لاریجانی برای من تورک نماد راسیسم فارس بود

۱ ساعت پیش 2 دقیقه مطالعه محسن سعادت
  لاریجانی برای من تورک نماد راسیسم فارس بود

خبر کشته شدن لاریجانی، صرف‌نظر از جزئیات و روایت‌های پیرامون آن، بیش از هر چیز، یادآور پایان نسلی از مدیران است که در دل ساختار قدرت، نقش تثبیت تبعیض، مرکزگرایی و انکار هویت‌های ملی را بر عهده داشتند.

دوره ریاست او بر صداوسیما، یکی از مهم‌ترین مقاطع در شکل‌گیری این گفتمان بود؛ رسانه‌ای که می‌توانست بازتاب‌دهنده تنوع ملت‌ها باشد، اما به ابزاری برای یکسان‌سازی و تحمیل هویت رسمی بدل شد.


در همین چارچوب، ماجرای «پرسشنامه‌ها» علیه تورک‌ها، نه یک خطای مقطعی، بلکه نشانه‌ای از نگاه امنیتی و تحقیرآمیز حاکم بر این ساختار بود؛

نگاهی که هویت تورک را نه به‌عنوان یک واقعیت تاریخی و اجتماعی، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای برای کنترل، طبقه‌بندی و حتی تضعیف می‌دید.


این رویکرد، در کنار سیاست‌های هویتی مانند اطلاق واژه «آذری» به تورک‌ها، بخشی از پروژه‌ای گسترده‌تر برای بازتعریف و انکار هویت‌ها بود؛ پروژه‌ای که در نهایت، نه‌تنها به انسجام منجر نشد، بلکه شکاف میان ملت‌ها و حاکمیت را عمیق‌تر کرد.


کشته شدن لاریجانی،در سطحی نمادین، پایان یک فرد است؛اما در سطحی عمیق‌تر، ما را با این پرسش روبه‌رو می‌کند: سرنوشت گفتمانی که او نمایندگی می‌کرد، چه خواهد شد؟


گفتمانی که بر انکار، حذف و تمرکز قدرت استوار بود،امروز بیش از هر زمان دیگری با چالش مواجه است.

ملت‌ها آگاه‌تر شده‌اند، و ابزارهای قدیمی برای کنترل روایت‌ها، کارایی گذشته را ندارند.


از این رو، خداحافظی با لاریجانی،بیش از آنکه درباره مرگ یک فرد باشد،درباره افول تدریجی یک نگاه است؛نگاهی که دیگر نمی‌تواند در برابر واقعیت‌های متکثر جامعه دوام بیاورد.


تاریخ، نه با افراد،بلکه با کارنامه‌ها قضاوت می‌کند. و این قضاوت، همچنان ادامه دارد.