برای صلح: از پذیرش واقعیت تا میز مذاکره

۱ ساعت پیش 7 دقیقه مطالعه فرامرز اصغرزاده
 برای صلح: از پذیرش واقعیت تا میز مذاکره

در جهان سیاست، واژه‌ها هرگز بی‌طرف نیستند؛ آن‌ها یا پلی برای درک متقابل می‌سازند و یا دیواری برای پنهان کردن واقعیت‌ها. بیانیه اخیر گروه‌های سیاسی کورد، در ظاهر دعوتی به اتحاد و همبستگی است، اما این پیام نه از روی احساسات، بلکه با هوشیاری و نگاهی فراگیر تحلیل می‌شود. همکاری واقعی، نه یک انتخاب ساده، بلکه یک تلاش جدی برای تغییر است که تنها بر پایه صداقت و پذیرش حقایق غیرقابل‌انکار بنا می‌شود. از این منظر، هرگونه گفتگو نیازمند عبور از تعارفات و روبرو شدن با واقعیت‌های ریشه‌دار در میدان عمل است.

هویت ملی: نام ما، مرز ماست


نخستین و بنیادی‌ترین اصل در هر گفتگوی جدی، به رسمیت شناختن هویت واقعی طرف مقابل است. متأسفانه در بیانیه دوستان کورد، شاهد تکرار واژه‌ای هستیم که سال‌هاست به عنوان ابزاری برای انکار هویت ما به کار رفته است. استفاده مکرر از واژه آذری در این بیانیه، نه یک انتخاب لغوی ساده، بلکه تداوم ادبیات مرکزگرایانه‌ای است که دهه‌ها تلاش کرده پیوند هویتی و زبانی ما را با ریشه‌های تاریخی و منطقه‌ای ‌مان (به ویژه با جهان تورک و کشور تورکیه) تضعیف کند.


این شیوه نام‌گذاری، در واقع نوعی فرار از کار اصلی است. وقتی طرف مقابل حاضر نیست ما را با نام واقعی‌مان، یعنی ملت تورک آزربایجان، خطاب کند، چگونه می‌تواند ادعای درک حقوق ما را داشته باشد؟ احترام به نام ما، بلیت ورود به هرگونه میز مذاکره است. کسی که در ادای نام واقعی یک ملت لکنت دارد، هنوز آمادگی روبرو شدن با واقعیت‌ های بزرگتر را پیدا نکرده است. باید تأکید کرد که همبستگی واقعی تنها زمانی آغاز می‌شود که طرف مقابل شناسنامه واقعی این ملت را بپذیرد، نه اینکه بخواهد برای آن نامی مستعار انتخاب کند.


حاکمیت ملی و توهم اراضی مشترک


طرح مفاهیمی مانند اداره مشترک یا مناطق مشترک در استان آزربایجان غربی، آن هم در شرایطی که طرف مقابل از دسته‌های مسلح برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد، تلاشی برای تحمیل یک قرارداد ناعادلانه است. در دنیای گفتگوهای استراتژیک، وقتی یک طرف با تکیه بر قدرت نظامی از دوستی سخن می‌گوید، در واقع به دنبال تغییر زمین بازی به نفع زیاده‌ خواهی‌های ارضی خود است.


حقیقتِ جاری در این باره شفاف و قاطع است: آزربایجان غربی، بخشی جدایی‌ناپذیر و قطعی از جغرافیای تاریخی و ملی آزربایجان است. حضور شهروندان و ملت کورد در این استان، یک واقعیت اجتماعی است که ما با نگاهی دموکراتیک به آن احترام می‌گذاریم؛ اما حق شهروندی و جمعی کوردها هرگز به معنای حق مالکیت بر خاک نیست. دموکراسی یعنی تضمین حقوق انسانی برای همه ملل، نه تقسیم قلمرو میان جریانات مسلح. ما بر حاکمیت کامل و مدنی آزربایجان بر تمام قلمرو خود ایستاده‌ایم و اجازه نخواهیم داد که منطق اسلحه، جایگزین تاریخ و حق حاکمیت ملی ما شود.


تضاد مبنایی: قدرت مدنی در برابر قدرت نظامی


یکی از چالش‌های بزرگ در مسیر این همکاری، تفاوت بنیادین در روش‌های مبارزه است. ملت تورک آزربایجان، قدرت خود را از حرکت‌های عظیم مدنی، آگاهی عمومی، کار در قلب- فرهنگ انسانها و حضور متنوع توده‌ها می‌گیرد. ما به قدرت اراده مردم و صندوق رأی ایمان داریم و باور داریم هر تغییر واقعاً پایدار، در خاک میراث، سنت‌ها، ارزش‌ها، زبان، روابط و شایستگی‌های مردم ریشه خواهد داشت. در مقابل، اصرار طرف مقابل بر حفظ و تقویت دسته‌های مسلح، محیط لازم برای یک گفتگوی سازنده را مسموم می‌کند.


حضور سلاح در کنار میز سیاست، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه بی‌اعتمادی به فرآیندهای دموکراتیک است. نمی‌توان همزمان هم از آزادی سخن گفت و هم تفنگ را به عنوان ابزار چانه ‌زنی بر روی میز گذاشت. برای رسیدن به یک توافق پایدار، طرف مقابل باید یک تغییر عمیق در رفتار خود ایجاد کند: گذار از نظامی‌گری به سیاست مدنی. همکاری با ملتی که به صلح و قانون ایمان دارد، مستلزم زمین گذاشتن سلاح و پذیرش قواعد بازی دموکراتیک است. تفنگ زبان گذشته است؛ ما به دنبال هم‌پیمانی هستیم که با زبان منطق و حقوق سخن بگوید.

یافتن نقطه شروع برای حل مشکلات ریشه‌دار


علیرغم تمام اختلافات و چالش‌های موجود، ما می‌دانیم که هیچ تغییر بزرگی بدون گفتگو حاصل نمی‌شود. اما مذاکره بر سر مسائل پیچیده و ریشه‌دار، نیازمند توافق بر سر یک نقطه وعزم روشن است که در آن ابهامات کمتری وجود نداشته باشد. این نقطه شروع نباید بر پایه نادیده گرفتن حقوق یکدیگر یا استفاده از کلمات دوپهلو بنا شود.


هر دو طرف برای شروع گفتگوهای سخت، باید بر روی اصولی توافق کنند که امنیت و احترام متقابل را تضمین کند. این نقطه شروع می‌تواند تأکید بر مبارزه با استبداد و تضمین حقوق انسانی تمامی شهروندان باشد، اما به شرطی که این همکاری به معنای دست‌اندازی به هویت یا خاک دیگری تعبیر نشود.


ما آماده‌ایم تا بر سر آینده و حل گره‌های دشوار گفتگو کنیم، اما تنها زمانی که طرف مقابل شجاعت پذیرش واقعیت‌های آزربایجان را داشته باشد و به جای ادعاهای ارضی، به دنبال راه‌حل‌ های دموکراتیک در چارچوب حاکمیت ما باشد.


بازگشت به صداقت و پیمان‌های اصیل


اشاره بیانیه به پیمان‌های تاریخی میان دو ملت، زمانی ارزش عملی پیدا می‌کند که ما به روح آن پیمان‌ها وفادار بمانیم.

امروز نیز، هرگونه تفاهمی نیازمند آن است که طرف مقابل درد واقعیت را بپذیرد. آن‌ها باید درک کنند که نمی‌توان هم مدعی دوستی بود و هم به تمامیت ارضی دوست چشم داشت. صلح واقعی محصول پذیرش حقایق است، نه پنهان شدن پشت واژه‌های فریبنده. ما شرایط را تعیین می‌کنیم: همکاری واقعی مستلزم آن است که گروه‌های کورد، توهمات مربوط به تقسیم اراضی آزربایجان را کنار بگذارند و به مرزهای تاریخی ما احترام بگذارند. این یک وظیفه بزرگ برای آن‌هاست تا ثابت کنند به دنبال همزیستی هستند، نه توسعه‌طلبی زیر نقاب اتحاد.


فراتر از چند سازمان: سپردن کار به مردم


حل این بحران‌ های تاریخی، تنها وظیفه چند سازمان یا حزب سیاسی نیست. ما نباید انتظار داشته باشیم که چند نفر در اتاق‌های بسته برای آینده میلیون ‌ها انسان تصمیم بگیرند. این چالشی است که تک ‌تک افراد باید بخشی از چالش و راه حل آن باشند. ما باید کار را به خودِ مردم بازگردانیم؛ چرا که ریشه مشکلات و همچنین کلید حل آن‌ها در باورها، نگرش‌ها و قلب‌های تک ‌تک شهروندان نهفته است. تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که ما نه فقط بر روی کاغذ، بلکه بر روی باورها و قلب‌های مردم کار کنیم. هر فرد باید بپذیرد که بخشی از وضعیت موجود است و باید بخشی از تغییر آینده باشد. بدون مشارکت قلبی و فکری مردم، هر توافقی تنها یک پوسته توخالی خواهد بود.


بازسازی اعتماد و نقشه راه مذاکره 


ملت تورک آزربایجان، بازیگر هوشیارِ این صحنه است که با درایت و اشراف به تمام تحرکات می‌نگرد و اجازه نمی‌دهد بازی‌های سیاسی، حقایق ملی‌اش را خدشه‌دار کند. ما به دنبال همبستگی هستیم، اما همبستگی با کسانی که هویت ما را می‌پذیرند و به خاک ما احترام می‌گذارند.


دوران ابهام و تحریف هویت به پایان رسیده است. ما آماده ساختن آینده‌ای آزاد هستیم، اما تنها با کسانی که جرأت داشته باشند ما را با نام واقعی‌مان، تورک، بنامند و آزربایجان غربی را خاک آزربایجان بدانند. ما از گروه‌ های کورد می‌خواهیم که از سایه سلاح خارج شوند و با زبانی صادقانه به میدان بیایند. اگر چنین کنند، آزربایجان را استوارترین متحد خود خواهند یافت. اما اگر بر طبل زیاده‌خواهی و هویت‌زدایی بکوبند، باید بدانند که ملت آزربایجان از وجب به وجب خاک و ذره به ذره هویت خود با تمام قدرت دفاع خواهد کرد.

آینده در گروی شجاعت برای پذیرش حقیقت است؛ ما برای این حقیقت آماده‌ایم، آیا شما هم آماده‌اید؟ ما می‌توانیم اعتمادی را که در دهه‌های گذشته خدشه دار شده است، دوباره بازسازی کنیم اما این مهم نیازمند اراده هر دو طرف برای یافتن نقطه شروع برای حل مشکلات ریشه‌دار و پرهیز از زبان تقابل و تخریب که میز مذاکره را در هم می‌شکند و پذیرش واقعیت‌های ملی یکدیگر است.


ما برای شروع این مسیر دشوار، پیشنهادی عملی داریم: بیایید میز مذاکره‌ای را برپا کنیم که در آن ابتدا نمایندگانی از هر دو طرف که درگیر تضادهای مستقیم و پیچیده نیستند، حضور یابند. شروع گفتگو میان بخش‌هایی که چالش‌های کمتری با یکدیگر دارند، می‌تواند فضا را برای درک متقابل آماده کند. سپس، با ایجاد یک پایه مستحکم از اعتماد اولیه، می‌توانیم به تدریج دیگر جریانات و طرف‌های اصلی را از هر دو سو به این میز دعوت کنیم تا بر سر سخت‌ترین و ریشه‌دارترین مسائل گفتگو کنیم.


تنها با این رویکرد گام‌به‌گام و صادقانه است که می‌توانیم از بن‌بست‌ های تاریخی عبور کنیم. انتخاب با شماست: نشستن بر سر میز سیاست مدنی و شفاف، یا اصرار بر مسیرهای مبهم گذشته؟ آزربایجان برای ساختن آینده‌ای بر پایه احترام به حق حاکمیت ملی و هویت هر دو طرف، آماده و مقتدر ایستاده است.