منوتو در واکنش به سخنان مارکو روبیو، بر فاصله میان هخامنشیان و ایران امروز تأکید میکند و مینویسد خشایارشا نماینده جمهوری اسلامی نیست. درست است؛ اما همین استدلال، پرسشی جدی پیش پای باستانگرایی فارسمحور میگذارد: اگر نمیتوان از جنگهای ۲۵۰۰ سال پیش درباره مردم امروز داوری کرد، چگونه میتوان از شکوه همان دوران، برتری هویتی و حق ویژه سیاسی برای امروز استخراج کرد؟
گذشته نمیتواند هنگام افتخار، زنده و تعیینکننده باشد و هنگام پرسش، ناگهان دور و بیربط شود. اگر فاصله تاریخی مانع تعمیم است، این مانع باید در هر دو جهت عمل کند. کوروش سند برتری اخلاقی انسان امروزی نیست؛ همانطور که خشایارشاه سند محکومیت انسان امروزی نیست. هیچکس با دستاورد نیاکانش شایستهتر و با خشونت آنان مجرمتر نمیشود.
مسئله از جایی آغاز میشود که افتخار به تاریخ باستان پرشیا از سوی ملیگرایان باستانگرای فارسمحور به ابزار مشروعیتسازی برای تمایلات تمامیتخواه امروزیشان تبدیل میشود. این جریان از نام شاهان باستانی پرشیا برای تعیین شکل حکومت برای آینده ایران، توجیه تمرکز قدرت یا برتر نشاندن یک زبان و هویت استفاده میکنند.
منوتو میگوید جمهوری اسلامی را نباید با تمام جامعه ایران یکی گرفت. این اصل باید درباره حکومتهای باستانی هم رعایت شود. شاه هخامنشی نیز مساوی تمام مردمان قلمرو خود نبود. تصمیم دربار، اراده همه مردم نبود و فتح ارتش، فضیلت همه ساکنان امپراتوری را ثابت نمیکرد.
نمیتوان پیروزی شاه را با افتخار به حساب ملیگرایی نوشت، اما هنگام بررسی خشونت او، ناگهان حکومت را از مردم جدا کرد و این منطق در اساس متضاد و غیرقابل دفاع است.
نکته دیگر در نوشته منوتو، تأکید بر تنوع مردمان و زبانهای امپراتوری هخامنشی است. این واقعیت تاریخی، علیه مصادره انحصاری همان میراث نیز عمل میکند. امپراتوری هخامنشی دستگاهی چندزبانه داشت؛ ایلامی، اکدی و آرامی در آن نقش ایفا میکردند. اگر این تنوع دلیل دفاع از هخامنشیان است، چرا اکنون تنوع زبانی تحمل نمیشود و انحصار زبان قوم فارس به شدت اعمال میشود؟ تنوع را نمیتوان در گذشته ستود و در امروز مزاحم وحدت دانست.
پرسش از منوتو و هر جریان باستانگرا و تمامیتخواه روشن است: آیا گذشته را برای شناختن میخواهید یا برای استفاده ابزاری از آن برای تسلط پیدا کردن بر سایر ملیتها در ایران امروزی؟
اگر حکومت با مردم فرق دارد، این تفاوت را درباره همه جوانب رعایت کنید.
اگر فاصله ۲۵۰۰ساله مانع محکوم کردن مردم امروز است، همان فاصله مانع برتر نشان دادن آنان نیز هست.
هیچ شاه باستانی پرشیا به هیچ جریان امروزی در ایران حق نمیدهد بر زبان، هویت و آینده مردمان ساکن در ایران قیمومت کند. حقوق مردم امروز را باید با برابری، آزادی و حق تعیین سرنوشت خود آنان سنجید؛ نه با شکوه و قدرت پادشاهان باستان.