اسماعیل جوادی، عضو شورای مرکزی تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان (دیرنیش)
مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، روز شنبه ۷ تیر مهمان برنامه «عمق میدان» در تلویزیون صدای آمریکا با اجرای خانم فهیمه خضر حیدری بود. در این مصاحبه چالشی، مصطفی هجری بهصورت نسبی در برابر پرسشهای بیتعارف خانم حیدری تحت فشار قرار گرفته بود و سعی کرد با ادبیاتی دیپلماتیک و گنگ، زمان مصاحبه را به پایان برساند.
ادامه مطلب
▪بخش اول
▪بخش دوم
اما در این گفتوگو، یکی از نکاتی که توجه راقم و شاید بسیاری از ناظران معادلات سیاسی ایران و همچنین بسیاری از فعالان کُرد را به خود جلب کرد، ادعای عبور حزب دمکرات کردستان از «مسئله و خطمشی جنگ مسلحانه» بود.
مجری برنامه بارها و مکرراً و بهصورت آشکار از مهمان خود سؤال کرد: با وجود انتقاد فعالان و گروههای کُرد، اعدام و ترور اعضای شما، بمباران و موشکباران اردوگاهها و نیز با وجود تجربیات میدانی و مسلح بودن نیروها، چرا شما منفعل ماندهاید؟
فشار مجری آنقدر زیاد بود که آقای هجری تلویحاً گفتند رهبری حزب دمکرات کردستان از خطمشی مبارزات مسلحانه عبور کرده است.
مجری برنامه با ظرافت و حرفهایگری روزنامهنگارانه پرسید: «پس امشب آیا میتوانیم این خبر را منتشر کنیم که حزب دمکرات کردستان به مبارزه مسلحانه پایان داده است؟»
هجری با نقض گفتههای پیشین خود گفت که ما نیروهای خود را برای آینده آماده نگه میداریم. مجری پرسید: «برای چه آیندهای؟» و وی بیان داشت که برای خود کردستان، برای حفظ آرامش و برای کنترل؛ و سعی کرد رندانه از ارائه پاسخی روشن طفره برود.
علیرغم مانورها و طفره رفتنهای هجری از پاسخهای روشن، این بخش از اظهارات او برای ما تورکهای آزربایجان، بهویژه در مورد مناطق غربی آزربایجان، بسیار مهم و استراتژیک بوده و خواهد بود.
مصطفی هجری در ادامه گفت که برای ایجاد اتحاد و همگرایی با همه نیروها در حال رایزنی و مذاکره هستند و تورکهای آزربایجان نیز یکی از گزینههای مذاکره به شمار میروند.
ایشان درست گفتهاند. از سالهای دور، نیروها و تشکیلاتهای مختلف حرکت ملی آزربایجان، با حفظ اصول و خطوط فکری و مبارزاتی خود، مذاکرات و دیدارهای گامبهگام با احزاب کُرد داشته و دارند. همچنین این نیروها، با تغییر تاکتیک، با نیروهای مرکزگرا که در برابر مطالبات حرکت ملی نرمش بیشتری نشان میدادند نیز مذاکراتی داشتهاند.
اما سؤال اساسی از آقای هجری این است که اگر شما با جمهوری اسلامی نمیجنگید، برای کدام روز مبادا و برای ایجاد چه نوع کنترلی سلاح در دست گرفتهاید؟ حزب دمکرات کردستان در آن روز مبادا، گلوله اسلحه را برای کدام آرامش و در کجا و به سوی چه کسی شلیک خواهد کرد؟
تفسیر این مسئله بسیار آسان است. به نظر راقم، جناب هجری در این گفتوگو آشکارا بیان کردهاند که هیچ جنگی با جمهوری اسلامی ندارند و منتظر هستند که جمهوری اسلامی، که در مسیر نزولی سقوط یا تغییر رژیم قرار گرفته است، مانند حیوانی زخمخورده با خونریزی از نفس بیفتد و در یک بحران شدید جناحی، داخلی و اعتراضی که همه گروههای اپوزیسیون در میدان حضور دارند، حزب دمکرات بهعنوان نیروی برتر در کردستان کنترل خیابانها را در دست گرفته و نیروهای کوچک رقیب را از گردونه خارج کند.
یکی دیگر از نکات مهم این مصاحبه این بود که خانم فهیمه خضر حیدری، صریح و بیپرده، به آقای هجری گفت که اطلاعات کافی دارد مبنی بر اینکه وقتی اسرائیل و ایالات متحده پاسگاههای مرزی را هدف قرار داده و از شما خواستند به سوی تهران حرکت کنید، شما و حزب دمکرات این درخواست را نپذیرفتید و مصر بودید که از کردستان به سوی اورمیه حرکت کرده و کنترل را در دست بگیرید؛ موضوعی که آقای هجری بار دیگر بهصورت رندانه از پاسخ روشن به آن خودداری کرد.
اما این اطلاعات و گفتههای خانم خضر حیدری برای تورکهای آزربایجان و احزاب سیاسی آزربایجان، نقطه اوج و حساسترین بخش این مصاحبه بود؛ زیرا خانم خضر حیدری، دانسته یا نادانسته، موضوعی بسیار مهم و حساس را افشا کرد که پیشتر نیز رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل به آن اشاره کرده بود. به این ترتیب، پازل این رویدادها تکمیلتر میشود و مشخص میگردد که رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و رئیسجمهور ایلهام علییئو در یک اقدام تاریخی و از طریق رایزنی و مذاکره با دونالد ترامپ مانع حرکت نیروهای کُرد شدهاند. همچنین، بنا بر برخی روایتها، ورود نیروهای نظامی تورک به منطقه برای مقابله با این روند نیز مطرح شده بود و نیروهای هویتطلب تورک آزربایجانی از سراسر آزربایجان به سوی اورمیه حرکت میکردند و برخی از تشکیلاتهای حرکت ملی نیز در عمق میدان، بستر این روند را آماده کرده بودند.
شاید روزی، در مصاحبهای دیگر، مجری دانسته یا نادانسته برخی ناگفتههای مربوط به عدم حرکت نیروهای حزب دمکرات و پژاک به سوی اورمیه را افشا کند؛ ناگفتههایی که آقای مصطفی هجری با بازی با کلمات تلاش کرد همچنان پوشیده باقی بمانند.
اما طبیعتاً چشمها و گوشها در جبهه تورکهای آزربایجان نیز برای حفظ منافع ملی، حیات و بقا، تیزبین و شنوا هستند. اگر جناب هجری یا افرادی چون ریوان ابدانان، سیامند معینی و دیگران، تاریکخانههایی علیه ملت آزربایجان داشته باشند، فداییان ملت آزربایجان و مبارزان گمنام حرکت ملی نیز با نوری که بر این تاریکخانهها میافکنند، خواهند کوشید تا «رسوا شود هر آنکه در او غش باشد».
البته در این میان بد نیست تلنگری هم به شومنها، فنومنها، موازیکاران و میکروسکوپچیهای حرکت ملی بزنیم.
چندین سال است که برخی مریضالحلقومهای سیاسی و شومنهای کوتوله در رسانهها و فضای مجازی مدعی بودند و اتهام میزدند: «ببینید، با کُردها تبانی کردهاند که اورمیه را به کُردها بدهند. ما نخواهیم گذاشت این خائنان اورمیه را به کرکوک تبدیل کنند» و اتهاماتی از این دست را مطرح میکردند؛ اتهاماتی که در راستای تضعیف کار تشکیلاتی در حرکت ملی و تضعیف روحیه کار جمعی در آن صورت میگرفت و هدفی جز گرفتار کردن ملت تورک آزربایجان در باتلاق جمهوری اسلامی نداشت.
اخیراً نیز با روشن شدن گوشهای از اقدامات بیصدا اما محکم فداییان و مبارزان حرکت ملی و تشکیلاتها، این افراد که در بلوک مورد وابستگی خود مورد مؤاخذه قرار گرفته و منزوی شدهاند، برای برهم زدن انسجام شورای تشکیلاتهای حرکت ملی، بهصورت مؤدبانه این بهانه را مطرح میکنند که این شورا تحت تأثیر عواملی خارج از حرکت ملی، از جمله باکو و آنکارا، قرار دارد و قرار نیست که ما همه دیدگاهها و تصمیمات آن را بپذیریم.
ناگفتههای رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل و برخی مطالب افشاشده در برنامه «عمق میدان» بار دیگر ثابت کرد که «آنکارا و باکو» نخستین خاکریزهای مبارزاتی حرکت ملی در خارج از کشور بودهاند؛ خاکریزهایی که میتوانند سرنوشت ۳۵ میلیون انسان را تغییر دهند. جمهوری اسلامی و برخی کشورهای کوچک اما قدرتمند منطقه نیز در تلاش هستند این خط را قیچی کنند و شبکههای موازیسازیشده آنها سالهاست که از هیچ اتهام، اهانت و اقدام تخریبی دریغ نکردهاند تا این «خط استراتژیک» متلاشی شود.
به این شومنها، فنومنها، مریضالحلقومها و موازیکاران حرکت ملی بار دیگر باید گفت و تأکید کرد که حرکت آزربایجان، از کوچههای تبریز قهرمان تا دیگر شهرهای آزربایجان، موضوع بحث و بررسی در میزهای تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی بوده است. بلوکبندیها و خطوط موجود در حرکت ملی نیز کاملاً مشخص هستند و معادلات یکصد سال گذشته توسط بلوکها و مأموران بینالمللی در حال تکرار است. همچنین تلاش برای قیچی کردن «بلوک آنکارا ـ باکو» با ترفندهای مختلف همچنان ادامه دارد و مبارزان گمنام و تشکیلاتهای حرکت ملی، فداکارانه و بهصورت علنی و در بسیاری از مواقع بهصورت غیرعلنی، فعالیتهایی را رقم میزنند که موجب خنثی شدن برخی پروژهها میشود و ناگفتههای مربوط به آنها نیز گاه پس از مدتهای طولانی افشا میگردد.