سیاسی، برای تضعیف جمهوری اسلامی و تحقق حقوق ملی، از همه ظرفیتهای موجود ــ بدون استحاله هویتی و سیاسی ــ استفاده شود.