خرداد ۱۳۸۵، زخمی فراموشنشدنی در حافظه جمعی ملت تورک در ایران است؛ زخمی که نه از یک کاریکاتور یا توهین رسانهای ساده، بلکه از یک قرن سیاست تحقیر، انکار و آسیمیلاسیون سیستماتیک سرچشمه میگرفت. انتشار مطالب توهینآمیز در روزنامه «ایران» و تشبیه تورکها به «سوسک» تنها جرقهای بود بر انبار باروت خشم و اندوه مردمی که دههها تحقیر شده بودند؛ مردمی که زبان مادریشان ممنوع، هویتشان انکار، تاریخشان تحریف و فرهنگشان هدف نفرتپراکنی سیستماتیک قرار گرفته بود. از تبریز تا اورمیه وسولدوز، از اردبیل تا زنجان و دیگر شهرهای آذربایجان، هزاران دانشجو، جوان، زن و مرد به خیابانها آمدند تا فریاد بزنند که کرامت انسانی و هویت ملی آنان قابل توهین و معامله نیست.
رژیم جمهوری اسلامی، همچون حکومتهای پیش از خود، بهجای شنیدن صدای اعتراض ملت، پاسخ را با سرکوب، بازداشت، شکنجه و گلوله داد. دهها تن کشته و صدها نفر بازداشت شدند. اما خرداد ۱۳۸۵ به نماد بیداری ملی و مقاومت مدنی ملت تورک در نه تنها آذربایجان حتی مناطق دیگری از استانهای مرکزی چون قم و قزوین و اراک و … تبدیل شد؛ نمادی از ایستادگی در برابر نژادپرستی دولتی و فاشیسم فرهنگی. ملت تورک در برابر سیاستهای تحقیر و انکار هویت ملی خود، با سادهترین و رساترین شعار به میدان آمد: «هارای هارای، من تورکم». شعاری که نه تنها فریاد اعتراض به توهین و تبعیض، بلکه اعلام دوباره موجودیت، کرامت و هویت ملی میلیونها ترک در ایران بود.
ما بر این باوریم که مسئله توهین به تورکها، مسئلهای مقطعی یا محدود به یک روزنامه نبود و نیست. نفرتپراکنی علیه تورکها در ایران، ریشهای عمیق و تاریخی دارد؛ از دوران پهلوی تا امروز، سیستم آموزشی، رسانههای رسمی، سینما، ادبیات حکومتی و حتی بازتولید جوکهای تحقیرآمیز در افکار عمومی، همگی در خدمت پروژهای قرار داشتهاند که هدف آن از خودبیگانهسازی ملت ترک و تضعیف هویت ملی او بوده است.
در طول یک قرن گذشته، سیاست رسمی دولتهای مرکزگرا تلاش کرده است ملتی را که قرنها در ساختار سیاسی و کشورداری این سرزمین نقش اساسی داشته، به حاشیه براند و هویت او را انکار کند. نتیجه این سیاستها، بحران هویتیای است که امروز در میان بخشی از جامعه ترک مشاهده میشود؛ جایی که حتی نامیدن هویت ملی نیز به موضوعی مناقشهبرانگیز بدل شده است.
ملت تورک در سراسرایران علاوه بر تحمل سیاستهای آسیمیلاسیون، سالهاست که شاهد توهین رسمی به تاریخ و مبارزات خود نیز بوده است. هنوز هر ساله روزی به نام «نجات آذربایجان» برگزار میشود و در آن، سرکوب خونین فرزندان آذربایجان و نابودی حکومت ملی، بهعنوان «نجات کشور» معرفی میشود؛ در حالی که هزاران انسان آزادیخواه قربانی آن سرکوب شدند.
با این حال، ملت تورک هرگز در مبارزه برای آزادی، عدالت و همزیستی دموکراتیک تنها به خود نیندیشیده است. تاریخ مبارزات آذربایجان، تاریخی آمیخته با همبستگی میان ملتهای مختلف ایران است.
امروز، دیگر تنها آذربایجان نیست که فریاد برابری و آزادی سر میدهد؛ تمامی ملتهای غیرفارس و تمامی نیروهای آزادیخواه ایران، علیه تبعیض، تمرکزگرایی، استبداد و فاشیسم فرهنگی به پا خاستهاند.
ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان ضمن گرامیداشت یاد جانباختگان قیام خرداد ۱۳۸۵، بار دیگر تأکید میکند که راه حل پایدار برای پایان دادن به بحران ملی در ایران، استقرار نظامی دموکراتیک، سکولار و غیرمتمرکز است؛ نظامی که در آن همه ملتهای ساکن ایران، بدون تبعیض، از حق آموزش به زبان مادری، مشارکت برابر در قدرت، حفظ هویت ملی و اداره امور خویش در مناطق خود، با حفظ حقوق شهروندی برابر برای دیگر ملتهاساکن در همانمنطقه، برخوردار باشند. ما باور داریم که این تنها راه پایان دادن به زخمی که سالهاست از آن خونابه ها چکیده است و امروز به جرات باید گفت به مهمترین ومشکلترین معضل اجتماعی - سیاسی کشور تبدیل شده است.
ما امیدواریم پس از پایان دادن به حاکمیت استبداد و تبعیض به دست مردمان اینکشور ازهر ملیتی ، ایرانی آزاد، دموکرات، سکولار و مبتنی بر عدالت ملی بدست ملیتهای بازو به بازوی هم داده بنا شود؛ ایرانی که در آن هیچ ملتی بهدلیل زبان، فرهنگ یا هویت خود تحقیر نشود و کرامت انسانی وحقوق جمعی و شهروندی همه مردمان تضمین گردد.
یاشاسین آذربایجان
پاینده باد همبستگی ملتها برای دموکراسی و برابری
ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۰ مای ۲۰۲۶