واكاوى راهبردى تقابل نظامى ايالات متحده و جمهورى اسلامى ايران
نظم امنیتی خاورمیانه در ژانویه ۲۰۲۶ با یکی از پیچیدهترین و مخاطرهآمیزترین بحرانهای قرن بیست و یکم روبرو شده است. این بحران که ریشه در پیامدهای عملیات نظامی ژوئن ۲۰۲۵ و فروپاشی اقتصادی داخلی ایران دارد، اکنون در پایان ژانویه ۲۰۲۶ به نقطهای رسیده است که بسیاری از تحلیلگران آن را "آستانه برخورد بزرگ" مینامند. حضور گسترده ناوگان جنگی ایالات متحده در خلیج، موسوم به "آرمادای ترامپ"، نه تنها یک مانور قدرتنمایی، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای تغییر بنیادین در رفتار سیاسی یا ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی است. این گزارش به بررسی ابعاد نظامی، امنیتی و دیپلماتیک این تقابل با تکیه بر دادههای اطلاعاتی و تحلیلهای اندیشکدههای معتبر بینالمللی میپردازد.
*بستر تاریخی: میراث "پتک نیمهشب" و گذار به بحران ۲۰۲۶*
برای درک تحرکات نظامی ژانویه ۲۰۲۶، ابتدا باید به وقایع ژوئن ۲۰۲۵ رجوع کرد. در این بازه زمانی، ایالات متحده و اسرائیل عملیات مشترکی را با عنوان "Operation Midnight Hammer" (عملیات پتک نیمهشب) علیه تأسیسات هستهای ایران به اجرا گذاشتند. این حملات که بین ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ به طول انجامید، مراکز اصلی غنیسازی در فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار داد. استفاده از بمبهای سنگین نفوذکننده GBU-57 MOP توسط بمبافکنهای B-2 Spirit و شلیک بیش از ۳۰ موشک کروز توموهوک از زیردریایی USS Georgia (SSGN-729) به تأسیسات اصفهان، آسیبهای جبرانناپذیری به زیرساختهای هستهای ایران وارد کرد.
بر اساس تحلیلهای چتم هاوس (Chatham House)، این عملیات اگرچه توانست برنامه هستهای ایران را برای مدتی طولانی فلج کند، اما همزمان "نظم شکننده خاورمیانه" را به شدت متزلزل ساخت. برونون مدوکس، مدیر اجرایی چتم هاوس، در آن زمان هشدار داد که تخریب فیزیکی تأسیسات لزوماً به معنای پایان بحران نیست، بلکه مرحله جدیدی از تنشهای منطقهای را آغاز میکند که در آن تهران گزینههای دیپلماتیک کمتری در اختیار خواهد داشت. با ورود به ژانویه ۲۰۲۶، این پیشبینیها با بروز اعتراضات گسترده داخلی در ایران و استقرار مجدد نیروهای آمریکایی محقق شده است.
*آرایش تهاجمی ناوگان آمریکا: آرمادای ژانویه ۲۰۲۶*
در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶، گروه ضربت ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن (USS Abraham Lincoln) به طور رسمی وارد منطقه مسئولیت فرماندهی مرکزی (CENTCOM) شد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این استقرار را به عنوان بخشی از یک "آرمادای عظیم" توصیف کرد که هدف آن اعمال فشار نهایی بر رژیم تهران است. این استقرار نظامی در حالی صورت گرفت که پیش از آن در اوایل ژانویه، مقامات نظامی آمریکا به دلیل جابجایی بخشی از داراییهای استراتژیک به حوزه کارائیب و آسیا در اواخر ۲۰۲۵، منطقه خلیج را برای یک نبرد تمامعیار "آماده" نمیدیدند.
آرایش کنونی نیروها فراتر از یک حضور دورهای است و نشاندهنده آمادگی برای اجرای "عملیاتهای ضربتی جراحی" یا "سرکوب گسترده پدافندی" است. جدول زیر جزئیات کلیدی این استقرار را نشان میدهد:
یگان/تجهیزات استراتژیک مشخصات و توانمندیها نقش در سناریوی تقابل ۲۰۲۶
ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln (CVN-72) حامل جناح هوایی نهم (CVW-9) شامل F-35C و F/A-18E/F سکوی اصلی برای حملات هوایی عمقی و برتری هوایی
ناوشکنهای اسکورت (DESRON 21) USS Spruance, Michael Murphy, Petersen Jr. دفاع موشکی Aegis و شلیک موشکهای توموهوک
زیردریاییهای تهاجمی هستهای حداقل یک فروند تأیید شده توسط پنتاگون عملیاتهای پنهانی و شلیک موشکهای کروز از فواصل نزدیک
جنگندههای F-15E Strike Eagle ۳۵ فروند در پایگاه موفقالسلطی (اردن) حملات ضربتی برد بلند با استفاده از سیستمهای جنگ الکترونیک EPAWSS
سوخترسانهای KC-135 Stratotanker بیش از ۲۰ فروند در پایگاه العدید (قطر) پشتیبانی از عملیاتهای هوایی مداوم و طولانیمدت
سیستمهای THAAD و Patriot مستقر در اسرائیل، امارات، قطر و اردن ایجاد چتر دفاعی در برابر حملات موشکی و پهپادی تلافیجویانه ایران
این تجمع نیرو که شامل حدود ۵۰,۰۰۰ پرسنل نظامی در سراسر منطقه است، نشاندهنده بازگشت به دکترین "قدرت مطلق" در سیاست خارجی ترامپ است. اعزام ناوشکنهای مجهز به موشکهای توموهوک به آبهای بینالمللی خلیج، این امکان را به فرماندهان سنتکام میدهد که اهداف حساس را در داخل خاک ایران با دقت بالا و بدون نیاز به ورود به حریم هوایی تحت کنترل پدافند ایران هدف قرار دهند.
*بحران داخلی ایران: اعتراضات ۲۰۲۶ و فروپاشی نظم اجتماعی*
در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، اعتراضاتی که ابتدا با انگیزههای اقتصادی و در واکنش به سقوط بیسابقه ارزش ریال آغاز شده بود، به سرعت به یک خیزش سراسری تبدیل شد. تا اواسط ژانویه ۲۰۲۶، این اعتراضات بیش از ۱۰۰ شهر ایران را در بر گرفت. رژیم جمهوری اسلامی در پاسخ، از ۸ ژانویه ۲۰۲۶ با قطع کامل اینترنت و اعمال محدودیتهای شدید بر رسانههای خارجی، تلاش کرد تا صدای معترضان را خاموش کند.
گزارشهای دریافتی از منابع مختلف اطلاعاتی و حقوق بشری حاکی از خشونت بیسابقه نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران و بسیج است. برآوردهای آماری نشاندهنده ابعاد تکاندهنده این سرکوبها است:
• تلفات انسانی: آمارهای متناقضی منتشر شده است؛ آژانس خبری فعالان حقوق بشر (HRANA) کشته شدن ۳,۹۱۹ نفر را تا اواسط ژانویه تأیید کرده، در حالی که گزارشهای دیگر به کشته شدن بیش از ۳۵,۰۰۰ غیرنظامی اشاره دارند.
• بازداشتها: تخمین زده میشود که حدود ۲۴,۷۰۰ نفر در جریان اعتراضات بازداشت شده باشند.
• تمرکز خشونت: استانهای غربی ایران، به ویژه ایلام، لرستان و کردستان، شاهد مرگبارترین رویاروییها بودهاند. در ایلام، گزارشهایی از ورود نیروهای امنیتی به بیمارستانها و شلیک به مجروحان با گلولههای جنگی منتشر شده است.
دونالد ترامپ در چندین پیام در تروث سوشال، این سرکوبها را "خط قرمز" واشینگتن توصیف کرد. او در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ با خطاب قرار دادن معترضان به عنوان "میهنپرستان ایرانی"، وعده داد که ایالات متحده به نجات آنها خواهد آمد. این پیامها نه تنها به معترضان انگیزه داد، بلکه به عنوان یک هشدار مستقیم به نیروهای امنیتی ایران تلقی شد که هرگونه اقدام خشونتآمیز بیشتر میتواند با پاسخ نظامی مستقیم آمریکا روبرو شود.
*مدل ونزوئلا: دکترین جدید برای تغییر رژیم در ایران*
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای راهبرد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۶، اعمال موفقیتآمیز "مدل ونزوئلا" (The Venezuela Model) است. در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای ویژه ایالات متحده در یک عملیات ضربتی و جسورانه، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را دستگیر و از قدرت برکنار کردند. موفقیت این عملیات باعث شده است تا تحلیلگران امنیتی به طور جدی احتمال تکرار چنین سناریویی را در ایران بررسی کنند.
تحلیلگران سیاسی اشاره کردهاند که ترامپ به جای تهاجم نظامی گسترده (Boots on the Ground)، به "عملیاتهای جراحی" و هدفمند تمایل دارد. دکتر مهرزاد بروجردی معتقد است که ترامپ مدلی را ترجیح میدهد که "ریسک پایین" داشته باشد و شامل اشغال نظامی نشود.
در این چارچوب، چندین سناریو برای ایران مطرح است:
1. هدفگیری مستقیم رهبری: با توجه به اظهارات ترامپ در ژوئن ۲۰۲۵ مبنی بر اطلاع دقیق از مکانهای اختفای رهبر ایران، احتمال حمله پهپادی یا عملیات نیروهای ویژه برای حذف یا دستگیری علی خامنهای به عنوان یک گزینه جدی در پنتاگون مورد بحث است.
2. معامله با عناصر درون رژیم: مدل ونزوئلا نشان داد که دولت ترامپ مایل است به جای تکیه بر اپوزیسیون خارجنشین، با بخشهایی از بدنه نظامی یا بروکراتیک فعلی برای یک "انتقال قدرت کنترلشده" وارد مذاکره شود.
3. نقش سپاه پاسداران: اریک ماندل، کارشناس مسائل منطقه، هشدار میدهد که در صورت فروپاشی ناگهانی هسته مرکزی قدرت، سپاه پاسداران به دلیل سازمانیافتگی بالا، محتملترین نیرویی است که تلاش خواهد کرد قدرت را به دست بگیرد و این امر میتواند به یک دیکتاتوری نظامی خالص منجر شود.
نفوذ عمیق سرویسهای اطلاعاتی خارجی در بدنه امنیتی ایران، به ویژه پس از ترورهای متعدد دانشمندان هستهای و فرماندهان نظامی رده بالا در تابستان ۲۰۲۵، نشاندهنده آسیبپذیری شدید رژیم در برابر این مدل عملیاتی است.
*تهدیدات سپاه و راهبرد تدافعی ایران*
در مقابل آرمادای آمریکا، سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح ایران از استراتژی "پاسخ همهجانبه" رونمایی کردهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ژانویه ۲۰۲۶ بارها هشدار داده است که "انگشتان ما روی ماشه است" و هرگونه حمله ایالات متحده با پاسخی "بیسابقه" روبرو خواهد شد.
بر اساس تحلیلهای منتشر شده در رسانههای وابسته به سپاه مانند "دفاع پرس"، تهران چهار گزینه اصلی برای مقابله با تهدیدات آمریکا در نظر گرفته است:
گزینه تلافیجویانه مکانیزم و تجهیزات اهداف کلیدی
باران موشکی و پهپادی یگانهای پهپادی ارتش و هوافضای سپاه پایگاههای العدید (قطر)، اینجرلیک (ترکیه) و شیخ عیسی (بحرین)
مسدود کردن تنگه هرمز مینریزی دریایی و قایقهای تندرو اخلال در جریان انرژی جهانی و حمله به ناوگان پنجم آمریکا
جنگ نامتقارن دریایی شلیک انبوه موشکهای ساحل به دریا هدف قرار دادن ناو یواساس آبراهام لینکلن برای اشباع پدافند Aegis
فعالسازی محور مقاومت نیروهای نیابتی در عراق، سوریه و یمن حملات زمینی به پایگاههای آمریکا و عملیات علیه اسرائیل
در سطح گروهی، کتائب حزبالله عراق رسماً اعلام کرده است که برای یک "جنگ فراگیر" در حمایت از ایران آماده است و حتی ثبتنام برای "عملیاتهای استشهادی" را آغاز کرده است. حزبالله لبنان نیز اگرچه به طور مستقیم وارد درگیری نشده، اما اعلام کرده که در صورت به خطر افتادن موجودیت نظام جمهوری اسلامی، "بیطرف نخواهد ماند".
علاوه بر این، تهدیدات تروریستی در خاک ایالات متحده نیز به عنوان بخشی از "گزینه میهن" (Homeland Option) مطرح شده است. جامعه اطلاعاتی آمریکا هشدار داده است که ایران ممکن است از طریق باندهای تبهکار یا سلولهای خفته، تلاشهایی را برای ترور مقامات فعلی و سابق آمریکا به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی و خسارات وارده در سال ۲۰۲۵ انجام دهد.
بنبست دیپلماتیک و شرایط پنجگانه
در ژانویه ۲۰۲۶، مفهوم "شرایط پنجگانه" در سه سطح مختلف مطرح شده است که هر یک لایهای از پیچیدگی بحران را نشان میدهد.
دونالد ترامپ در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ بار دیگر از ایران خواست تا "توافق کند". اگرچه جزئیات رسمی یک سند دیپلماتیک منتشر نشده، اما بر اساس مواضع او در تروث سوشال و اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، مطالبات واشینگتن شامل موارد زیر است:
• تپایان دائمی هرگونه فعالیت هستهای،
• توقف کلیه برنامه های موشکی بالستیک،
• توقف کامل حمایت از گروههای شبهنظامی منطقهای،
• توقف فوری سرکوب داخلی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی،
• به رسمیت شناختن اسرائیل.
از سوی دیگر برخی از تحلیلگران بینالمللی معتقدند که ایران هماکنون در آستانه یک تحول ساختاری است، زیرا "پنج شرط کلاسیک برای انقلاب" در این کشور محقق شده است:
• بحران مالی شدید و ناتوانی دولت در تأمین نیازهای پایه،
• شکاف در میان نخبگان حاکم (به ویژه تردید در نیروهای امنیتی پایینرتبه)،
• شکلگیری یک ائتلاف تودهای وسیع از معترضان،
• وجود یک روایت مشترک از مقاومت و تغییر،
• محیط بینالمللی مطلوب که فشار حداکثری آمریکا آن را فراهم کرده است.
در همین بازه زمانی، دولت بنیامین نتانیاهو نیز پنج شرط را برای پایان دادن به درگیریهای منطقهای و مقابله با نفوذ ایران مطرح کرده است که شامل خلع سلاح کامل گروههای نیابتی، بازگشت گروگانها، و ایجاد یک ائتلاف عربی-غربی علیه ایران است.
*تحلیل اندیشکدههای بینالمللی: چشمانداز ۲۰۲۶*
اندیشکده چتم هاوس در آخرین پادکست "Independent Thinking" در اواخر ۲۰۲۵، تأکید کرد که "توازن قدرت در خاورمیانه به طور خشونتآمیزی در حال دگرگونی است. "رناد منصور، پژوهشگر این اندیشکده، معتقد است که ثبات شکننده عراق اکنون تحت تأثیر مستقیم تقابل ایران و آمریکا قرار دارد و بغداد به سختی میتواند خود را از این گرداب خارج کند.
بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) در گزارش ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ خود، استدلال میکند که ایالات متحده "هیچ جایگزین اخلاقی یا استراتژیکی" جز استفاده از قدرت نظامی برای حذف تهدیدات تروریستی و حمایت از تغییر رژیم در ایران ندارد. ادوارد فیتون-براون، همکار ارشد FDD، معتقد است که رژیم ایران پیامهای واشینگتن را اشتباه درک کرده و تصور میکند با بلوف نظامی میتواند ترامپ را به عقبنشینی وادار کند، در حالی که حضور "آرمادا" در خلیج نشاندهنده آمادگی برای یک برخورد قطعی است.
*ارزیابی نهایی و پیشبینی راهبردی*
تا تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶، تقابل میان ایالات متحده و ایران وارد فاز "فرسایش حداکثری" شده است. از یک سو، واشینگتن با اعزام ناو آبراهام لینکلن و اعمال فشارهای فلجکننده اقتصادی، در حال مهیا کردن فضا برای یک "تغییر بزرگ" است که میتواند شامل عملیاتهای جراحی مشابه مدل ونزوئلا باشد. از سوی دیگر، تهران با استفاده از سرکوب خشن داخلی و تهدید به بستن تنگه هرمز و فعالسازی شبکههای تروریستی، تلاش میکند تا هزینههای هرگونه اقدام نظامی آمریکا را به شدت افزایش دهد.
شکاف عمیق بین رژیم و ملت در ایران، بزرگترین نقطه ضعف راهبردی تهران است. در حالی که نیروهای امنیتی هنوز وفاداری خود را حفظ کردهاند، اما تداوم اعتراضات و فشارهای اقتصادی میتواند به زودی باعث ایجاد ترکهای جدی در بدنه سپاه و ارتش شود. حضور ناوگان پنجم آمریکا در منطقه نه تنها یک تهدید نظامی، بلکه یک پشتیبانی روانی برای معترضانی است که ترامپ به آنها وعده داده "کمک در راه است".
روزهای آینده در فوریه ۲۰۲۶ برای تعیین سرنوشت این تقابل حیاتی خواهد بود. اگر ایران به اعدامهای سیاسی ادامه دهد یا تلاشی برای اخلال در دریانوردی بینالمللی انجام دهد، احتمال وقوع یک درگیری محدود اما بسیار ویرانگر هوایی و دریایی که هدف آن مراکز فرماندهی و کنترل باشد، بیش از هر زمان دیگری است. در این سناریو، هدف نهایی واشینگتن نه اشغال خاک ایران، بلکه فروپاشی ساختار قدرت از درون و جایگزینی آن با عناصر متمایل به مذاکره خواهد بود.