انتشار دیدگاهی از امیر طاهری از روزنامهنگاران جریان سلطنت طلب با عنوان «فدرالیسم؛ راهحل مشکلی که وجود ندارد» بار دیگر یکی از اختلافهای اساسی در بحث آینده ایران را برجسته میکند: آیا میتوان مسئله تنوع ملی و اتنیکی و چگونگی توزیع قدرت در ایران را اساساً انکار کرد؟
واقعیت این است که ایران جامعهای کثیرالمله و مولتیاتنیک است؛ جامعهای متشکل از ملتها و گروههای زبانی و فرهنگی گوناگون که مسئله مشارکت آنان در قدرت سیاسی، اداره مناطق خود و حفظ حقوق زبانی و فرهنگیشان با انکار صورت مسئله از میان نمیرود. تجربه حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی، با وجود تفاوتهای بنیادین این دو نظام، نشان داده است که تمرکز قدرت سیاسی و اداری در مرکز نه تنها پاسخی به این مسئله بنیادی بیابد بلکه کشور را بحران های ساختاری دچار کرده است.
از منظر تاریخی نیز دولت ایران بعد از شروع به شکلگیری در دوره صفوی هیچگاه دارای ساختار متمرکز نبوده است. مفهوم «ممالک محروسه» نیز بازتابی از ساختاری بود که در آن مناطق مختلف از درجاتی مختلف از هویت و اداره خود برخوردار بودند. پس از انقلاب مشروطه نیز قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی کوشید همین واقعیت را در قالب یک نظام حقوقی جدید و در چهارچوب تمامیت کشور سامان دهد.
اما در دوره پهلوی بخش مهمی از این میراث مشروطه به قهقرا برده شد و با سیاست انکار و یکسانسازی اداری، زبانی و هویتی، شکافهایی و بحرانهایی ایجاد کرد که آثار آن تا امروز ادامه دارد. جمهوری اسلامی نیز نهتنها این ساختار معیوب را تغییر نداد، بلکه در بسیاری حوزهها آن را با تمرکز سیاسی و امنیتی بیشتری ادامه داد.
از این رو، مسئله اصلی صرفاً انتخاب واژه «فدرالیسم» یا مخالفت با آن نیست. پرسش اساسی این است که در ایران آینده قدرت چگونه توزیع خواهد شد و ملتها و مناطق مختلف چه سهم واقعی و تضمینشدهای در اداره سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود خواهند داشت؟
جریان سلطنتطلب نمیتواند با اعلام اینکه «مشکلی وجود ندارد»، واقعیتی تاریخی و سیاسی را از میان ببرد. قطعاً یکی از راههای قابل بررسی برای آینده، بازخوانی همان سنت «ممالک محروسه» و اصول انجمنهای ایالتی و ولایتی مشروطه در قالبی مدرن و دموکراتیک باشد؛ الگویی مبتنی بر تقسیم قدرت، اداره ایالتی-ولایتی و بهرسمیتشناختن تکثر ملی و اتنیکی ایران.