تهدید آذربایجان و ترکیه؛ تلاشی برای مهار بحران داخلی ایران
در روزهای اخیر، انتشار مطالب تهدیدآمیز از سوی رسانههایی چون خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، علیه جمهوری آذربایجان و ترکیه، بار دیگر نگاهها را به سیاستهای متناقض و تنشآفرین جمهوری اسلامی ایران در قفقاز جنوبی معطوف کرده است.
این رسانهها با طرح مفاهیمی همچون «خط قرمز تهران» و هشدار نسبت به پیامدهای همکاری با اسرائیل، میکوشند باکو و آنکارا را در چارچوب یک سناریوی امنیتی واحد تعریف کنند؛ سناریویی که بیش از آنکه بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی استوار باشد، بازتابی روشن از نگرانی عمیق و فزاینده تهران نسبت به تحولات منطقهای و بهویژه نقش روبهرشد ترکیه و جمهوری آذربایجان است. در واقع، این ادبیات تند نشانهای از اضطراب ساختاری جمهوری اسلامی در برابر تغییر موازنههای قدرت در پیرامون خود بهشمار میرود.
در پس این ادبیات تند، لایهای عمیقتر از نگرانی نهفته است: هراس ساختاری جمهوری اسلامی از ترکهای آذربایجان جنوبی. تهران بهخوبی میداند که تحکیم جایگاه جمهوری آذربایجان در معادلات انرژی و امنیت منطقه، و پیوند طبیعی آن با ترکیه، تنها یک مسئله خارجی نیست؛ بلکه بازتاب مستقیمی بر معادلات داخلی ایران دارد، جایی که میلیونها ترک آذربایجانی سالهاست مطالبات هویتی، زبانی و فرهنگی خود را مطرح میکنند و با رویکردی امنیتی پاسخ میگیرند.
حاکمیت ایران بهخوبی آگاه است که دههها تبعیض ساختاری، انکار هویت زبانی و فرهنگی، و نگاه امنیتی به مناطق ترکنشین، شکافی عمیق میان دولت مرکزی و بخش بزرگی از جامعه آذربایجانی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل که به تضعیف توان کنترلی تهران بینجامد، میتواند این شکاف را به یک بحران سیاسی و هویتی بالفعل تبدیل کند؛ بحرانی که تهدیدی بالقوه علیه تمامیت ارضی تلقی میشود.
این هراس بیریشه نیست. در طول سده اخیر، هرگاه قدرت دولت مرکزی در ایران تضعیف شده، مسئله آذربایجان جنوبی بار دیگر به سطح آمده است؛ از جنبشهای خودمختار تا تلاش برای احقاق حقوق سیاسی و فرهنگی. تجربه سال ۱۳۲۴–۱۳۲۵ خورشیدی (۱۹۴۵ میلادی) و سرکوب دولت ملی آذربایجان، همچنان در حافظه تاریخی هم حاکمیت و هم جامعه آذربایجانی زنده است.
در کنار این، باید به سخنرانیهای اخیر الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان توجه کرد. علیاف طی ماهها و سالهای گذشته بارها بر دفاع از حقوق آذربایجانیها در سراسر جهان تأکید کرده و تصریح کرده است که باکو خود را نسبت به سرنوشت همتبارانش بیتفاوت نمیداند. هرچند این مواضع در چارچوب حقوق بینالملل و با ادبیاتی دیپلماتیک بیان شده، اما در تهران اغلب بهعنوان «تهدید امنیتی» تعبیر میشود؛ تعبیری که بیش از هر چیز از ناامنی ذهنی ساختار قدرت حکایت دارد.
از همین روست که تهدیدهای رسانهای، ادبیات «خط قرمز» و نمایش قدرت نظامی بیش از آنکه متوجه بازیگران خارجی باشد، حامل پیامی داخلی است: هشداری به ترکهای آذربایجان جنوبی که مبادا شرایط منطقهای را فرصتی برای طرح مطالبات بنیادین خود تلقی کنند.
از سوی دیگر، نادیدهگرفتن مواضع رسمی آنکارا و باکو که بارها تأکید کردهاند اجازه نخواهند داد از خاک این کشورها برای عملیات نظامی علیه ایران استفاده شود، نشان میدهد که هدف اصلی این تهدیدها نه پیشگیری از جنگ، بلکه اعمال فشار روانی و سیاسی بر محور ترک منطقه است. رویکردی که عملاً ترکیه و جمهوری آذربایجان را، برخلاف واقعیتهای دیپلماتیک، در کنار اسرائیل قرار میدهد و تلاش میکند یک معادله امنیتی مصنوعی برای توجیه سیاستهای تقابلی تهران بسازد.