در سایه سناریوی مداخله ترکیه در آزربایجان جنوبی؛
فرصت، تهدید و مسئولیت تاریخی فعالان ملی
همزمان با افزایش تنشها میان جمهوری اسلامی و محور آمریکا–اسرائیل و گمانهزنیها درباره احتمال حمله نظامی به ایران، برخی گزارشها و تحلیلهای غیررسمی از آمادگی ترکیه برای ورود به معادله در صورت بروز خلأ قدرت حکایت دارند. بر اساس این روایتها، آنکارا ممکن است در صورت فروپاشی نظم امنیتی در مناطق مرزی، بهویژه در استان آزربایجان غربی، برای کنترل اوضاع، جلوگیری از فعالیت گروههای تروریستی یا مهار موج احتمالی پناهجویان وارد عمل شود. حتی برخی منابع از احتمال گسترش چنین کنترلی به دیگر شهرهای آزربایجان جنوبی در صورت تداوم بیثباتی سخن میگویند. هرچند این سناریوها هنوز در حد تحلیل و گمانهزنی است، اما طرح آنها پرسشی اساسی را پیش روی فعالان ملی تورک قرار میدهد: در صورت وقوع چنین تحولی، چه باید کرد؟
نخستین اصل، پرهیز از واکنشهای هیجانی و شتابزده است. تحولات نظامی و ژئوپلیتیکی معمولاً چندلایه و پیچیدهاند و تصمیمگیریهای احساسی میتواند هزینههای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. فعالان ملی آزربایجان باید هوشیار باشند و هر تحول میدانی را در چارچوب منافع بلندمدت ملت تورک تحلیل کنند، نه در قالب هیجان لحظهای یا تبلیغات رسانهای. مهمتر از هر چیز، حفظ انسجام داخلی است. تجربه تاریخی نشان داده که در بزنگاههای بحرانی، تفرقه داخلی بزرگترین سرمایه یک ملت را نابود میکند.
بر کسی پوشیده نیست که در کنار طیف گستردهای از فعالان مدنی و سیاسی آزربایجانی، شمار قابل توجهی از کارکنان و نیروهای شاغل در ساختارهای رسمی کشور نیز دل در گرو سرنوشت آزربایجان دارند. هرچند این افراد در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی خدمت میکنند، اما تعلق هویتی آنان قابل انکار نیست. در شرایط بحرانی، ایجاد پلهای ارتباطی و اعتماد میان این بدنه اجتماعی و فعالان مدنی میتواند مانع از هرجومرج و سوءاستفاده جریانهای افراطی شود. رویکرد طرد و تخریب، تنها به انشقاق بیشتر خواهد انجامید.
در گام بعدی، ضرورت دارد که جریانهای مختلف سیاسی آزربایجانی – از طیفهای لیبرال و چپ گرفته تا دیگر گرایشهای فکری – حول یک چارچوب حداقلی مشترک گرد هم آیند. این چارچوب میتواند شامل اصولی چون حفظ تمامیت جغرافیایی مناطق تورکنشین، تأمین امنیت شهروندان، جلوگیری از درگیریهای قومی و دفاع از حقوق دموکراتیک باشد. ایجاد یک ساختار هماهنگ سیاسی برای مدیریت بحران، بسیار کارآمدتر از پراکندگی و رقابتهای درونگروهی خواهد بود. اگر سازمانیافتگی وجود نداشته باشد، دیگران درباره سرنوشت منطقه تصمیم خواهند گرفت.
در عین حال باید واقعبین بود. حتی اگر فرض مداخله محدود ترکیه در برخی مناطق مرزی تحقق یابد، چنین حضوری – در منطق سیاست بینالملل – تابع منافع ملی آن کشور خواهد بود و نه لزوماً منافع درازمدت ملت تورک آزربایجان جنوبی. هیچ نیروی خارجی بهطور دائمی برای تضمین آینده یک ملت باقی نمیماند. بنابراین تکیه اصلی باید بر ظرفیتهای داخلی، انسجام اجتماعی و سازماندهی سیاسی خود جامعه باشد. آینده آزربایجان را در نهایت خود مردم آزربایجان رقم خواهند زد.
از سوی دیگر، نباید از تهدید جریانهای اقتدارگرای فارسمحور نیز غافل شد. در صورت فروپاشی نظم موجود، امکان قدرتگیری نیروهایی با گرایشهای فاشیستی و تمرکزگرا – از جمله طیف نزدیک به پهلوی – وجود دارد؛ جریاناتی که سابقه تاریخیشان در انکار هویتهای ملی و سرکوب مطالبات تورکها روشن است. آمادگی سیاسی برای مواجهه با چنین سناریویی، به معنای تقویت نهادهای مدنی، شبکههای اجتماعی و گفتمان حقوقمحور است، نه افتادن در چرخه خشونت.
در نهایت، اگر تحولات منطقهای بهسرعت پیش رود و خلأ قدرتی در ایران شکل گیرد، آنچه تعیینکننده خواهد بود میزان بلوغ سیاسی و آمادگی تشکیلاتی فعالان آزربایجانی است. فرصتها در بحرانها زاده میشوند، اما همانقدر که میتوانند زمینهساز پیشرفت باشند، میتوانند به تهدیدی برای موجودیت یک ملت نیز بدل شوند. استفاده حداکثری از یک فرصت گذرا، تنها زمانی ممکن است که جامعه دچار سردرگمی، تفرقه و هیجانزدگی نشود.
آزربایجان جنوبی در آستانه تحولات احتمالی، نیازمند عقلانیت، اتحاد و برنامهریزی است. حضور یا عدم حضور هر نیروی خارجی موقتی است؛ آنچه ماندگار است، مسئولیت تاریخی نسلی است که باید از میان طوفان بحران، راهی برای حفظ امنیت، کرامت و حقوق ملت تورک بیابد.