همگرایی یا بازتولید تنش؟؛

آزمون عقلانیت استراتژیک برای احزاب کُردی

۱ ساعت پیش 4 دقیقه مطالعه مقاله وارده
 آزمون عقلانیت استراتژیک برای احزاب کُردی

در حالی که عقربه‌های زمان به ساعت صفر تحولات بنیادین در جغرافیای سیاسی ایران نزدیک می‌شود، منطقه در آستانه‌ چرخشی تاریخی قرار گرفته است. بن‌بست در مذاکرات دیپلماتیک، گسیل بی‌سابقه‌ تجهیزات نظامی آمریکا و شکنندگی بی‌سابقه‌ ساختار قدرت در تهران پس از وقایع خونین اخیر، همگی حکایت از آن دارند که نظم موجود در حال فروپاشی است. در این میان، وظیفه‌ی نخبگان سیاسی و استراتژیست‌های ملل تحت ستم، فراتر از نظاره‌گری، مهندسی هوشمندانه‌ آینده برای جلوگیری از هرگونه هرج‌ومرج و تأمین امنیت پایدار است چراکه تاریخ خاورمیانه به ما آموخته است که پیروزی بر استبداد، تنها نیمی از مسیر است؛ نیمه‌‌ی حیاتی‌تر، حفظ این پیروزی از طریق عقلانیت و احترام متقابل است.

ملل تحت ستم در ایران، به‌ویژه تورک‌ها و کُردها، دهه‌ها رنج مشترکی را تحت سایه‌ سیاست‌های حذفی و مرکزگرایی تجربه کرده‌اند. امروز که دیوار استبداد در حال فرو ریختن است، نباید اجازه دهیم میراث تفرقه‌افکنانه‌ رژیم حاکم فعلی، مانعی در برابر فردای روشن ما باشد. همکاری میان نیروهای سیاسی تورک و کُرد نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای عبور ایمن از دوران گذار و جلوگیری از بازتولید دیکتاتوری در قالب‌های جدید است.

تاریخ، آموزگار بزرگی است. در سال ۱۳۲۴، هنگامی که حکومت ملی آزربایجان به رهبری سید جعفر پیشه‌وری پرچم آزادی‌خواهی را در تبریز برافراشت، یکی از درخشان‌ترین فصول همکاری ائتنیکی رقم خورد. حمایت‌های بی‌دریغ تبریز و پشتیبانی‌های لجستیکی و سیاسی میرجعفر باقروف رهبر جمهوی سوسیالیستی آزربایجان، منجر به شکل‌گیری حکومت خودمختار مهاباد در سایه‌ اقتدار و حمایت حکومت ملی آزربایجان شد.

در آن برهه، تبریز نقشی فراتر از یک همسایه، بلکه نقش برادر بزرگ‌تر و حامی استراتژیک را برای قاضی محمد و جنبش مهاباد ایفا کرد به طوری که حزب دموکرات امروزی میراث همان حمایت برادرانه جنبش آزادی‌خواهی آذربایجان از شهروندان کُرد بود. این تجربه تاریخی ثابت کرد که حقوق ملل تنها در سایه‌ احترام به حاکمیت سرزمینی آزربایجان و هم‌گرایی با مرکزیت تبریز تأمین‌شدنی است. امروز نیز همان مدل تاریخی می‌تواند بازتولید شود؛ آزربایجان جنوبی نه تنها مانعی برای حقوق مدنی و فرهنگی کُردها نیست، بلکه اصلی‌ترین تضمین‌کننده‌ آن در یک ساختار دموکراتیک و غیرمتمرکز است.

حرکت ملی آزربایجان با اعتقاد راسخ به اصول دموکراسی، همواره تأکید کرده است که در افق سیاسی آینده، حقوق انسانی، زبانی و فرهنگی همه‌ ساکنان آزربایجان، از جمله برادران و خواهران کُردزبان در مناطق غربی (آزربایجان غربی)، باید بر اساس والاترین استانداردهای بین‌المللی تضمین شود. ما خواهان ساختاری هستیم که در آن هیچ شهروندی به دلیل تعلق ائتنیکی، احساس شهروند درجه دو بودن نکند.

در عین حال، پایداری این حقوق در گرو احترام به ثبات سرزمینی و هویت تاریخی است. صلح پایدار زمانی محقق می‌شود که مطالبات سیاسی در چارچوب واقعیات میدانی و جغرافیایی تعریف شوند. هرگونه تلاشی که منجر به تنش‌آفرینی یا ادعاهای فراتر از واقعیات تاریخی شود، می‌تواند هزینه‌های انسانی و اجتماعی سنگینی به بار آورد که در نهایت به سود هیچ‌یک از ملل منطقه نخواهد بود.

در جهان امروز، امنیت یک پدیده‌ی جزیره‌ای نیست. ثبات در غرب آزربایجان، بخشی از پازل بزرگ امنیت در خاورمیانه و حوزه‌ قفقاز و آناتولی است. ما بر این باوریم که احزاب پیشرو کُرد با درک عمیق از مناسبات قدرت، به این نکته واقف‌اند که هرگونه تنش‌آفرینی یا اشتباه محاسباتی ناشی از هیجانات مقطعی، می‌تواند واکنش‌های زنجیره‌ای را در سطح منطقه برانگیزد.

باید صادقانه گفت که امنیت و تمامیت ارضی آزربایجان، موضوعی است که پیوندهای عمیقی با امنیت ملی کشورهای همسایه و هم‌تبار دارد. برخورداری آزربایجان جنوبی از این عمق استراتژیک، ضامن صلح است؛ به شرط آنکه همه‌ی طرف‌ها بر مدار عقلانیت و پرهیز از اقدامات تحریک‌آمیز حرکت کنند. ما خواهان آن هستیم که پتانسیل‌های منطقه‌ای، به جای تقابل، در مسیر توسعه و رفاه مشترک به کار گرفته شوند.

زمان آن فرا رسیده است که احزاب و نیروهای سیاسی با پرهیز از الگوهای شبه‌نظامی و رویکردهای تمامیت‌خواهانه، به سوی یک قرارداد اجتماعی جدید حرکت کنند. آزربایجان آماده است تا به عنوان لنگرگاه ثبات در منطقه، نقشی سازنده در شکل‌گیری یک نظام فدرال، دموکراتیک و تکثرگرا ایفا کند.

امروز این وظیفه نخبگان سیاسی کُرد است تا با نگاهی معطوف به آینده، از طرح مباحثی که حساسیت‌های ملی و سرزمینی را تحریک می‌کند، دوری جسته و به جای آن، بر روی تضمین‌های حقوقی و همکاری‌های اقتصادی متمرکز شوند.