گزارش تحلیلی آرازنیوز
غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ از راهاندازی بنیاد زبان و ادب ترکی در آینده نزدیک خبر داده، اما در متن خبرهای منتشر شده در خبرگزاریها هیچ توضیحی درباره بودجه، ساختار حقوقی، استقلال مدیریتی یا زمان آغاز فعالیت آن ارائه نشده است.
وعده تازه غلامعلی حدادعادل برای تأسیس بنیاد زبان و ادب ترکی در تبریز، بار دیگر موضوع مطالبه قدیمی آذربایجان و ترکها در ایران را گشوده است؛ مطالبهای که در دولت حسن روحانی با وعده تأسیس فرهنگستان مستقل آغاز شد، به ایجاد بنیادی با اختیارات محدود انجامید و بعدها با انتقاد مدیران و اعضای خود آن مجموعه روبهرو شد. مجموعهای بدون کارایی با نام «بنیاد فرهنگ و ادب آذربایجان» در خانه پروین اعتصامی در تبریز. اکنون پرسش این است که چه چیزی در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی تغییر کرده و چه تضمینی وجود دارد که سرنوشت نهاد جدید در صورت تاسیس با تجربه پیشین متفاوت باشد؟
به نقل از خبرگزاری نیمه رسمی مهر، حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، روز پنجشنبه ۲۶ شهریور در سفر به تبریز از برنامهریزی برای راهاندازی «بنیاد زبان و ادب ترکی» در آینده نزدیک خبر داد. این اعلام در حالی صورت میگیرد که او در شهریور ۱۴۰۲ ضرورت ایجاد فرهنگستان مستقل زبان ترکی را زیر سؤال برده و معتقد بود بنیاد موجود در تبریز برای فعالیتهای پژوهشی و ادبی کفایت میکند.
این تناقضات در اظهارات، پرسش اصلی را از میان نمیبرد. چرا اکنون وعده تأسیس بنیاد زبان ترکی مطرح شده است؟ آیا سیاستها تغییر کرده یا تنها برای تداوم سیاستهای گذشته نام جدیدی انتخاب شده است؟
از وعده فرهنگستان تا بنیادی که مدیرانش استعفا دادند
در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲، حسن روحانی وعده تأسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی را مطرح کرد. دو سال بعد، در سال ۱۳۹۴، بهجای فرهنگستان مستقل، «بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان» در تبریز افتتاح شد. دولت این اقدام را تحقق وعده انتخاباتی معرفی کرد.
اعتراض به عملکرد این بنیاد بدون هیچ خروجی و دستاورد، به بیرون از مجموعه محدود نماند. در دیماه ۱۳۹۷، بهرام اسدی، نویسنده و عضو شورای سیاستگذاری بنیاد در آذربایجان غربی، با انتشار نامهای استعفا داد و اعلام کرد که بنیاد در این استان عملاً از انجام فعالیت مؤثر بازمانده است. او تغییر وعده فرهنگستان به بنیاد و عملکرد آن را مصداق بدعهدی دولت روحانی و بیپاسخماندن مطالبات آذربایجان توصیف کرد.
مشکلات بنیاد در سالهای بعد نیز ادامه یافت. روحالله رشیدی که در خرداد ۱۴۰۲ به مدیریت آن منصوب شده بود، پس از حدود سه ماه از سمت خود کنارهگیری کرد. او در اظهارات بعدی خود از تکمیلنشدن مراحل اداری انتصاب، مشکلات ساختاری و فراهمنشدن منابع مالی لازم برای اجرای برنامهها انتقاد کرد. گزارشهای سال ۱۴۰۳ نیز از اعلام اعتبار جدید برای بنیاد حکایت داشتند، اما در عمل ساختار بنیاد به نحوی بود که امکان تخصیص بودجه واقعی برای آن وجود نداشت.
این سابقه پرسشی مشخص درباره وعده جدید ایجاد میکند: آیا پیش از اعلام تأسیس بنیادی دیگر، گزارش رسمی و قابل بررسی از عملکرد بنیاد پیشین، میزان بودجه دریافتی، هزینهها، تولیدات پژوهشی و فرهنگی و دلایل ناکامی برنامههای آن تهیه شده است؟
تناقض در مواضع حدادعادل؛ بنیاد کافی بود یا نبود؟
حدادعادل در مصاحبهای در شهریور ۱۴۰۲ استدلال کرده بود که ایجاد فرهنگستان زبان ترکی نیازمند بررسی است و بنیاد موجود در تبریز میتواند فعالیتهای پژوهشی، انتشاراتی و ادبی مربوط به این زبان را انجام دهد. او همچنین بر جایگاه رسمی زبان فارسی و ضرورت وجود فرهنگستان مخصوص آن تأکید کرده بود.
اکنون که رئیس همان فرهنگستان وعده تأسیس بنیاد زبان و ادب ترکی را میدهد، چند مسئله بدون پاسخ باقی مانده است:
آیا نهاد جدید اختیاراتی فراتر از بنیاد پیشین خواهد داشت؟
آیا قرار است زیرمجموعه فرهنگستان فارسی باشد یا نهادی با مدیریت و سیاستگذاری مستقل؟
چرا وی که سابقه مخالفت با پروژههایی برای اعتلای زبانهای غیرفارسی دارد وعده تاسیس بنیاد ترکی را اعلام میکند؟
از سوی دیگر، حدادعادل در سخنان اخیر خود زبان ترکی را بخشی از میراث زبانی ایران توصیف کرده و از برنامههای پژوهشی بنیاد شهریار برای این زبان دفاع کرده است. این موضع رسمی در کنار مخالفت پیشین او با ضرورت فرهنگستان مستقل، نشاندهنده تغییر حداقل در گفتمان وی میباشد.
آیا شرایط سیاسی موجود در اعلام وعده جدید نقش داشته است؟
یکی از فرضیهها این است که حکومت در دورهای که تضعیف شده و تحت فشار داخلی و خارجی است، با طرح برنامههای فرهنگی و هویتی تلاش میکند به مطالبات آذربایجان یه صورت سطحی و مقطعی پاسخ دهد. از این منظر، وعده تاسیس بنیاد ترکی از زبان حداد عادل نمیتواند نشانهای از تغییر اساسی سیاست آسیملاسیون علیه ترکها در ایران باشد.
تجربه بنیاد دولت روحانی چند معیار مشخص برای ارزیابی وعده جدید پیش روی افکار عمومی آذربایجان قرار میدهد:
- باید اساسنامه و شرح وظایف بنیاد جدید منتشر شود.
- رابطه حقوقی با فرهنگستان فارسی و میزان استقلال آن مشخص شود.
- ساختار سازمانی آن و نحوه تخصیص بودجه واقعی مشخص گردد.
- ساختار سازمانی و اساسنامه آن مشارکت پژوهشگران و نویسندگان ترک در مدیریت آن را تضمین کند.
- گزارشهای عمومی از عملکرد بنیاد برای افکار عمومی و رسانهها ارائه شود.
تا زمانی که این اطلاعات مشخص نشده است، نمیتوان تعیین کرد بنیاد وعدهدادهشده چه اختیارات و ظرفیتهایی خواهد داشت و چه تفاوتی با بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان حسن روحانی یا بنیاد پژوهشی شهریار دارد.