آراز نیوز
خانه / نوشتار / از «خزر» تا «کاسپین»؛ آزمون اجتماعی یا تداوم سیاست هویتی؟
نوشتار

از «خزر» تا «کاسپین»؛ آزمون اجتماعی یا تداوم سیاست هویتی؟

از «خزر» تا «کاسپین»؛ آزمون اجتماعی یا تداوم سیاست هویتی؟

حامد یگانه‌پور

در روزهای اخیر، در بخش گزارش‌های هواشناسی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، شاهد استفاده از نام «دریای کاسپین» به‌جای نام آشنای «دریای خزر» بوده‌ایم. این اقدام با اعتراض‌هایی از سوی مردم، به‌ویژه در مناطق ترک‌نشین، و حتی واکنش نماینده‌ای از استان مازندران مواجه شده است.

ادامه

اما چرا باید در چنین برهه حساسی، چنین تغییری در نام‌گذاری یکی از پهنه‌های جغرافیایی مهم کشور صورت بگیرد؟ این اقدام را می‌توان از دو منظر بررسی کرد:

۱. آزمونی اجتماعی برای سنجش واکنش بزرگ‌ترین گروه اتنیکی کشور، یعنی تورک‌ها

۲. تداوم سیاست‌های ناسیونالیسم فارس محور و تمرکزگرایانه‌ای که منتقدان از آن با عنوان پان‌فارسیسم یاد می‌کنند.

از زمان روی کار آمدن سلسله پهلوی تاکنون، تحت تأثیر سیاست‌های تمرکزگرایانه، همواره انتقادهایی نسبت به تلاش برای یکسان‌سازی هویتی در ایران مطرح بوده است. از جمله این انتقادها، تغییر یا جایگزینی برخی نام‌های جغرافیایی غیرفارسی، به‌ویژه در مناطق ترک‌نشین، و تقویت زبان فارسی به بهای محدودشدن فرصت‌های آموزش و حضور عمومی زبان‌های غیرفارسی، از جمله زبان ترکی، است؛ سیاست‌هایی که غالباً با عنوان حفظ وحدت ملی توجیه شده‌اند.

این در حالی است که برابری انسان‌ها و نفی برتری قومی و نژادی، از اصول بنیادین حقوق بشر است. آیه ۱۳ سوره حجرات بر آفرینش انسان‌ها از زن و مرد و تنوع ملت‌ها و قبایل تأکید دارد و آیه ۲۲ سوره روم، تفاوت زبان‌ها و رنگ‌ها را از نشانه‌های الهی می‌داند. همچنین مواد ۱، ۲ و ۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد ۱، ۴ و ۵ کنوانسیون بین‌المللی رفع هرگونه تبعیض نژادی، اصول برابری و مقابله با تبعیض نژادی را مورد تأکید قرار داده‌اند.

اما برای بررسی موضوع نام دریای خزر، بد نیست نگاهی به پیشینه تاریخی دو نام «کاسپین» و «خزر» داشته باشیم.

واژه «کاسپین» (Caspian) از نام قوم باستانی کاسپی‌ها (Caspians یا یونانیِ Káspioi) گرفته شده است. این قوم در منابع تاریخی یونانی و دیگر منابع باستانی ذکر شده و در نواحی پیرامون ساحل جنوب‌غربی دریای خزر، در محدوده‌ای از قفقاز و سرزمین‌های مجاور آن، زندگی می‌کرده است. درباره خاستگاه زبانی و محدوده دقیق سکونت این قوم، میان پژوهشگران اتفاق‌نظر کاملی وجود ندارد.

در مقابل، نام «خزر» نیز پیشینه‌ای تاریخی دارد و به قوم خزر که قومی از اقوام تورک می باشد ، بازمی‌گردد؛ قومی که در سده‌های میانه، به‌ویژه از میانه قرن هفتم تا اواخر قرن دهم میلادی، در بخش‌هایی از شمال و شمال‌غرب دریای خزر و مناطق قفقاز قدرت و نفوذ داشت.

بنابراین، هر دو نام دارای پیشینه تاریخی‌اند؛ با این تفاوت که «کاسپین» در زبان‌های اروپایی نام رایج این دریاست، درحالی‌که «دریای خزر» نامی دیرپا در زبان فارسی است و در سنت تاریخی و جغرافیایی منطقه نیز سابقه دارد.

پس پرسش اصلی این نیست که کدام نام پیشینه تاریخی دارد؛ هر دو دارند. پرسش این است که چرا صداوسیما در گزارش‌های داخلی، در این مقطع زمانی، استفاده از نام «کاسپین» را به‌جای نام متداول «خزر» در پیش گرفته است؟

آیا این تغییر صرفاً انتخابی در نام‌گذاری جغرافیایی است یا با رویکردی هویتی و سیاسی ارتباط دارد؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند توضیح رسمی و بررسی مستندات است.

اگر این اقدام را نوعی آزمون اجتماعی برای سنجش واکنش تورک‌های ایران بدانیم، باید یادآوری کنیم که تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند محتوای رسانه‌ای و تصمیم‌های مرتبط با هویت قومی می‌توانند واکنش‌های گسترده‌ای برانگیزند.

از جمله این موارد می‌توان به پرسشنامه معروف مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای صداوسیما در سال ۱۳۷۴، کاریکاتور جنجالی روزنامه «ایران» در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵، برنامه تلویزیونی «فیتیله» در روز ۱۵ آبان ۱۳۹۴ و مطلب منتشرشده در شماره ۸۶۸ روزنامه «طرح نو» در ۳۰ تیر ۱۳۹۵ با عنوان «هفت‌خوان رستم» اشاره کرد. این موارد با اعتراض‌هایی از سوی بخش‌هایی از جامعه تورک و آذربایجانی در ایران مواجه شدند.

این سوابق نشان می‌دهد که حساسیت نسبت به تحقیر قومی و بازنمایی توهین‌آمیز هویت تورک‌ها موضوعی تازه نیست. از این منظر، هر اقدام رسانه‌ای جدید که با هویت تاریخی و زبانی این گروه جمعیتی ارتباط پیدا کند، باید با دقت و مسئولیت بیشتری بررسی شود.

عقل سلیم حکم می‌کند که از تجربه‌های گذشته درس بگیریم و از تکرار اقداماتی که ممکن است به تشدید تنش‌های اجتماعی منجر شوند، پرهیز کنیم. اعتراض‌های گسترده پس از انتشار کاریکاتور روزنامه ایران در سال ۱۳۸۵، در شرایطی که کشور با وضعیت کنونی تفاوت داشت، نمونه‌ای از پیامدهای اجتماعی چنین مناقشه‌هایی بود که به سختی کنترل و آرام شد .

امروز نیز جامعه با بحران‌های متعدد اقتصادی و اجتماعی مواجه است و فشار اقتصادی، زندگی بخش بزرگی از طبقات ضعیف و متوسط را بسیار دشوار کرده است. در چنین شرایطی به اصطلاح رسانه ملی در اتخاذ تصمیم‌های حساسیت‌برانگیز اصرار دارد.

با این همه، پرسش مهم‌تری نیز مطرح است: آیا میان برخی رویکردهای هویتی در داخل کشور و گفتمان سیاسی برخی بازیگران خارجی، از جمله بنیامین نتانیاهو، هم‌پوشانی‌هایی وجود دارد؟

نتانیاهو در مواضع و پیام‌های خود درباره ایران، بارها از تعبیرهایی مانند «مردمان پارس» و «نوادگان کوروش» استفاده کرده است. منتقدان او این نوع خطاب را در چارچوب تلاش برای برجسته‌کردن روایتی خاص از هویت تاریخی ایران تفسیر می‌کنند؛ روایتی که بر هویت فارسی و میراث تحریف شده ایران باستان به نفع قوم پارس تأکید بیشتری دارد.

با این حال، شباهت احتمالی میان برخی گفتمان‌های سیاسی، درست است هماهنگی یا نفوذ سازمان‌یافته را اثبات نمی کند ولی این نظریه را تقویت می نماید .

مسئله فقط نام یک دریا نیست؛ مسئله، معیارهای نام‌گذاری، احترام به تنوع تاریخی و زبانی ایران و ضرورت پاسخ‌گویی نهادهای عمومی درباره تصمیم‌های حساسیت‌برانگیز است. اگر قرار است نامی تاریخی در رسانه ملی جایگزین نامی تاریخی دیگر شود، افکار عمومی حق دارد بداند مبنای این تصمیم چیست و چه معیاری برای آن در نظر گرفته شده است.

بی‌پاسخ‌ماندن این پرسش‌ها، خود می‌تواند بر ابهام‌ها و بی‌اعتمادی‌ها و نظریه نفوذ بیفزاید.