یک اتفاق ساکت افتاده و تقریباً هیچکس متوجهش نشده. یک سال پیش، بیش از نیمی از گفتوگوهای مردم با چتجیپیتی درباره کار بود. حالا نزدیک به سهچهارم پیامها ربطی به کار ندارند؛ مردم از آن مشورت میخواهند، دنبال راهحل یک مسئله شخصیاند، یا فقط دارند با آن فکر میکنند.
اندازه این تغییر واقعاً بزرگ است. چتجیپیتی حالا بیش از ۷۰۰ میلیون کاربر هفتگی دارد؛ یعنی نزدیک به یک از هر ده بزرگسال روی کره زمین. تعداد پیامهای روزانه هم از حدود ۴۵۱ میلیون در یک سال پیش به ۲.۶ میلیارد رسیده؛ رشدی نزدیک به ششبرابر در عرض یک سال.
نکته جالب، خودِ رشد نیست؛ تغییر خواسته مردم از این ابزار است. پژوهشگران میگویند حدود نیمی از پیامها را میشود در دستهای گذاشت که اسمش را «پرسیدن» گذاشتهاند؛ یعنی کاربر از چتجیپیتی مثل یک مشاور استفاده میکند، نه یک کارگزار برای انجام کارها. مردم کمتر دنبال ایناند که کاری برایشان انجام شود و بیشتر دلشان میخواهد چیزی را با آن مرور و بررسی کنند.
این یک تغییر آرام اما پراهمیت در جایگاه یک نرمافزار در زندگی روزمره است. ابزاری که قرار بود ایمیل بنویسد و خلاصه سند تهیه کند، حالا برای صدها میلیون نفر تبدیل شده به همان چیزی که وقتی نمیدانند باید چه کار کنند، اول از همه سراغش میروند؛ چیزی شبیه یک عادت ذهنی، نه فقط یک اپلیکیشن کاری.