یک بازی ویدیویی علمیتخیلی این روزها مردهای سرسخت را هم به گریه انداخته است. در بازی «پراگماتا»، بازیکن نقش فضانوردی به نام هیو را بازی میکند که باید از دیانا، یک دختر رباتی، در پایگاهی روی ماه محافظت کند. میان تمام تیراندازیها، بازیکنان در فضای مجازی مدام یک چیز را تکرار میکنند: این بازی در آنها حس پدر شدن را بیدار کرده است.
یکی از بازیکنان نوشته «میخوام ازش محافظت کنم... انگار میخوام باباش باشم». یکی دیگر قسم خورده هر کسی را که تهدیدش کند «میسوزاند». مردی دیگر گفته بازی کردن با دیانا برایش «مثل درمان روح» بوده، چون سالها پیش دخترش را از دست داده است. این بازی از ۲۸ فروردین که منتشر شده، تا امروز بیش از دو میلیون نسخه فروش داشته است.
به گفته روانشناسان، این واکنشها فقط احساساتیبازی نیست. مردها هم به همان اندازه زنها غریزه مراقبتکردن دارند، فقط جامعه کمتر اجازه میدهد این حس بیرون بیاید. مردها را طوری بار میآورند که باید نانآور و محکم باشند، نه مهربان و دلسوز؛ برای همین خیلیهایشان تا وقتی یک بازی این حس را برایشان امن نکند، هرگز آن را تجربه نمیکنند.
برای برخی بازیکنان، پیوند با دیانا کار عاطفی واقعیتری هم انجام میدهد؛ فرصتی دوباره و آرامتر برای تجربه رابطهای پدرانه که بار اول آنطور که باید پیش نرفته بود. کارشناسان میگویند دقیقاً به همین دلیل است که داستان یک «دختر» رباتی اینقدر روی دل مردها مینشیند.
در نهایت یکی از پرسروصداترین اتفاقات امسال دنیای بازی، اصلاً ربطی به جنگ و مبارزه ندارد. ماجرا این است که مردها بخش نرم و محافظتگر وجودشان را کشف کردهاند؛ بخشی که تا حالا کسی اجازه نداده بود آن را نشان دهند.