یحیی بهاری، مدیرعامل و سرمربی نود (دوخسان) اورمیه، پس از سقوط تیمش به لیگ دسته دوم، در اظهاراتی تفرقه افکنانه بین دو شهر آذربایجان مدعی شده «مافیای تبریز» در فوتبال منطقه فعال است، ترک و کرد را در اورمیه به جان یکدیگر انداخته و میخواهد در آنچه که وی «شمالغرب» میخواند تنها یک تیم باقی بماند. او برای این اتهامات سنگین سند مشخصی ارائه نکرده است.
؛ اما پیش از هر چیز باید یادآوری کرد که تبریز و اورمیه دو شهر بیگانه و رقیب نیستند؛ دو شهر بزرگ آذربایجان و دو پاره تن یک جغرافیای تاریخیاند. قرار دادن یک شهر در برابر شهر دیگر، بیش از آنکه به فوتبال اورمیه کمک کند، با هدف بذر شکاف در میان جامعه آذربایجان بیان میشود.
حتی تعبیر «شمالغرب» در سخنان بهاری قابل تأمل است. جغرافیایی که خودِ تقسیمات رسمی جمهوری اسلامی دو بخش اصلی آن را «آذربایجان شرقی» و «آذربایجان غربی» مینامد، صرفاً یک جهت جغرافیایی بینام به نام «شمالغرب» نیست. اورمیه و تبریز در آذربایجان قرار دارند؛ حذف نام آذربایجان و جایگزینی آن با یک عبارت جهتنمای جغرافیایی، همان ادبیاتی آشنای ضدآذربایجانی و ضد ترکی است که هویت تاریخی این جغرافیا را هدف قرار میدهد.
تناقض بزرگتر اما در تاریخ خود باشگاه دوخسان اورمیه نهفته است. حضور این تیم در لیگ آزادگان در سال ۱۳۹۷ پس از انتقال امتیازی از فوتبال تبریز ممکن شد. ایرنا در همان زمان از انتقال سهمیه گسترش فولاد تبریز به اورمیه خبر داد و ایلنا نیز بعدها نوشت محمدرضا زنوزی، مالک تراکتور و ماشینسازی، امتیاز لیگ یکی را به مردم اورمیه «هبه» کرده بود؛ امتیازی که موجب شد تیم در لیگ یک حفظ شود. یعنی تیمی که امروز مدیرش از «مافیای تبریز» سخن میگوید، برای نخستین حضور جدی خود در لیگ یک از انتقال یک سهمیه از شهر تبریز آذربایجان به اورمیه آذربایجان بهره برده بود.
سوابق همچنین نشان میدهد نود اورمیه سالها در پی جلب حمایت ساختار سیاسی و اجرایی استان بوده است. اگر تیم نود سقوط کرده، پرسش نخست باید درباره مدیریت، منابع مالی، انتخاب مربی و عملکرد باشگاه باشد؛ نه اینکه ناکامی یک مجموعه ورزشی به شهری دیگر نسبت داده شود و رقابت فوتبال به ابزاری برای اختلافافکنی میان ملت آذربایجان تبدیل شود.
منتقدان این اظهارات معتقدند ادبیات یحیی بهاری، از چند جهت با گفتمان قومگرایان فارس یا همان جریان موسوم به «ایرانشهری» همپوشانی دارد؛ از اصرار بر سخن گفتن به فارسی در موضوعی کاملاً محلی گرفته تا حذف نام «آذربایجان» و جایگزین کردن آن با اصطلاح بیهویت «شمالغرب» و مهمتر از همه، قرار دادن تبریز و اورمیه در برابر یکدیگر. به باور این منتقدان، چنین فضاسازیای این شائبه را ایجاد میکند که بهاری میکوشد ناکامی مدیریتی خود در نود اورمیه را با ساختن یک «دشمن بیرونی» به حاشیه ببرد و همزمان، با نزدیک شدن به ادبیات مورد پسند برخی محافل سیاسی، حمایت آنان را برای ادامه فعالیت خود جلب کند.