بیش از یک سال پیش، در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۴، در پی هجوم مسلحانه مأموران امنیتی واجا به منزل مسکونی اینجانب، بدون ارائه حکم ورود و با تخریب درب منزل، و همچنین بدون ارائه حکم بازداشت، پس از اعمال ضرب و شتم شدید، بازرسی منزل و ضبط و مصادره وسایل شخصی از جمله تلفنهای همراه، تبلت، کتابها، لپتاپ و سایر اقلام شخصی، بازداشت شدم.
ادامه
پس از سه ماه بازجویی در شرایط فشار و تهدید و بدون امکان آزادی با قرار وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه، به زندان اوین منتقل گردیدم. یک ماه بعد، در دادگاهی که از دید اینجانب ماهیتی فرمایشی داشت و نتیجه آن از پیش تعیین شده بود، بدون امکان حضور وکیل مدافع، جلسه رسیدگی برگزار و بر اساس اتهاماتی که آنها را کاملاً بیاساس، واهی، ساختگی و ناشی از پروندهسازی میدانم، از جمله «همکاری با دول متخاصم» و «تجزیهطلبی»، در مجموع به هجده سال حبس محکوم شدم که با اعمال اصل اشد مجازات، این حکم به پنج سال حبس تقلیل یافت. با وجود گذشت بیش از یک سال، نتیجه اعتراض و فرجامخواهی نسبت به این حکم تاکنون مشخص نشده است.
از دیدگاه اینجانب، علت اصلی این پرونده، انتقاد از عملکرد حکومت و مخالفت با سیاستهایی بوده است که آنها را در راستای تضعیف فرهنگی و به حاشیه راندن سیاسی جامعه قشقایی میدانم.
فشسایی میدانم؛ سیاستهایی که به باور من، طی دهههای گذشته در قبال مردم قشقایی دنبال شده و بارها نسبت به آنها اعتراض و انتقاد کردهام.
از میان موارد متعدد آنچه تعدیات فرهنگی علیه جامعه قشقایی تلقی میشود، تنها به دو نمونه اشاره میکنم:
۱. مصادره و انتساب رسمی لباس سنتی و دیرینه قشقایی، موضوعی که بسیاری از مردم از اعتراض گسترده و ناتمام هزاران نفر نسبت به آن آگاه هستند.
۲. ثبت قالی و گبه قشقایی در یونسکو با عنوانی که از نگاه معترضان بازتابدهنده هویت واقعی آن نیست، در حالی که مستندات تاریخی مربوط به این آثار از ایل قشقایی تهیه شده است و به اعتقاد منتقدان، در اسناد ثبتشده اشارهای به نام قشقایی نشده است.
اگرچه اعتراض به این موارد و سایر آنچه ستمهای فرهنگی آشکار تلقی میشود، در مراجع قضایی داخلی به نتیجهای نرسیده و امیدی به تحقق آن وجود ندارد؛ اما حق خود میدانیم که برای دفاع از حقوق ملی و میراث فرهنگی خویش به نهادهای بینالمللی ذیربط مراجعه و مطالبات خود را پیگیری کنیم.
این موارد تنها نمونههایی از آن چیزی است که از منظر ما، سیاستهای انکار یا تحریف مؤلفههای فرهنگی قشقایی محسوب میشود؛ روندی که آن را تلاشی نظاممند برای محو هویت فرهنگی و تاریخی یک ملت و اقدامی در حال اجرا از سوی نهادهای رسمی حاکمیتی میدانیم.
در عین حال، جامعه قشقایی باید توجه داشته باشد که میراث ما صرفاً به پوشش سنتی و دستبافتههای فرهنگی محدود نمیشود، بلکه میراث تاریخی، اجتماعی و سیاسی ارزشمند دیگری نیز از نیاکانمان به ما رسیده است که حفظ، احیا و بازتولید آن نیازمند تلاش و مراقبت مستمر است؛ ارزشهایی همچون شجاعت، شهامت، آزادگی، سلحشوری، ظلمستیزی، مبارزه با استعمار خارجی و داخلی، عدالتخواهی و دیگر فضیلتهایی که بزرگان و نیاکان ما در پاسداری از آنها جانفشانی کردهاند.
جایگاه شایسته این میراث گرانبها نه در ویترین موزهها، بلکه در حافظه تاریخی، هویت جمعی و سینههای ماست؛ میراثی که باید راهنمای شیوه زندگی ما و نسلهای آینده باشد و از دستبرد و تحریف مصون بماند.
بر این باوریم که سکوت، انفعال و نظارهگر بودن در زمانهای که آن را دوران توطئه و دخالت بیگانگان میدانیم، به معنای همراهی و تأیید آن خواهد بود. همچنین تأکید میکنیم که فشار، تهدید و زندان مانعی برای پیگیری مطالبات و تلاش در جهت احقاق حقوق ملی نخواهد بود و مسیر دستیابی به آزادی، عدالت و نظامی عاری از تبعیض و ستم ادامه خواهد یافت.
این مسیر از نگاه ما، مبارزهای مدنی و دموکراتیک است که در امتداد راه نیاکان و بزرگانمان قرار دارد، در عمق تاریخ و فرهنگ ما ریشه دوانده و افقهای روشنی را پیش روی نسلهای آینده ترسیم میکند.
اسارتگاه اوین
۱۰ تیرماه ۱۴۰۵