شومن‌گری به جای استراتژی؛ بزرگ‌ترین تهدید درون‌زاد علیه آزربایجان

2 ساعت پیش 5 دقیقه مطالعه اسماعیل جوادی
 شومن‌گری به جای استراتژی؛ بزرگ‌ترین تهدید درون‌زاد علیه آزربایجان

در تجمع هفته گذشته سازمان مجاهدین خلق در شهر برلین، حضور شماری از فعالان ملل غیرفارس و برافراشته شدن پرچم‌های متعلق به این ملل، به یکی از محورهای اصلی بحث و جدل در میان جریان‌های اپوزیسیون بدل شد؛ موضوعی که هم‌زمان به خوراکی برای پروپاگاندای رسانه‌ای سازمان مجاهدین خلق نیز تبدیل گردید.

در این میان، برافراشته شدن پرچم سه‌رنگ مبارزاتی حرکت ملی آزربایجان توسط چند تن از فعالان آزربایجانی حاضر در تجمع، واکنش‌های گسترده‌تری را در پی داشت. این اقدام بهانه‌ای شد برای بسیج لشکری از اکانت‌های رباتی وابسته به ارتش سایبری وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه علیه تشکیلات‌ها و فعالان حرکت ملی.

در فضای ایجادشده، موجی از تهدیدها و توهین‌ها بار دیگر تکرار شد؛ از جمله اتهاماتی مانند «خیانت»، «رفتن زیر پرچم مجاهدین»، «انحراف از تئوری استقلال» یا «ائتلاف با کردها». ادعاهایی کلیشه‌ای که نشان‌دهنده هراس ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی از همگرایی نیروهای غیرفارس و تلاش آشکاری برای ایجاد شکاف، بدبینی و تضعیف حرکت ملی به‌شمار می‌رود.

در حالی‌ که اندیشمندان و نیروهای تأثیرگذار جنبش ملی آزربایجان، با درک واقعیت‌های میدانی ایران و معادلات منطقه‌ای، به ضرورت حضور فعال و سازمان‌یافته تشکیلات‌های ملی، با حفظ خطوط اصلی و اصول مبارزاتی، بر هر میز سیاست‌گذاری واقف‌اند، برخی لیدرپندارها، شومن‌ها و فنومن‌های فضای مجازیِ منتسب به حرکت ملی، مسیری کاملاً متفاوت را دنبال می‌کنند.

این افراد با تکیه بر شعارهای تخیلی، لاف‌های قلمبه و ادعاهای رنگارنگ، نه‌تنها از ارائه راهبرد عملی ناتوان‌اند، بلکه عملاً هم‌صدا و هم‌راستا با اکانت‌های رباتی وابسته به اطلاعات سپاه حرکت می‌کنند. نتیجه این هم‌نوایی، حمله به تشکیلات‌های حرکت ملی و متهم‌سازی آن‌ها به «سازشکاری» است؛ اتهامی که بیش از آن‌که ریشه در واقعیت داشته باشد، بازتاب‌دهنده بی‌مسئولیتی سیاسی و فقدان درک عینی از میدان مبارزه است.

دوستان؛ همگی به‌خوبی می‌دانیم که حضور در میادین سیاسی، با هدف کسب امتیاز در مسیر هدف غایی، پیشبرد فعالیت‌های راهبردی، سازمان‌دهی نیروها و فراهم‌سازی رهبری یک خیزش بنیادین، از اساسی‌ترین فلسفه‌های وجودی هر تشکیلات و حزب سیاسی است.

بر همین مبنا، حضور دیپلماتیک رهبران تشکیلات‌ها و احزاب در مذاکرات و تعاملات مختلف، حتی با مخالفان فکری و میدانی، نه‌تنها امری ناپسند یا انحرافی نیست، بلکه بدیهی‌ترین حق و در عین حال وظیفه هر حزب و تشکیلات مبارز برای اثبات حقانیت مبارزه، مشروعیت و پیشبرد اهداف سیاسی به‌شمار می‌رود.

همه ما می‌دانیم که برای ساختن جامعه‌ای دموکراتیک و تضمین حق تعیین سرنوشت ملیت‌ها در آینده ایران، اتحاد همه ملل غیرفارس و در برخی مقاطع، مذاکره و همراهی سنجیده با بخش‌هایی از اپوزیسیون فارس، با حفظ کامل حقوق و مبانی مبارزاتی، می‌تواند آخرین میخ بر تابوت شاه و شیخ و ملا و هر نوع دیکتاتوری با هر پوشش و ظاهری باشد.

دقیقاً به همین دلیل است که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی، به اهمیت حیاتی این مسئله واقف‌اند و با بهره‌گیری از هر ابزار ممکن می‌کوشند این روند را عقیم بگذارند؛ از جلوگیری از شکل‌گیری اتحاد میان تشکیلات‌های تورک آزربایجانی و ائتلاف ملل تحت ستم گرفته تا ایجاد مانع در مسیر همگرایی آنان با نیروهای نسبتاً معقول اپوزیسیون فارس.

با این حال، تأسف‌بار آن‌که برخی افراد در درون حرکت ملی (چه در داخل و چه در خارج) حمله به تشکیلات‌ها را کم‌هزینه‌ترین مسیر می‌دانند و برای شومن‌گری رسانه‌ای، آن‌ها را به سیبل اصلی خود تبدیل می‌کنند؛ آن‌هم در حالی‌ که جرأت یا جسارت کوچک‌ترین محکومیت جنایات آشکار رژیم را ندارند.

رهبران احزاب و تشکیلات‌های ملی آزربایجان باید خود را برای تمامی سناریوهای محتمل در ایران و منطقه آماده کنند و بدون واهمه از هجمه‌ها، حملات مخالفان، شبکه‌های تخریب و شومن‌های اینترنتی، مسیر خود را ادامه دهند.

اتکا به فلسفه وجودی تشکیلات، احساس مسئولیت تاریخی و درک الزامات انقلاب ملی، ایجاب می‌کند که مبارزه و مذاکره به‌صورت هم‌زمان، آگاهانه و هدفمند پیش برده شود؛ چراکه تنها از این مسیر است که می‌توان گام‌به‌گام به سوی رهایی ملی و تحقق حقوق بنیادین ملت آزربایجان حرکت کرد.

ملت تورک آزربایجان پس از کودتای ۱۲۹۹ و استقرار فاشیسم پان‌ایرانیستی علیه خاندان تورک قاجار و در هم شکستن اتوریته تورک در ایران، امروز با یک فرصت تاریخی کم‌نظیر روبه‌رو است؛ فرصتی که می‌تواند به مثابه شلیک یک تیر تاریخی به سوی هدف حق تعیین سرنوشت ملی باشد.

از همین رو، در چنین بزنگاه حساسی، گرفتار شدن در احساسات زودگذر و هیجانات غیرعقلانی نه‌تنها کمکی به پیشبرد این هدف نمی‌کند، بلکه می‌تواند این فرصت تاریخی را نیز از میان ببرد. عقلانیت سیاسی، هوشیاری و کنش حساب‌شده، شرط بهره‌برداری از این مقطع سرنوشت‌ساز است.

با توجه به شرایط پیش‌رو و تحولات شتابان منطقه‌ای و داخلی ایران، آنچه در میانه این بازی سرنوشت‌ساز می‌تواند بیش از هر عامل دیگری به این فرصت تاریخی ضربه بزند، خود‌لیدرپنداری، حرکات هیجانی و شعارزده، سخنان نسنجیده، لاف‌زنی، گنده‌گویی و نمایش‌های بی‌پشتوانه است. در چنین مقطعی، نه هیجان جایگزین عقلانیت می‌شود و نه شومن‌گری می‌تواند خلأ استراتژی را پُر کند؛ بلکه این رفتارها عملاً به دشمن شماره‌یک این فرصت تاریخی بدل خواهند شد.

تدبیر، مشورت و اتکا به عقل جمعی، احترام به دیالوگ و حرکت هماهنگ نیروهای جنبش، و نیز همگن‌سازی و همخوان‌کردن مسیر جنبش با واقعیت‌های میدانی و معادلات بین‌المللی، رمز و کلید یک حرکت تاریخی موفق در مسیر تحقق حق تعیین سرنوشت ملی خواهد بود.

از همین‌رو، حضور فعال در اعتراضات میدانی علیه رژیم جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی و آمریکایی، با نمادهای حرکت ملی آزربایجان جنوبی و برافراشتن پرچم‌های مبارزاتی آزربایجان جنوبی، در کنار مشارکت در ائتلاف‌های سیاسی ملل غیرفارس و انجام رایزنی‌های سیاسی در اروپا، آمریکا و دیگر کشورها، می‌تواند نقشی مؤثر و تعیین‌کننده در پیشبرد اهداف عالی و مبارزاتی حرکت ملی آزربایجان ایفا کند.