بابک بختآور
سخنان دیروز پرزیدنت علیاف، پیش از هر چیز، تأکیدی روشن بر حق جمهوری آذربایجان برای دنبال کردن سیاست خارجی و داخلی مستقل در راستای تأمین منافع ملی خود بود.
محور اصلی سخنان او، رد این تصور بود که ج. آذربایجان باید در تعیین روابط خارجی و سیاستهای منطقهای خود، تحت فشار یا چارچوبهای ایدئولوژیک دیگران عمل کند.
از این منظر، پیام سیاسی سخنان وی، بیش از آنکه متوجه ترکیه باشد ــ که اصولاً دخالتی در امور سیاسی آن کشور نداشته ــ متوجه ایران و بهویژه جریانهایی نظیر دوگانهٔ پایداری–ایرانشهری بود، که با رویکردی ایدئولوژیک میکوشند سیاست سکولار ج. آذربایجان در امور داخلی و روابط سیاسی مستقل آن با کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، را از زاویهٔ منافع و روایت سیاسی خود تفسیر و محدود کنند.
تأکید صریح وی بر آمریکا و چین بهعنوان دو ابرقدرت بلامنازع جهان نیز، تلویحاً، پاسخی مقتدرانه به لفاظی های قلدرمآبانه برخی سران همسایهٔ جنوبی بود؛ که اگرچه از حل ابتداییترین مشکلات کشورشان عاجزند، اما در رجزخوانی و نسخهپیجی برای دیگران ایستادند. لذا، تفسیر این موضعگیری به اختلاف میان باکو و آنکارا، چیزی جز نادیده گرفتن ماهیت سخنان علیاف و تحریف موزیانهٔ مخاطب اصلی آن نمیباشد.