چهار درس راهبردى از جنگ ايران؛
باز تعريف مفاهيم قدرت و امنيت و تغيير قواعد بازى در خاورميانه
بررسی روند جنگ ایران نشان میدهد نحوه بهکارگیری قدرت نظامی در این درگیری، چند تحول مهم در سطح راهبردی را آشکار کرده است.
به گزارش آراز نیوز، نشریه آمریکایی نشنال اینترست در یادداشتی نوشت، در نخستین محور، این جنگ با حملات مستقیم به رأس هرم قدرت در ایران آغاز شد؛ اقدامی که برخلاف الگوهای رایج، نه در میانه یا پایان جنگ، بلکه در همان ساعات ابتدایی و بهصورت آشکار انجام شد. در این چارچوب، هدف قرار دادن همزمان چند سطح از رهبری یک دولت، بهعنوان بخشی از منطق آغاز جنگ مطرح شده است.
در محور دوم، مفهوم «عمق راهبردی» دستخوش تغییر شده است. در این تحلیل، عمق راهبردی دیگر صرفاً به وسعت جغرافیایی محدود نیست، بلکه به ترکیبی از سامانههای دفاعی چندلایه، زیرساختهای هشدار زودهنگام و شبکههای حفاظتی وابسته شده است. این رویکرد نشان میدهد توان جذب و مدیریت حملات میتواند جایگزین محدودیتهای جغرافیایی شود.
در سومین محور، همکاری نظامی میان آمریکا و اسرائیل از سطح هماهنگی فراتر رفته و به مرحله ادغام عملیاتی رسیده است. گزارشها حاکی از حضور نیروهای دو طرف در ساختارهای فرماندهی یکدیگر و اجرای مشترک برخی عملیاتهاست؛ وضعیتی که نشاندهنده تغییر در سطح و ماهیت ائتلافهای نظامی است.
در محور چهارم، وضعیت کشورهای خلیج مورد توجه قرار گرفته است. این کشورها که پیشتر تلاش میکردند با حفظ روابط با بازیگران مختلف، نوعی توازن ایجاد کنند، در شرایط کنونی با محدودیت این سیاست مواجه شدهاند. نمونههایی مانند آسیب به زیرساختهای انرژی و وابستگیهای متقابل، نشان میدهد این رویکرد میتواند میزان آسیبپذیری را افزایش دهد.
در مجموع، این تحلیل تأکید میکند که تحولات این جنگ، علاوه بر میدان نظامی، در حال بازتعریف مفاهیم کلیدی در حوزه راهبرد، امنیت و ائتلافهای منطقهای است.