احمد خضرلو
سیاستهای تنشزای جمهوری اسلامی و ماجراجوییهای جنگی آن هر روز ابعاد جدیدتری به خود میگیرد و مسئولان جمهوری اسلامی، کشور و مردم ایران را به سمت پرتگاهی میبرند که بازگشتی در آن نیست.
اعمال محاصره دریایی از سوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و سپس کنترل بر تنگه هرمز از سوی این کشور، در عمل کارت تنگه هرمز را که جمهوری اسلامی سالها از آن بهعنوان ابزاری علیه کشورهای منطقه و جهان استفاده میکرد، بیاثر کرده است. جمهوری اسلامی عملاً این کارت را از دست داده و متضرر اصلی آن نیز خود ایران است؛ زیرا در شرایط محاصره دریایی، امکان واردات مواد اولیه و بسیاری از نیازهای اساسی کشور از طریق بنادر جنوبی با محدودیت جدی مواجه شده است. این وضعیت به کمبود شدید کالاهای مختلف در بازار ایران و افزایش تصاعدی قیمتها منجر شده است.
از سوی دیگر، ایران که کارت تنگه هرمز را از دسترفته میبیند، تلاش میکند با حمله به کشتیها و ناامن کردن تنگه، هزینه استفاده از این مسیر را برای دیگران نیز افزایش دهد. منطق جمهوری اسلامی در این شرایط این است که وقتی خود نمیتواند از تنگه استفاده کند، دیگران نیز نباید بتوانند از آن استفاده کنند. به همین دلیل، کشتیهای تجاری، نفتکشها و کشتیهای باری را هدف قرار میدهد. اما آمریکا با اجرای طرح طرد اقتصادی، عملاً جمهوری اسلامی را تحت فشار و تنبیه اقتصادی قرار داده است.
با اجرای طرح طرد اقتصادی آمریکا علیه ایران، بسیاری از مسیرهای دور زدن تحریمها که جمهوری اسلامی از طریق آنها فعالیتهای اقتصادی خود را پیش میبرد، بسته شده و جمهوری اسلامی عملاً در تأمین ارز خارجی و تأمین هزینههای خود با مشکلات جدی مواجه شده است.
جمهوری اسلامی که نفت خود را بهصورت غیرقانونی و قاچاقی به چین میفروخت و از پول حاصل از آن برای تأمین هزینههای خود استفاده میکرد، با اجرای طرح طرد اقتصادی زمینگیر شده است. همین موضوع نیز به افزایش تصاعدی قیمت دلار در بازار ایران دامن زده است.
همزمان با اجرای طرح طرد اقتصادی، دولت امارات متحده عربی نیز به این طرح پیوسته و بخش مهمی از روابط مالی و تجاری خود با ایران را قطع کرده است. ایران که بخش قابلتوجهی از روابط مالی خود با جهان را از طریق امارات انجام میداد، با یک شوک بزرگ اقتصادی روبهرو شده است. قطع این مسیر مالی، فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران وارد کرده و از عوامل مؤثر در افزایش قیمت دلار در بازار ایران بوده است.
همچنین دیگر کشورهای همسایه ایران، از جمله ترکیه، پاکستان، آذربایجان و کشورهای عربی، در راستای هماهنگی با سیاستهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی، محدودیتهای بیشتری بر روابط پولی و بانکی خود با ایران اعمال کردهاند. مجموعه این تحولات، دسترسی جمهوری اسلامی به شبکه مالی منطقه و جهان را دشوارتر کرده است.
اکنون ایران که بخش مهمی از کارتهای استراتژیک خود را از دسترفته میبیند و عملاً در یک بنبست فزاینده قرار گرفته است، تلاش میکند با استفاده از گروههای نیابتی خود، دامنه بحران را به مناطق دیگری از منطقه گسترش دهد. یکی از این مسیرها، استفاده از حوثیها برای تهدید و ناامن کردن تنگه بابالمندب در دریای سرخ است.
در روزهای گذشته، حوثیها با حملات موشکی و پهپادی، تأسیسات و زیرساختهای نفتی عربستان را هدف قرار دادهاند و همزمان در جبهههای مختلف با نیروهای دولتی یمن در سواحل دریای سرخ وارد درگیریهای جدید شدهاند. هدف از این اقدامات، پیشروی و اشغال مناطقی است که میتواند آنها را به سواحل تنگه بابالمندب نزدیکتر کند؛ مسیری که در صورت تحقق آن، تهدید به بستن یا ناامن کردن این تنگه به یک ابزار فشار جدید برای جمهوری اسلامی تبدیل خواهد شد.
در سوی دیگر نیز نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق اقدام به حمله به خط لوله شرق به غرب عربستان کردهاند.
جمهوری اسلامی از این اقدامات دو هدف اصلی را دنبال میکند. نخست اینکه میخواهد به کشورهای همسایه این پیام را منتقل کند که پیمان دفاعی مکه که میان ترکیه، عربستان و پاکستان امضا شده است، یک پیمان کاغذی بوده و در شرایط بحرانی ضمانت اجرایی ندارد و تلاش میکند میزان آمادگی و توانایی کشورهای منطقه برای اجرای تعهدات دفاعی خود را به چالش بکشد.
هدف دوم، ایجاد اختلال در تولید و صادرات نفت عربستان و در نتیجه افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی است. جمهوری اسلامی میکوشد با ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی و تهدید زیرساختهای نفتی، قیمت نفت را افزایش داده و از این طریق ابزار فشار جدیدی علیه آمریکا و کشورهای همسو با آن ایجاد کند.
اما چنین سیاستی بیش از آنکه راهی برای خروج جمهوری اسلامی از بنبست باشد، میتواند ایران را وارد مرحله خطرناکتری از رویارویی منطقهای و بینالمللی کند. جمهوری اسلامی با از دست دادن کارتهای استراتژیک خود، به جای کاهش تنش و تلاش برای حل مشکلات اقتصادی و سیاسی، همچنان بر سیاست تهدید، جنگ نیابتی و ناامنسازی مسیرهای حیاتی انرژی اصرار دارد؛ سیاستی که در نهایت هزینه اصلی آن را مردم ایران خواهند پرداخت.