تحولات یک سال اخیر در قفقاز جنوبی نشان میدهد که معادله سیاسی منطقه وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن جمهوری آذربایجان نهفقط بهعنوان یک بازیگر منطقهای، بلکه بهعنوان یکی از تعیینکنندگان اصلی نظم جدید قفقاز ظاهر شده است.
توافقها و اسناد مطرحشده در دیدار واشینگتن میان رهبران آمریکا، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، در عمل بخش مهمی از اصولی را که باکو از ابتدای روند صلح بر آن تأکید داشت، وارد چارچوب رسمی مذاکرات کرده است. مهمترین نکته این است که موضوع صلح دیگر صرفاً به امضای یک سند محدود نیست؛ بلکه به شناسایی روشن مرزها، پایان دادن به ادعاهای ارضی و ایجاد سازوکارهای پایدار ارتباطی و اقتصادی گره خورده است.
از نگاه آراز نیوز، یکی از مهمترین دستاوردهای این روند، تثبیت این اصل است که صلح پایدار در قفقاز نمیتواند با ابهام حقوقی یا حفظ ادعاهای تاریخی در اسناد رسمی ادامه پیدا کند. اگر ارمنستان خواهان ورود واقعی به مرحله صلح باشد، باید موانع حقوقی و سیاسی باقیمانده را نیز برطرف کند. در غیر این صورت، هر توافقی شکننده و موقت خواهد بود.
موضوع مهم دیگر، مسیر زنگهزور است. این مسیر فقط یک پروژه حملونقلی نیست؛ بلکه بخشی از نقشه جدید ژئوپلیتیکی اوراسیاست. اتصال مستقیم جمهوری آذربایجان به نخجوان، تقویت کریدور میانی و گسترش ارتباط میان تورکیه، قفقاز و آسیای میانه، میتواند وزن جهان تورک را در تجارت و ترانزیت بینالمللی به شکل محسوسی افزایش دهد.
در این معادله، جمهوری آذربایجان از یک مزیت مهم برخوردار است: پیروزی نظامی را به سرمایه دیپلماتیک تبدیل کرده است. باکو پس از جنگ، برخلاف سناریوی فرسایشی و انتقاممحور، مسیر صلح و بازتعریف روابط منطقهای را در پیش گرفت و توانست خواستههای اصلی خود را به موضوعات رسمی مذاکرات تبدیل کند.
برای تورکیه نیز این روند اهمیت راهبردی دارد. هرچه قفقاز باثباتتر، مسیرهای ترانزیتی بازتر و پیوندهای اقتصادی میان آناتولی، جمهوری آذربایجان و آسیای میانه عمیقتر شود، موقعیت تورکیه در ساختار جدید اوراسیا تقویت خواهد شد.
در نهایت، آنچه در واشینگتن شکل گرفت را باید بخشی از یک روند بزرگتر دانست: انتقال مرکز ثقل قفقاز از منازعه به ترانزیت، از جنگ به رقابت اقتصادی و از بنبست سیاسی به معماری جدید منطقهای. در این معماری، جمهوری آذربایجان و تورکیه جایگاهی دارند که میتواند در سالهای آینده بیش از گذشته تعیینکننده باشد.