انتشار مصاحبه « تامیر هایمن»، رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل (آمان)، درباره طرح چندمرحلهای بهکارگیری نیروهای مسلح کرد در عملیات زمینی، همچنین اشاره به انتخاب محمود احمدینژاد بهعنوان رئیس دولت انتقالی یا رهبر موقت در شرایط جنگ اخیر، و نیز نقش بازدارنده رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، در مقابله با استفاده اسرائیل و آمریکا از نیروهای کرد برای ورود زمینی به ایران، تنها بخشی از مجموعه تحولات و روایتهای کمتر گفتهشدهای است که در چارچوب تغییرات مهم و سرنوشتساز منطقه در حال پیگیری است.
در تحلیلها و مقالات تشکیلاتی متعدد بر این نکته تأکید شده است که تحولات و رخدادهای کلان منطقهای صرفاً بهصورت تصادفی شکل نمیگیرند، بلکه در قالب طرحها، برنامهها و بلوکبندیهای مشخصی در جریاناند؛ رقابتی که محور آن منافع، بقا و امنیت ملی جوامع و بازیگران منطقهای و بینالمللی است. بر این اساس، حرکت ملی آذربایجان نیز باید در چارچوب بلوکی که به آن تعلق دارد و با محوریت و مرکزیت «تبریز»، مسیر خود را ادامه دهد؛ در غیر این صورت، قرار گرفتن در سایه و نفوذ لابیهای قدرتمند جهانی میتواند آیندهای نامطمئن و نامطلوب را رقم بزند.
تجربیات تاریخی و واقعیتهای میدانی نشان میدهد که برای ایجاد تغییرات بنیادین و فراهمسازی بستر یک تحول انقلابی در راستای شکلگیری جامعهای نوین بر مبنای ایدههای مشخص، صرفاً مبارزه میدانی کافی نیست؛ بلکه در کنار آن، بهرهگیری از ابزارهایی مانند لابیگری، گفتوگو، مذاکره و در برخی موارد فعالیتهای پنهان نیز بخشی از الزامات یک کنش سیاسی و راهبردی جامع به شمار میآید. بر همین اساس، همواره بر ضرورت ایجاد توازن و درک صحیح از بلوکبندیهای منطقهای تأکید شده است.
در این چارچوب، با وجود برخی فضاسازیها و هجمههای رسانهای از سوی محافل وابسته به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی و جریانهای موازیسازیشده منتسب به آن در درون حرکت ملی، که تلاش دارند چنین القا کنند گویا تشکیلاتهای حرکت ملی با سازمان مجاهدین یا برخی احزاب کرد به توافق رسیده و حتی موضوع واگذاری یا معامله بر سر مناطق غرب آذربایجان مطرح است، این تشکیلاتها بدون توجه به این فضاسازیها، مسیر خود را در سکوت و با تکیه بر اقدامات سازمانیافته، لابیهای سیاسی و در کنار آن مبارزات میدانی ادامه میدهند.
باید توجه داشت که ملت ترک آذربایجان جنوبی برای تعیین سرنوشت خود و ساختن جامعهای نوین، در چندین عرصه و جبهه آشکار و پنهان در حال مبارزه است؛ برخی از این جبههها حتی سابقهای بیش از یک قرن دارند. در چنین بستری، صرف تکیه بر نمایشهای رسانهای، شعارهای پرزرقوبرق، شومن بازی و فاصله گرفتن از واقعیتهای عمیق میدانی، نمیتواند به موفقیت یا پیشبرد اهداف منجر شود.
حرکت ملی آذربایجان با مجموعهای از نیروها و ظرفیتهای درونی خود معنا پیدا میکند و جبهههای مختلف کنش سیاسی و اجتماعی آن نیز در همین چارچوب تقویت میشوند. در چنین فضایی، نمیتوان با تحلیلهای سطحی و آبکی یا قضاوتهای غیرمبتنی بر واقعیتهای میدانی، درباره پیچیدگیهای این میدان اظهار نظر دقیق داشت و وارد میدان بازی شد.
سخنان رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل درباره یک پروژه چندوجهی پیرامون پیشروی احزاب کرد، و بههم خوردن این طرح با دخالت مستقیم رئیسجمهور اردوغان، همراه با اشاره به واقعیتهای پشتپرده مرتبط با غرب آذربایجان و نقش لابیگریها و مبارزات پنهان فرزندان خلف و بیادعای مبارز آذربایجان جنوبی، همچون کوه یخی بزرگی است که بخش عمده آن زیر آب قرار دارد؛ کوهی که تنها نوک آن توسط رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل افشا شد و در این چارچوب، میتوان گفت نقش ترکهای ایران، آذربایجان جنوبی و حرکت ملی، بهعنوان حلقه مفقودهای در تحولات آینده در حال شکلگیری و تثبیت است؛ حلقهای که بهتدریج جایگاه خود را پیدا میکند و دور نیست زمانی که کوه عظیم واقعیتها برای تغییر سرنوشت و ساختن جامعهای نوین برای ترکهای آذربایجان جنوبی آشکار و نمایان شود.