زندان و اعتصاب غذا؛ وارونهسازی جریان اِعمال سلطه بر بدن و ساخت یابیِ مجددِ امرِعدالت و آزادی
03 بهمن 1399
•
2 دقیقه مطالعه
آراز سلیمانی
اعتصاب غذا کنش متقابل نمادینی است در وجه مقابلِ بی عدالتی. مقاومتی است در راستای برآوری امکانِ رهایی. برسازنده مجدد امر آزادی و اختیار در عمیقترین سطح عمل است. مسلوب کننده اراده ظالم است برای بازدارندگی ستماش.
اعتصاب غذا خلع سلاح دژخیمان است و برهم زننده چارچوب مکانیزم سلطه بر بدنهاست.
اعتصاب غذا مرگِ سوژه اخلاقِ حقوق است. اخلاقی که مبتنی بر حق و مبتنی بر عدالت در اجرای حق است. آنگاهی که حقیقت صورت ذاتی-اخلاقی و سوژگی خود را از دست می دهد تبدیل به "رژیمِ(های) حقیقت"ای می شود که وابسته به روابط قدرت بوده و محصول صورتبندی های سیاستِ سلطه و استعمار میباشد.
زندان ابزای برای کیفر و تنبیه دگراندیشان است. انضباطِ مستبدانه زندان با جداسازی زندانیِ عدالتخواه از جامعه و همرزماناش سعی در ممانعت از همبسته شدن آنها برای جریانِ اصلاح وتامین هرچه بیشتر امکانِ سعادت عمومی را دارد. انضباطی که مراقبت، تنبیه و تعذیب زندانی آزادیخواه را هدف وجودی خود قرار داده است.
اعتصاب غذا کنشیاست بر علیه همه اینها. بپا خیزی و ظهور معرفتیست که با بازآرایی صفوف حق و عدالت به بازآفرینی گفتمان های آزادیخواهانه برخاسته است.
تراژدی زندان بدنها را به منزله جایگاه سرکوب می شناسد. سرکوب و کیفری که باید منجرِ به مطیع شدن و فرمانبرداری از نیروی آفریننده زندان شود.
فرم مدرن زندان، حاصل دوگانه "دانش-قدرت"ای است که نه به دنبال ستاندن جان و خنثی سازی نیروی فیزیکالِ زندانی(حداقل بطور مستقیم و آنی) بلکه در پی رامش و بندافکنی بر روح و فکر وی را دارد.
اعتصاب صورت گرفته از سوی زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندانهای اردبیل و ائوین، واژگون سازی جریان سلطه و استعماری است که برای دگرگونی و امحاء افکار و ایدههای آزادی وعدالت انسانی-اجتماعی به طرق گوناگون از سوی سیستم استعمار و سلطه بر بدن های آنها انجام میپذیرد.
دوستان ما آگاهانه در اعتصابند برای خلع ابزار و سلاح از سیستم و مقاومت در برابرِ بازتولید جایگاه و اراده قدرت مستبدانه و مستعمرانه.
آری دوستان ما اعتصاب غذا کرده اند و با عمق جانشان آرمان های آزادی وعدالت را میپرورانند. همراهشان هستیم.
اعتصاب غذا کنش متقابل نمادینی است در وجه مقابلِ بی عدالتی. مقاومتی است در راستای برآوری امکانِ رهایی. برسازنده مجدد امر آزادی و اختیار در عمیقترین سطح عمل است. مسلوب کننده اراده ظالم است برای بازدارندگی ستماش.
اعتصاب غذا خلع سلاح دژخیمان است و برهم زننده چارچوب مکانیزم سلطه بر بدنهاست.
اعتصاب غذا مرگِ سوژه اخلاقِ حقوق است. اخلاقی که مبتنی بر حق و مبتنی بر عدالت در اجرای حق است. آنگاهی که حقیقت صورت ذاتی-اخلاقی و سوژگی خود را از دست می دهد تبدیل به "رژیمِ(های) حقیقت"ای می شود که وابسته به روابط قدرت بوده و محصول صورتبندی های سیاستِ سلطه و استعمار میباشد.
زندان ابزای برای کیفر و تنبیه دگراندیشان است. انضباطِ مستبدانه زندان با جداسازی زندانیِ عدالتخواه از جامعه و همرزماناش سعی در ممانعت از همبسته شدن آنها برای جریانِ اصلاح وتامین هرچه بیشتر امکانِ سعادت عمومی را دارد. انضباطی که مراقبت، تنبیه و تعذیب زندانی آزادیخواه را هدف وجودی خود قرار داده است.
اعتصاب غذا کنشیاست بر علیه همه اینها. بپا خیزی و ظهور معرفتیست که با بازآرایی صفوف حق و عدالت به بازآفرینی گفتمان های آزادیخواهانه برخاسته است.
تراژدی زندان بدنها را به منزله جایگاه سرکوب می شناسد. سرکوب و کیفری که باید منجرِ به مطیع شدن و فرمانبرداری از نیروی آفریننده زندان شود.
فرم مدرن زندان، حاصل دوگانه "دانش-قدرت"ای است که نه به دنبال ستاندن جان و خنثی سازی نیروی فیزیکالِ زندانی(حداقل بطور مستقیم و آنی) بلکه در پی رامش و بندافکنی بر روح و فکر وی را دارد.
اعتصاب صورت گرفته از سوی زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندانهای اردبیل و ائوین، واژگون سازی جریان سلطه و استعماری است که برای دگرگونی و امحاء افکار و ایدههای آزادی وعدالت انسانی-اجتماعی به طرق گوناگون از سوی سیستم استعمار و سلطه بر بدن های آنها انجام میپذیرد.
دوستان ما آگاهانه در اعتصابند برای خلع ابزار و سلاح از سیستم و مقاومت در برابرِ بازتولید جایگاه و اراده قدرت مستبدانه و مستعمرانه.
آری دوستان ما اعتصاب غذا کرده اند و با عمق جانشان آرمان های آزادی وعدالت را میپرورانند. همراهشان هستیم.