چرا مذاکرات ایران و آمریکا در عمان به بن‌بست خواهد رسید؟

۱ ساعت پیش 2 دقیقه مطالعه خاقان توران عضو شورای مرکزی تشکیلات دیرنیش
 چرا مذاکرات ایران و آمریکا در عمان به بن‌بست خواهد رسید؟

پایان گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در عمان و اعلام تصمیم‌گیری برای ادامه مسیر گفتگوها، بازتاب تضاد بنیادین در «کارکرد مذاکره» میان بازیگران درگیر بود. تضادی که عملاً امکان توافق را از پیش مسدود می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران، مذاکره را نه برای حل مسئله، بلکه به ابزار خرید زمان، مهار فشارهای بین‌المللی و مدیریت افکار عمومی تبدیل کرده است، بی‌آنکه الزاماً تعهدی برای تغییر رفتار یا پذیرش سازوکار مشخصی در کار باشد.

در سوی مقابل، برای واشینگتن، مذاکره نه الزاماً مسیر حل اختلاف، بلکه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به گزینه‌های سخت‌تر است. از تکمیل آرایش نظامی در منطقه گرفته تا آماده‌سازی افکار عمومی و متحدان برای سناریوهای پرهزینه‌تر. 

در این میان، کشورهای منطقه با نگرانی فزاینده‌ای تحولات را دنبال می‌کنند. ترس از موشک‌پرانی، بی‌ثباتی امنیتی و تبعات یک درگیری فراگیر، این کشورها را به حامیان «هر نوع مذاکره‌ای» بدل کرده است، حتی اگر نتیجه آن نه صلح باشد و نه توافق، بلکه صرفاً تعویق بحران آنها را راضی می‌کند.

بنابراین، وقتی هر طرف، مذاکره را برای هدفی متضاد می‌خواهد، خروجی طبیعی آن نه توافق است و نه تنش‌زدایی پایدار. آنچه باقی می‌ماند، نوعی «مدیریت اجبار زمان» است. کش دادن روندی که همه می‌دانند به نقطه حل‌وفصل نمی‌رسد، اما پایان آن نیز پرهزینه است.

در چنین بستری، عباراتی مانند «مقرر شد مذاکرات فنی ادامه یابد» بیش از آنکه حامل معنا باشند، کارکرد دیپلماتیک دارند. تجربه روابط بین‌الملل نشان می‌دهد تمدید گفت‌وگوها در غیاب سازوکار روشن، دستورکار مشترک و افق زمانی مشخص، اغلب زبان مؤدبانه‌ی اعلام بن‌بست است. بن‌بستی که هنوز کسی حاضر نیست مسئولیت اعلام رسمی آن را بپذیرد.