آراز نیوز
خانه / نوشتار / ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی در دوران پساشوروی
نوشتار

ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی در دوران پساشوروی

ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی در دوران پساشوروی

تهیه، ترجمه و ادیت از سعید عزیزی


نوشته زیر ترجمه فیلم زیر است که به زبان سوئدی می باشد. این نوشته به نقش ترکیه و رابطه این کشور با جمهوری های استقلال یافته از شوروی می پردازد.



در سال ۲۰۲۱، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، هدیه‌ای از حزب حرکت ملی ترکیه «م ح پ» دریافت کرد: نقشه‌ای از جهان تُرک. این نقشه مناطق وسیعی از آسیای میانه، قفقاز و به‌ویژه بخش‌های قابل‌توجهی از جنوب روسیه، همچنین چین و بالکان را در بر می‌گرفت.


مفهوم ضمنی این بود که این منطقه «جهان تُرک» است؛ نامی برای گروه‌های قومی مختلف در سراسر اوراسیا، و اینکه ترکیه مرکز طبیعی آن به شمار میرود. بهجای خشم عمومی، دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، صرفاً دقت نقشه را رد کرد و اشاره نمود که مرکز واقعی جهان تُرک در واقع منطقه آلتای است که اتفاقاً در داخل مرزهای روسیه قرار دارد. برای کرملین، این یک کنایه دیپلماتیک کوچک بود و بیشتر به ژست سیاسی برای جاهطلبی‌های داخلی ترکیه شبیه بود تا یک حرکت ژئوپلیتیک.


اما امروز حال‌وهوای مسکو به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است. این نقشه برای کرملین و رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین، نشانه دیگری است از اینکه تسلط روسیه بر آسیای میانه در حال سست شدن است و ترکیه آماده پر کردن این خلأ است. این موضوع در تک‌نگاری‌ای که در سال ۲۰۲۵ با عنوان «اسطوره‌های پان‌ترکیسم و امنیت روسیه و اوراسیا در قرن ۲۱» منتشر شد، آمده است.


تیمی از کارشناسان هشدار میدهند که ظهور یک هویت مشترک تُرکی در آسیای میانه میتواند تهدیدی وجودی نه‌تنها برای نفوذ روسیه در منطقه، بلکه بالقوه برای تمامیت ارضی خود روسیه باشد. همزمان، شورای امور بین‌الملل روسیه در آوریل ۲۰۲۶ تحلیلی منتشر کرد که در آن نسبت به سیاست‌های پان‌ترکی ترکیه که در منطقه گسترش می‌یابد، هشدار داده بود. این یک تغییر لحن چشمگیر است و نشان می‌دهد که اتفاقی واقعی در آسیای میانه در حال رخ دادن است.


اتفاقی که مسکو پیشتر دهه‌ها برای جلوگیری از آن تلاش کرده بود. برای درک کامل این چشمانداز در حال تغییر، باید خود منطقه را شناخت. آسیای میانه از پنج جمهوری شوروی سابق تشکیل شده است: قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان. این کشورها در مجموع حدود ۷۸ میلیون نفر جمعیت دارند. اما مهمتر از آن، ذخایر عظیمی از نفت، گاز و مواد معدنی کمیاب را در اختیار دارند که بیش از ۵ درصد از ذخایر نفت و گاز جهان را تشکیل می‌دهد.

و این کشورها در امتداد مسیرهای تجاری قدیمی جاده ابریشم قرار دارند که اکنون دارای خطوط لوله فراقاره‌ای و کریدورهای ریلی است که غرب را از طریق خشکی به شرق متصل می‌کند. در واقع، هالفورد مکیندر، جغرافیدان بریتانیایی، در سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۱۹ ادعا کرد که هر کس این منطقه را کنترل کند، کلید تسلط بر جهان را در دست خواهد داشت. لازم نیست کاملاً این نظریه را بپذیرید تا متوجه شوید که هر قدرت بزرگ روی زمین قبلاً به آنچه در اینجا اتفاق می‌افتد علاقه داشته است.

در اوایل قرن بیستم، اتحاد جماهیر شوروی عملاً بیشتر این منطقه را کنترل میکرد و یک قدرت جهانی برجسته بود. امروز روسیه، چین، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ایران و حتی همان ترکیه که ذکر شد، همگی ۳۰ سال است که برای نفوذ بر این منطقه رقابت می‌کنند.

بزرگترین تفاوت اکنون این است که نفوذ روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بهآرامی در حال فرسایش است. در سال ۱۹۹۱، مسکو منطقه را از طریق شبکه‌ای از نهادها و فشارها قفل کرد. «جامعه کشورهای مستقل» بسیاری از اقتصادها را به هم پیوند داد. سازمان پیمان امنیت جمعی، یا CSTO، قرار بود چتر نظامی باشد. مسکو با چندین کشور از پنج جمهوری، توافقنامه‌های دفاعی دوجانبه امضا کرد.

نیروهای روسی را در امتداد مرزهای کلیدی در بخش‌هایی از منطقه مستقر نمود و بسیاری از خطوط لوله‌ای را که نفت و گاز آسیای میانه از طریق آنها به جهان می‌رسید، کنترل میکرد. وقتی هر یک از این کشورها از صف خارج میشد، کرملین در محکمتر کردن طناب تردید نمیکرد. گزارش شده که مسکو خواستار سهم ۲۰ تا ۴۰ درصدی در میادین قزاقستان شده بود که هنوز در مرحله اکتشاف بودند.


صادرات نفت از قزاقستان را تقریباً به‌طور کامل از ماه مه تا اوت متوقف کرد و همچنین بر سر درآمدهای گازی به ترکمنستان فشار آورد. منطقه همواره برای روسیه مورد توجه بود، عمدتاً چون اقتصادهای آن از طریق تجارت، انرژی، زیرساخت و پول‌های ارسالی میلیون‌ها کارگر مهاجر آسیای میانه‌ای که در آنجا کار میکردند، عمیقاً به روسیه وابسته بودند. برای مدت طولانی این کار جواب داد. رهبران آسیای میانه از نظر اقتصادی به مسکو وابسته بودند، از نظر نظامی به تضمین‌های امنیتی روسیه متکی بودند و از نظر فرهنگی هنوز تحت تأثیر هفت دهه حکومت شوروی شکل گرفته بودند.

زبان روسی حتی زبان عملی ارتباطات بین منطقه‌ای باقی ماند. الفبای سیریلیک که استالین در اواخر دهه ۱۹۳۰ برای جدا کردن آسیای میانه‌ای‌ها از میراث ادبیشان و از ترکیه معرفی کرد، هنوز در سراسر منطقه استفاده می‌شد. در واقع، مردمی که در چهار جمهوری از پنج جمهوری زندگی می‌کنند، یعنی ازبک‌ها، قزاق‌ها، قرقیزها و ترکمن‌ها، مدت‌ها پیش از اتحاد جماهیر شوروی، ریشه، دین و پیوندهای زبانی مشترکی داشتند، با اقلیت‌هایی پراکنده در مناطق مختلف، هرچند این هویت‌ها توسط شوروی‌ها ایجاد نشده بودند. مسکو در دوران شوروی آنها را به صورت رسمی و به شدت به جمهوری‌های جداگانه تقسیم کرد، اغلب به بهای پیوندهای فرهنگی و جمعیتی موجود. آسیای میانه اساساً تکه‌تکه شد و سپس به شکلی درآمد که روسیه می‌خواست. به قرن ۲۱ و حمله روسیه به اوکراین برسیم.

رهبران آسیای میانه تماشا کردند که روسیه در سال ۲۰۱۴ کریمه را ضمیمه کرد، حرکتی که ترکیه، که خود عضو ناتو است، از آن انتقاد نمود. سپس جنگ تمامعیار در سال ۲۰۲۲ آغاز شد. جهان تُرک در آن زمان شروع به فکر کردن کرد که صرف‌نظر از نتیجه، چه کسی می‌تواند نفر بعدی باشد. برخی رهبران فعالانه تمامیت ارضی اوکراین را تأیید کردند، در حالی که سعی داشتند تا حد ممکن از توافقات موجود خود با مسکو بهره ببرند. رئیس‌جمهور قزاقستان، توکایف، علناً گفت که مناطق به‌اصطلاح جدایی‌طلب اوکراین را که روسیه ضمیمه کرده است به رسمیت نمی‌شناسد، آن هم در حالی که در خاک روسیه بود. چنین اظهارنظری یک دهه پیش غیرقابل تصور بود.

CSTO، همتای روسی ناتو، احتمالاً اعتبار بیشتری از دست داد. در سال ۲۰۲۳، آذربایجان به مواضع ارمنی در قره‌باغ حمله کرد و روسیه هیچ کاری برای دفاع از متحدش ارمنستان انجام نداد. نخست‌وزیر ارمنستان فرآیند خروج کامل از این سازمان را در سال ۲۰۲۴ آغاز کرد و از سال ۲۰۲۶، این کشور تأمین مالی اتحاد را متوقف کرده و اعلام نموده که به آن تعلق ندارد.


در آن زمان، روسیه عمیقاً در اوکراین درگیر بود، زیرا اکثریت بزرگ نیروهای زمینی آماده‌به‌رزمایش را در جنگ مستقر کرده بود و برای دستیابی به پیشروی‌های قابلتوجه تلاش می‌کرد، که این امر تواناییاش برای کمک به ارمنستان را حتی در تئوری بهشدت محدود کرده بود. در پسزمینه عقبنشینی نظامی روسیه، قزاقستان و ازبکستان به گذار از الفبای سیریلیک به سیستم‌های نوشتاری لاتین ادامه داده‌اند، در حالی که قرقیزستان به‌طور فزاینده‌ای درباره انجام تغییری مشابه بحث کرده است. این کشورها در حال تغییر نام شهرها و مکان‌های جغرافیایی کلیدی هستند تا نامگذاری‌های روسی دوران شوروی را حذف کنند، و هر چهار دولت تُرک به‌طور فزاینده‌ای خود را بهعنوان بخشی از «جهان تُرک» معرفی کرده‌اند که از استانبول تا چین از طریق سازمان دولت‌های تُرک امتداد دارد.

این ما را به ایده پان‌ترکیسم، یا اتحاد سیاسی، یا حداقل هماهنگی جهان تُرک می‌رساند. این موضوع در واقع به اواخر قرن نوزدهم بازمیگردد، زمانی که روشنفکران تُرک در امپراتوری روسیه و متفکران عثمانی به ریشه‌های فرهنگی خود در آسیای میانه چشم دوختند. این یک ایده قدرتمند بود که اتحاد جماهیر شوروی تلاش عظیمی برای سرکوب آن به کار برد، از این رو تقسیم و تغییر نام کل ملت‌ها، زبان‌ها و تحمیل الفباهای بیگانه صورت گرفت.

حتی کلمه ترکستان، که نام سنتی کل منطقه بود، در اسناد شوروی ممنوع شد و به دلیل ارتباطات پان‌ترکی آن با «آسیای میانه شوروی» جایگزین گردید. وقتی اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد، ترکیه دوباره با آسیای میانه تعامل برقرار نمود. تورگوت اوزال، رئیس‌جمهور وقت، استقلال جمهوری‌های آسیای میانه را سریعتر از هر کس دیگری به رسمیت شناخت و ترکیه را بدون هیچگونه خویشتنداری وارد منطقه کرد. در سال‌های پس از فروپاشی شوروی، ترکیه سه دانشگاه بزرگ در منطقه تأسیس کرد.

دانشگاه قزاقی-ترکی احمد یسوی در ترکستان، دانشگاه قرقیزی-ترکی مناس در بیشکک و دانشگاه بینالمللی ترکمن-ترکی در عشق‌آباد. ترکیه بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۳ بیش از ۳.۸ میلیارد دلار در آسیای میانه و قفقاز سرمایه‌گذاری کرد که با تعدیل تورم، امروز معادل حدود ۷ میلیارد دلار است. بیش از ۱۱۷۰ هیئت دیپلماتیک تنها در سال اول استقلال از جمهوری‌های تُرک بازدید کردند.

بر اساس برخی گزارش‌ها، تورگوت اوزال در سفرهای دیپلماتیک در منطقه از پا درآمد و در سال ۱۹۹۳ پس از سفر به تمام جمهوری‌های تُرک درگذشت. این اقدام اولیه منجر شد که روسیه به شدت واکنش نشان دهد. با استفاده از نفوذ اقتصادی خود، روسیه دسترسی جمهوری‌های جدید را به کمک‌های بین‌المللی محدود کرد.


بیثباتی اقتصادی و آشفتگی سیاسی خود ترکیه در اواسط دهه ۱۹۹۰، منابعی را که برای آسیای میانه در دسترس بود کاهش داد. و رهبران آسیای میانه که تازه از یک قدرت بزرگ رهایی یافته بودند، عجله‌ای برای تسلیم شدن دوباره نداشتند. پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان در سال ۲۰۰۲ که میخواست کشور را به یک قدرت منطقه‌ای در حوزه گسترده‌تر مدیترانه تبدیل کند، سیاست خارجی ترکیه به سمت خاورمیانه تغییر کرد و آسیای میانه در اولویت پایینتری قرار گرفت.

به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۲ تقریباً تمام کمک‌های ترکیه به آسیای میانه رفت. در سال ۲۰۰۵، ۵۵ درصد از پروژه‌های ترکیه در کشورهای قفقاز و آسیای میانه اجرا شد. این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۳۶ درصد کاهش یافت. کمک به تاجیکستان به اوج تقریباً ۶۵۰ میلیون دلار رسید و سپس به ۵ میلیون دلار در سال کاهش یافت. اما ترکیه هرگز به طور کامل خارج نشد و به جای کمک اقتصادی مستقیم، نهادهایی ایجاد کرد که بهتدریج افکار عمومی در کشورهای تُرک را به نفع ترکیه تغییر دهد. شورای همکاری کشورهای تُرکزبان در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد و سپس به سازمان دولت‌های تُرک تبدیل گردید.

شبکه تلویزیونی دولتی ترکیه، TRT، کانال TRT Avaz را در سال ۲۰۰۹ راه اندازی کرد که به زبان‌های آذربایجانی، قزاقی، قرقیزی، ترکمنی و ازبکی پخش می‌شود و اخبار و تحولات ترکیه را مستقیماً وارد اتاق‌های نشیمن آسیای میانه می‌کند. تجارت بین ترکیه و منطقه از ۸۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۰۲ به ۹.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت و نزدیک به ۴۰۰۰ شرکت ترکیه‌ای در این پنج کشور فعال بودند. سپس سال ۲۰۲۰ فرا رسید و همه چیز شتاب گرفت.

جنگ در اوکراین، فروپاشی CSTO، و درگیری بین ارمنستان و آذربایجان، خروج ایالات متحده از افغانستان. همه اینها یک خلأ امنیتی در مرز جنوبی آسیای میانه ایجاد کرد و تسلط اقتصادی رو به رشد چین بر سراسر آسیا. همه اینها باعث شد دولت‌های آسیای میانه فعالانه به دنبال گزینه سومی باشند و ترکیه بی‌ سر و صدا خود را دقیقاً برای این لحظه آماده کرده بود. شورای همکاری در سال ۲۰۲۱ به سازمان دولت‌های تُرک تغییر نام داد که به‌وضوح نشان داد جاهطلبی‌های این کشور چیست.

در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱، این سازمان «چشم‌انداز جهان تُرک ۲۰۴۰» را تصویب کرد؛ یک نقشه راه که صراحتاً بر اساس مدل ادغام اتحادیه اروپا با اهدافی برای بازار مشترک، الفبای مشترک، نهادها و چارچوب‌های مشترک و هماهنگی عمیق‌تر سیاسی و امنیتی طراحی شده است. آمار تجارت داخلی این بلوک نشان می‌دهد که اوضاع چقدر سریع در حال تحول است. این رقم از ۳۳ میلیارد دلار بین کشورهای عضو در سال ۲۰۲۲ به ۴۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید که تنها در یک سال جهشی ۲۷ درصدی است. تجارت دوجانبه ترکیه با منطقه در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱۳ میلیارد دلار افزایش یافت. قزاقستان و ترکیه توافق کرده‌اند که تجارت دوجانبه را تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰ میلیارد دلار افزایش دهند، در حالی که رقم تأیید شده در سال ۲۰۲۳ برابر با ۶.۳ میلیارد دلار بود. حتی گنجاندن آذربایجان در این صورتبندی منطقه‌ای از نظر استراتژیک قابل توجه است. ترکیه در طول درگیری قرهباغ از آذربایجان به صورت نظامی و سیاسی حمایت کرد و پیروزی آذربایجان شهرت ترکیه را بهعنوان یک شریک امنیتی قابل اعتماد تثبیت می‌کند.


اکنون که آذربایجان وارد چارچوب مشورتی آسیای میانه شده است، می‌تواند به‌عنوان یک پل جغرافیایی و سیاسی واقعی بین پنج دولت آسیای میانه و خود ترکیه عمل کند. ترکمنستان نیز احتمالاً عضویت کامل در سازمان دولت‌های تُرک را در نظر دارد. که این امر بلوک تُرک را کامل خواهد کرد. اما همه اینها مربوط به سیاست است. دلیل واقعی که روسیه دیگر در رقابت برای بازیگر اصلی نفوذ در آسیای میانه نیست، ارتش آن است، یا بهتر بگوییم نبود آن.

به ارتش‌های آسیای میانه برگردیم. بیشتر ارتش‌ها به تجهیزات اتحاد جماهیر شوروی مجهز بودند. بعداً حمایت و آموزش مستمر روسیه ادامه یافت، همه بر اساس دکترین روسی سازماندهی شده بود. و برای مدت طولانی، وقتی کشوری به کمک نظامی نیاز داشت، روسیه نیروهای خود را می‌فرستاد. در واقع، این اتفاق در سال ۲۰۲۲ رخ داد، زمانی که روسیه در جریان ناآرامی‌های ژانویه به دلیل قیمت سوخت، نیروهای حافظ صلح به قزاقستان اعزام کرد. وقتی روسیه در چهار سال جنگ در اوکراین نتوانسته پیشرفت قابل‌توجهی داشته باشد، این موضوع باعث شده بسیاری در مورد توانایی واقعی ارتش روسیه در جنگ مدرن تردید کنند و در طرف دیگر ترکیه را دارید.

پهپاد بیرقدار TB2 ترکیه شهرت خود را در لیبی و سوریه تثبیت کرد و سپس توانایی خود را در جنگ قرهباغ ۲۰۲۰ به اثبات رساند، جایی که خودروهای زرهی و پدافند هوایی ارمنستان را ویران کرد. اوکراین خود از سال ۲۰۲۲ به‌طور گسترده از آن استفاده کرده است. و بسیاری از منابع ادعا می‌کنند که این پهپاد در ماه‌های اول جنگ یک نجاتبخش حیاتی بود.

پیش از اینکه اوکراین صنعت پهپادی خود را توسعه دهد. تا سال ۲۰۲۳، بیشتر دولت‌های آسیای میانه پهپادهای ترکیه‌ای خریداری کرده بودند. هرچند تاجیکستان در عوض به فناوری پهپادی ایران روی آورد.

قزاقستان همچنین توافقنامه‌ای برای تولید پهپادهای بیرقدار ترکیه تحت لیسانس در خاک قزاقستان امضا کرد. یعنی قزاقستان اکنون به‌طور واقعی فناوری نظامی ترکیه را در داخل کشور تولید می‌کند. قرقیزستان پس از قرار گرفتن تحت فشار نیروهای تاجیک با منافع حامی روسیه در پشت آن، خرید پهپادهای خود را تسریع کرد و ترکیه را شریک امنیتی‌ای دید که واقعاً عمل می‌کند. حتی ترکمنستان که برای دهه‌ها بی‌طرفی رسمی سختگیرانه‌ای را حفظ کرده بود، بیسر و صدا زرادخانه خود را با سیستم‌های ترکیه‌ای گسترش داد.

ازبکستان خریدهای خود را در سال ۲۰۲۳ انجام داد و در سال ۲۰۲۲ یک توافقنامه همکاری نظامی جامع با ترکیه امضا کرد که شامل همکاری اطلاعاتی، لجستیک مشترک، همکاری در صنایع دفاعی و آموزش نظامی می‌شود. این توافق در سال ۲۰۲۶ به یک توافقنامه همکاری نظامی کامل گسترش یافت.

ترکیه همچنین آگاهانه روابط را دوجانبه نگه میدارد بهجای اینکه یک بلوک رسمی ایجاد کند. با آگاهی از اینکه دولت‌های تُرک احتمالاً با تشکیل مستقیم یک بلوک نظامی مخالف خواهند بود. مشابه اتحاد جماهیر شوروی سابق، که امتیازهای محبوبیت بیشتری برای همکاری‌های آینده به ارمغان می‌آورد. و با توجه به آنچه از انفعال روسیه در ارمنستان، عقب‌نشینی از سوریه و وضعیت کلی CSTO دیده‌ایم، مطمئناً میتوان گفت که برخی دولت‌های تُرک دیگر احساس نمی‌کنند که روسیه پشت آنها ایستاده است. قزاقستان به ویژه بزرگترین عضو غیرروسی CSTO است. و برخی نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که حمایت داخلی از اتحاد فعلی پایین است.

این کشور همچنین با آرام کردن ترکیه با افزایش‌های تجاری ذکر شده قبلی و چین با تبدیل شدن به بخش اصلی طرح کمربند و جاده برای گسترش نفوذ چین به سمت غرب، شروع به بیمه کردن خود در برابر روسیه کرده است. سپس مؤلفه مهم اقتصادی و منبع‌محور وجود دارد که بر ذخایر نفت و گاز منطقه تمرکز می‌کند.


روسیه مدت‌هاست «خطوط لوله‌ای» را کنترل می‌کند که نفت و گاز آسیای میانه از طریق آنها به بازارهای اروپایی میرسد و این کنترل به‌عنوان یک افسار عمل کرده است. از زمان تهاجم به اوکراین، مسکو صادرات نفت قزاقستان را از طریق بندر دریای سیاه روسیه حداقل چهار بار تنها در سال ۲۰۲۲ مختل کرده است. که نشان می‌دهد آن افسار را می‌توان در هر زمانی کشید. ترکیه فعالانه در حال باز کردن زیرساخت‌ها برای قطع آن افسار است. که به اصطلاح «کریدور میانی» به اوج می‌رسد. یک مسیر ریلی و دریایی که از چین، از طریق قزاقستان بر فراز دریای خزر، از طریق آذربایجان و گرجستان به ترکیه و سپس به سمت غرب به اروپا می‌رود. این کریدور که قبلاً کمتر از یک درصد ترافیک در مقایسه با همتای شمالی روسی خود داشت، شاهد افزایش ۳۳ درصدی حجم کالا در سال ۲۰۲۲ بود. سپس ۸۹ درصد در سال ۲۰۲۳ و دوباره ۷۰ درصد در سال ۲۰۲۴، زمانی که حمل‌کنندگان شروع به تغییر مسیر از روسیه کردند، بانک‌ها پیش‌بینی می‌کنند که با بهبودهای لجستیکی مناسب، حمل و نقل کالا از طریق این کریدور تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند سه برابر شود و به ۱۱ میلیون تن برسد. اتحادیه اروپا، بانک توسعه آسیایی و چندین شریک دوجانبه همگی متعهد به توسعه این پروژه شده‌اند.

ترکیه در انتهای غربی این کریدور قرار دارد. که نفوذ جغرافیایی عظیمی به این کشور می‌دهد. در مورد گاز طبیعی، ترکیه همچنین خط لوله گاز ترانسخزر را پیش میبرد که گاز ترکمنستان را از زیر دریای خزر منتقل می‌کند تا به کریدور گاز جنوبی متصل شود و آن را از طریق ترکیه به بازارهای اروپایی برساند. این پروژه از سال ۱۹۹۷ به‌طور فعال در حال توسعه بوده و هر بار توسط روسیه و ایران مسدود شده است که هر دو در صورت رسیدن گاز ترکمنستان به اروپا بدون عبور از قلمرو آنها، ضرر خواهند کرد. در حالی که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴، ترکیه و ترکمنستان یک تفاهمنامه درباره انتقال گاز طبیعی امضا کردند. اولین گام ملموس برای واقعی کردن این خط لوله.

ترکمنستان که چهارمین ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی جهان را دارد و تقریباً به‌طور کامل به چین به‌عنوان خریدار وابسته بوده است، انگیزه‌های قوی برای تنوع‌بخشی دارد. اگر خط لوله گاز ترانس‌خزر هرگز ساخته شود، این مهمترین ضربه واحد به قدرت انرژی روسیه بر آسیای میانه و اروپا در دهه‌های اخیر خواهد بود. و بخش تعیین‌کننده همه اینها که روسیه را نگران می‌کند این است که بنیان پان‌ترکیسم به روشی مشابه پاناسالویسم ساخته شده است.

تقریباً دقیقاً همان مفهومی که روسیه برای توجیه تهاجم به اوکراین استفاده کرد. هرچند کشورهای تُرک تحت نفوذ شوروی بوده‌اند، اما از نظر فرهنگی به ترکیه نزدیک‌تر هستند. و کاملاً ریاکارانه خواهد بود که تلاش شود این ارتباط انکار شود در حالی که همان پیوند بین روسیه و اوکراین ادعا می‌شود.

برخی تحلیلگران روسی شروع به ترسیم پان‌ترکیسم به‌عنوان یک توطئه ناتو کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این یک عملیات غربی هماهنگ شده با هدف تضعیف روسیه از جنوب است. به‌طور خاص، این توصیف به عضویت ترکیه در ناتو و تصمیم آن برای استناد به کنوانسیون مونترو در طول جنگ اوکراین مرتبط است که حرکت کشتی‌های جنگی اضافی را از طریق تنگه‌های ترکیه محدود کرد و موقعیت روسیه در دریای سیاه را بیشتر دشوار نمود. هیچ‌یک از اینها به این معنی نیست که ترکیه به‌سادگی جایی را که روسیه رها کرده تصاحب می‌کند. ترکیه با هیچ‌یک از پنج دولت آسیای میانه مرز مشترک ندارد، روسیه و چین دارند. و جغرافیا مزایای خاصی در زمینه تجارت، زیرساخت و برد نظامی دارد که دیپلماسی و فروش پهپاد نمی‌تواند به‌طور کامل جبران کند. تجارت چین با منطقه به رقم باورنکردنی ۸۹.۳ میلیارد دلار می‌رسد، اتحادیه اروپا ۷۴.۶۵ میلیارد دلار تجارت می‌کند و خود روسیه هنوز حدود ۴۰ میلیارد دلار تجارت دارد.

معادله ژئوپلیتیک خود ترکیه نیز موضوع را پیچیده‌تر می‌کند. اردوغان در طول جنگ اوکراین رابطه فعالی با پوتین حفظ کرده است، زیرا ترکیه از پیوستن به تحریم‌های غربی علیه روسیه خودداری کرد.

به‌جای جلوگیری کامل از اقدام روسیه در دریای سیاه، ترکیه ابتکار غلات دریای سیاه را میانجیگری کرد. ترکیه به خرید گاز روسیه و حفظ پیوندهای اقتصادی که میزان تقابل آشکار آنکارا را در حیاط خلوت مسکو محدود می‌کند، ادامه می‌دهد. در عین حال، عضویت ترکیه در ناتو به این معنی است که این کشور در نهایت باید به الزامات این اتحاد برای دفاع جمعی پایبند باشد.

در نهایت، دولت‌های آسیای میانه واقعاً ترکیه را به روسیه و چین ترجیح نمی‌دهند. در عوض، ترکیه را به بازی موازنه‌ای که دهه‌هاست انجام میدهند اضافه می‌کنند. همان رئیس‌جمهور قزاقستانی که تمامیت ارضی اوکراین را تأیید می‌کند، در رژه روز پیروزی پوتین در مسکو شرکت خواهد کرد.

آنچه واقعاً جدید است، جهتی است که آنها به سمت آن حرکت می‌کنند. الفباهای لاتین، شهرهای تغییر نام یافته، کتاب‌های تاریخ مشترک، خرید پهپادها و مسیرهای تجاری که بهجای عبور از روسیه، دور آن ساخته میشوند. همه اینها بهآرامی زیرساختی میسازد که به این کشورها اجازه می‌دهد بهتدریج وابستگی خود به روسیه را کاهش دهند. سازمان دولت‌های تُرک اتحادیه اروپا یا بریکس نیست، اما یک نهاد کارآمد با جریان‌های تجاری واقعی، همکاری نظامی واقعی و یک برنامه ادغام بلندمدت است که عملاً در حال اجرا است.

ترکیه همچنین چیزی است که روسیه واقعاً نمیتواند باشد. یک شریک اقتصادی که از طریق تاریخ و زبان مشترک، پیوند فرهنگی واقعی با منطقه دارد. در حالی که این کشور دومین ارتش بزرگ ناتو را دارد و در سال ۲۰۲۶ جزو ده ارتش برتر محسوب می‌شود.

عمیقترین کنایه این است که پوتین حداقل تا حدی تهاجم خود به اوکراین را برای احیای تسلط روسیه بر فضای پساشوروی و جلوگیری از فرسایش بیشتر حوزه نفوذ مسکو آغاز کرد. در عوض، جنگ بیشتر از هر رویداد منفرد دیگری در ۳۰ سال گذشته، به تسریع فاصلهگیری تدریجی آسیای میانه از روسیه کمک کرده است. این به ترکیه فرصتی داد که آنکارا به‌سرعت و به‌طور مؤثر از آن استفاده کرده است، و وقتی این با تبدیل شدن چین به یک بازیگر منطقه‌ای بزرگتر ترکیب شود، روسیه به‌سرعت در حال از دست دادن کنترل بر آسیای میانه است. اما فراتر از اهداف ژئوپلیتیک، خود ترکیه در دفاع خود از برنامه‌های جنگی بزرگ پیشرفت‌هایی داشته است.


سوئد ماه جون ۲۰۲۶

برگرفته شده از شماره 21 نشریه تریبون