وال‌استریت ژورنال: فروپاشی جغرافیایی ایران می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد

۱ ساعت پیش 3 دقیقه مطالعه
 وال‌استریت ژورنال: فروپاشی جغرافیایی ایران می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد

روزنامه وال‌استریت ژورنال در مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «A Fractured Iran Might Not Be So Bad» به یکی از سناریوهای کمتر گفته‌شده درباره آینده ایران می‌پردازد؛ سناریویی که به‌نوشته این روزنامه، عمداً از سوی جمهوری اسلامی و حتی بخشی از مخالفان آن مسکوت مانده است: احتمال تجزیه جغرافیایی ایران در پی تداوم بحران‌های سیاسی و اجتماعی. نویسنده تأکید می‌کند که «ترس از تجزیه» آخرین ابزار تبلیغاتی رژیم برای حفظ قدرت است، در حالی که چنین تحولی لزوماً پیامدی منفی برای منطقه و جهان نخواهد داشت.

به گزارش وال‌استریت ژورنال، حاکمیت ایران همواره کوشیده است هرگونه اعتراض یا حرکت اعتراضی را با شبح «فروپاشی کشور» بی‌اعتبار کند. طرح این تهدید، به رژیم امکان می‌دهد مخالفان را میان ملی‌گرایان مرکزگرا و اقوام غیرفارس دچار شکاف کند؛ اقوامی که در مجموع حدود نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. از نگاه نویسنده، همین استفاده ابزاری از تمامیت ارضی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی بیش از هر چیز، بقای خود را در خطر می‌بیند، نه آینده ملت‌های ساکن این جغرافیا.

این مقاله یادآور می‌شود که مرزهای کنونی ایران، همانند بسیاری از دولت‌های برآمده از امپراتوری‌ها، بر اساس واقعیت‌های قومی و تاریخی شکل نگرفته‌اند. تورک‌های آزربایجانی که برخی برآوردها جمعیت آنان را حدود یک‌چهارم کل کشور می‌دانند و کردها با سهمی نزدیک به ۱۵ درصد، از بزرگ‌ترین گروه‌هایی هستند که دهه‌ها با تبعیض سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مواجه بوده‌اند. وال‌استریت ژورنال با اشاره به نقش روسیه تزاری و بریتانیا در اشغال و ترسیم مرزهای ایران در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، تأکید می‌کند که این مرزها حتی در مواردی، مانند مرز ایران و عراق، تا سال ۱۹۷۵ به‌طور رسمی تثبیت نشده‌اند.

در بخش مهمی از این تحلیل، به وضعیت تورک‌های آزربایجانی ایران پرداخته شده است. به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، مقایسه شرایط این مناطق با آزربایجان مستقل و رو‌به‌رشد، احساس محرومیت و نارضایتی را تشدید کرده است. اگرچه علی خامنه‌ای ریشه آزربایجانی دارد، اما این مسئله هیچ تأثیر مثبتی بر وضعیت اقتصادی و فرهنگی آزربایجان جنوبی نداشته و ساختار فاسد و غارتگر جمهوری اسلامی، این مناطق را نیز مانند سایر نقاط کشور به حاشیه رانده است. نویسنده نتیجه می‌گیرد که ایده جدایی و پیوستن به هم‌تباران آن‌سوی مرز، دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست و می‌تواند در آینده به گزینه‌ای سیاسی تبدیل شود.

وال‌استریت ژورنال همچنین به پیامدهای ژئوپولیتیک احتمالی کوچک‌شدن یا فروپاشی ایران می‌پردازد. به‌نوشته این روزنامه، روسیه و چین از اصلی‌ترین مخالفان چنین سناریویی هستند. مسکو ایران را بخش مهمی از کمربند جغرافیایی خود برای کنترل مسیرهای انرژی و تجارت آسیای مرکزی می‌داند و هم‌زمان از همکاری نظامی با تهران، از جمله دریافت پهپاد، بهره می‌برد. پکن نیز نگران از دست دادن سرمایه‌گذاری‌ها و منابع انرژی خود در ایران است. در مقابل، تضعیف جمهوری اسلامی می‌تواند تهدید علیه اسرائیل را کاهش دهد و شکل‌گیری یک آزربایجان بزرگ‌تر، مسیرهای تاریخی تجارت تورکی میان ترکیه و آسیای مرکزی را احیا کند؛ هرچند ترکیه به‌دلیل نگرانی از مسئله کردها، از فروپاشی کامل ایران حمایت نمی‌کند.

در جمع‌بندی، وال‌استریت ژورنال تأکید می‌کند آنچه جمهوری اسلامی «فاجعه تجزیه» می‌نامد، در واقع محصول مستقیم دهه‌ها سرکوب، تبعیض و انکار تنوع قومی است. به‌نوشته این روزنامه، شاید برای صلح منطقه‌ای و کاهش تنش‌های جهانی، بهترین گزینه نه حفظ ایرانِ یکپارچه تحت حاکمیتی سرکوبگر، بلکه پذیرش تحولات بنیادینی باشد که بتواند این جغرافیا را از نقش مخرب کنونی‌اش در معادلات ژئوپولیتیک خارج کند.