سازمان دولتهای تورک در سالهای اخیر از یک چارچوب عمدتاً فرهنگی و سیاسی فراتر رفته و بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک محور اقتصادی، انرژی و ترانزیتی در اوراسیاست؛ محوری که جمهوری آذربایجان و تورکیه در آن جایگاهی کلیدی دارند.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی آذرتاج، کشورهای عضو سازمان دولتهای تورک در سال ۲۰۲۵ مجموعاً حدود ۱۷۸.۸ میلیون نفر جمعیت، ۲.۱۱ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی و ۱.۱۲ تریلیون دلار تجارت خارجی داشتهاند.
اهمیت این مجموعه فقط در اندازه اقتصاد اعضا نیست؛ موقعیت جغرافیایی آن است که به سازمان دولتهای تورک وزن ژئواکونومیک میدهد. اعضای این سازمان در مسیر اتصال آسیای مرکزی، دریای خزر، قفقاز، تورکیه و بازارهای اروپایی قرار گرفتهاند و همین موضوع، انرژی و ترانزیت را به دو ستون اصلی همکاری میان آنها تبدیل کرده است.
جمهوری آذربایجان در این ساختار نقشی محوری دارد. بندر بینالمللی آلات، خطآهن باکو–تفلیس–قارص و مسیرهای زمینی و دریایی خزر، این کشور را به یکی از حلقههای اصلی «کریدور میانی» تبدیل کردهاند. این مسیر، چین و آسیای مرکزی را از طریق قزاقستان، خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و تورکیه به اروپا متصل میکند.
تورکیه نیز در انتهای غربی این شبکه، هم بهعنوان بازار بزرگ منطقه و هم بهعنوان دروازه ورود انرژی و کالا به اروپا عمل میکند. پیوند منابع انرژی آسیای مرکزی و خزر با زیرساختهای انتقال و بازارهای تورکیه، میتواند وزن اقتصادی مجموعه کشورهای تورک را در مناسبات اوراسیا افزایش دهد.
برای آذربایجان جنوبی نیز این تحولات از منظر اقتصادی و جغرافیایی اهمیت دارد. گسترش مسیرهای ترانزیتی، افزایش مبادلات منطقهای و رشد پیوندهای اقتصادی در پیرامون آذربایجان میتواند در بلندمدت بر بازارها، حملونقل، سرمایهگذاری و ارتباطات اقتصادی مناطق تورکنشین ایران نیز اثر بگذارد؛ هرچند میزان این اثر به سیاستهای تهران، وضعیت مرزها و سطح اتصال اقتصادی ایران به این شبکهها وابسته خواهد بود.
چالش اصلی سازمان دولتهای تورک از این پس این است که همکاری نمادین را به سازوکارهای واقعی اقتصادی تبدیل کند؛ از هماهنگی گمرکی و زیرساختهای مشترک گرفته تا سرمایهگذاری، انرژی سبز، حملونقل و تولید مشترک.
اگر این روند ادامه پیدا کند، سازمان دولتهای تورک میتواند بیش از گذشته به یکی از مراکز مهم اتصال شرق و غرب تبدیل شود؛ جایگاهی که در آن جمهوری آذربایجان و تورکیه نه فقط از منظر سیاسی، بلکه بهعنوان دو محور اصلی حملونقل، انرژی و تجارت اوراسیا نقشآفرینی خواهند کرد.